در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما نمیدانم چرا هر وقت نامی از نمایشهای کودکان برده میشود بخصوص در حوزه تلویزیون ناگهان تمام اصول و قواعد تئاتر و نمایش به هم میریزد و همه چیز به صرف اینکه مخاطب کودک است تغییر میکند و شاید یکی از دلایل عدم موفقیت برخی از نمایشهای تلویزیونی کودکانه هم همین باشد.
اینکه ما شعور و فهم مخاطبمان را دست کم میگیریم و براساس همان ذهنیتهای غلط خودمان برای او نمایشنامه مینویسیم و اجرا میکنیم.
اما علاوه بر بحث نمایشهای تلویزیونی، پای نمایش به اجرا هم باز شده و از ابتدا نشان داده که موفق بوده است. اجرا همراه با نمایش چند سالی است که توانسته تحول نیکویی در برنامههای کودکان به وجود آورد. اینکه برخلاف سالهای گذشته که زبان واسطه، یک عروسک بود و مجری در خلال صحبت با او، حرفهایش را به بچهها منتقل میکرد این بار خود مجری دست به کار میشود و با یک اجرای نمایشی با تخیل و رویاهای بچهها همراه میشود.
اما این که سالها کدامیک در ارتباط با مخاطب موفقتر بوده است، نظرات متفاوتی مطرح است. اما به نظر میرسد هر کدام از اینها به دلیل جذابیت ذاتی نمایش میتواند تاثیرگذار و موفق باشد اگر در اجرا دچار نقصان و تکرار نشود.
سالهاست که نه قرنهاست از یونان باستان تا امروز تئاتر و نمایش برای انسانها جذاب بوده است و در گذر سالها هیچ چیزی از جذابیت آن کم نشده است، حتی زمانی که سینما به جنگ آن آمد و بعد تلویزیون به جنگ هر دوی آنها رفت، هر چند طولی نکشید که تلویزیون فهمید بدون نمایش و تئاتر و سینما هیچ جذابیتی ندارد و بعد همه اینها در یک اشتراک پنهان توانستند تلویزیون را جادوییتر کنند. بعد در خلال همین سالها آزمون و خطاهای زیادی پیش آمد تا کمکم تجربههای خوبی به دست آمد. صدها تجربه کوچک و بزرگ... اجراهای نمایشی هم یکی از همان صدها تجربه ریز و درشتی بود که طی سالها نشان داد در ارتباط با مخاطب موفقتر است و دیگر بچهها حاضر به تماشای اجراهای خشک و سرد و بیروح نیستند.
در تلویزیون هم این تجربه به محک آزمون گذاشته شد و بعد از موفقیت چنان همهگیر شد که حتی پایش به اجرای خبر هم باز شد، البته با کمی جرح و تعدیل. بازی فقط در الفاظ ماند و کار به اجرای فیزیکی کشیده نشد. هر چند همان تغییر زبان در خبرها هم مورد استقبال قرار گرفت.
در چند سال گذشته چند برنامه کودک توانستند از اجراهای نمایشی خوب استفاده کنند.
برنامه فیتیله، با اجرای فیتیلهایها، عموپورنگ برای کودکان و خردسالان به نظر میآید توانستند به ترکیب خوب از اجرا و کارهای نمایشی برسند.
برنامه رنگین کمان با ترکیبی از شعر و موسیقی به آنها توانسته طیف وسیعی از مخاطب را جذب کنند، مخاطبی که دیگر صرفا کودک نبودند و خیلی از بزرگترها هم جذب حرکات و اجرای مجریان شدند، حرکاتی که با حفظ اصول و چارچوبهای درست و علمی استفاده به جا از موسیقیهای شاد و مهیج توانست کانال ارتباطی بسیار موفقی به مخاطب به وجود آورد.
تجربه استفاده از نمایش در برنامههای کودک صرفا در اجرا نبود، نمایش به عنوان یکی از جذابترین آلات برنامهسازیها محسوب میشود. این وسیله آنقدر مهم است که دیگر شما کمترین برنامهای را میبینید که از آن استفاده نکرده باشد. نمایشهای داستانی که به هر مناسبتی ساخته میشوند، اگر خوب و منسجم ساخته شوند میتوانند بسیار موفق شوند. هرچند ما در طی این سالها تجربههای شکست خورده زیادی در پرونده تلویزیون داریم، اما اگر خوشبینانه نگاه کنیم همین تجربههای شکست خورده شاید بتواند، اندوختههای ذهنی ما را در ساخت برنامهها و نمایشهای بهتر، غنی کند و به کمکمان بیاید.
حمیده طاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: