نوشته های دیواری و نقاشی ، شعارهای مردمی و سرودهای انقلابی از مهم ترین عوامل تهییج ، انگیزه بخشی و ایجاد حرکت در هر انقلابی محسوب می شوند. در این میان سهم سرود و موسیقی به دلیل اثرگذاری و ماندگاری بسیار مشخص است.
در قرن 20، هر انقلابی که به وقوع پیوسته ، سرود و آثار موسیقایی خود را بنا به شرایط اجتماعی سیاسی و مسائل فرهنگی آن دوره خاص تاریخی ، شکل داده است. هرچند این رویکرد مختص انقلاب های اخیر نبوده و در هر دوره ای این رویه تداوم داشته است. (به عنوان نمونه سرود مارسیز در انقلاب فرانسه)
در سرزمین ما، همزمان با انقلاب مشروطه ، آثار موسیقی با مضامین انقلابی پدید آمد تا پیش از این هنرهای سنتی و ازجمله موسیقی به دلیل ماهیت و تفکر معنوی مذهبی حاکم بر آن از مسائل زمینی و مادی و ازجمله رویدادهای اجتماعی سیاسی دور بودند. با انقلاب مشروطه که زمینه تغییرات چشمگیر در تاریخ و فرهنگ پدید آمده و نگرش هنرمندان به ساحت هنر نیز تغییر کرده ، تصانیف ملی میهنی با رویکردی کاملا سیاسی با مضامین اجتماعی ، انقلابی و آزادیخواهی ساخته شد تا علاوه بر آن که نقطه شروعی برای تغییرات بنیادین موسیقی ایرانی فراهم شود، این موسیقی را به عرصه فعالیت های اجتماعی و حتی سیاسی بکشاند.
عارف قزوینی و انقلاب: چهره شاخص انقلاب مشروطه که با ساخت تصانیف متعدد، سهمی عمده در همراهی هنر ایرانی با انقلاب اجتماعی دارد عارف قزوینی است. عارف ، شاعری توانا بود که اشعار تصانیف را خود می ساخت و با آهنگی که خود ساخته بود می خواند. برخی دلیل موفقیت تصانیف عارف را همین خصوصیات می دانند؛ چراکه این تصانیف نه فقط از جنبه سیاسی و رویکرد ملی میهنی ، بلکه به لحاظ ساختار موسیقایی و ارزش تاریخی نیز از مهم ترین و برجسته ترین تصانیف موسیقی ایرانی به شمار می روند. به هر روی ، از میان مجموعه تصانیف او، حدود 14 تصنیف به انقلاب مشروطه اختصاص دارد. این تصانیف هر یک به دلایل خاص ساخته شده و به نوعی تاریخ انقلاب مشروطه را روایت می کند. (با مراجعه به یادداشت های عارف دلایل ساخت و مناسبت خلق تصنیف ها مشخص می شود)به عنوان نمونه به چند مورد می توان اشاره کرد.
تصنیف ای امان از فراقت امان : «اول تصنیف که بعد از مرحوم شیدا در طهران در ورود قاتحین ملت به تهران ( 1326ه.ق) ساخته ام».
از خون جوانان وطن لاله دمیده (آواز دشتی: «این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. به واسطه عشقی که حیدرخان عمو اوغلی بدان داشت ، میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد.»)
تصنیف «گریه کن که گو» در سوگ کلنل محمدتقی خان پسیان یا تصنیف چه شورها که برای آذربایجان و به قول خود عارف خیالات ترک ها برای آذربایجان ساخته شده است.
در فاصله میان دو انقلاب (مشروطه و انقلاب اسلامی 57) حوادث و رویدادهای متعددی نظیر شهریور 1320، کودتای 28مرداد 1332و... روی داده است. در این سال ها، اگر چه تعداد آثاری که رویکرد اجتماعی سیاسی دارند، اندک شمار است ، اما آثار ماندگاری به چشم می آید که برخی از آنها هنوز هم ورد زبان مردم است.
سرود 30 تیر، اثری است که شعر آن را استاد ابوالحسن صبا سرود. علینقی وزیری آثاری نظیر «کشور ما، کشور ایران بود» را ساخت و روح الله خالقی با ساخت و اجرای سرود «ای ایران» یکی از مشهورترین آثار ملی میهنی را در تاریخ معاصر کشورمان رقم زد. از سال 1356با شروع حرکت های پیدا و پنهان در جهت رشد و گسترش حرکت های انقلابی ، آثار موسیقایی متعددی پدید آمد.
این آثار را به لحاظ جایگاه و پایگاه اجرایی ، ساختار موسیقایی و شیوه های اجرا به 3 دسته می توان تقسیم کرد.
1- سرودهای انقلابی با مضامین اسلامی:
بخشی از آثار موسیقایی دوران انقلاب 57، سرودهایی هستند که به وسیله گروه کر و اغلب بدون همراهی ساز اجرا شده اند. این سرودها مفاهیم و مضامین انقلابی را در پیوند با اعتقادات مذهبی و رهبری امام خمینی مدنظر داشتند. «الم نشرح ، لک صدرک» و «خمینی ای امام» از مشهورترین و شاخصترین این سرودها هستند. حمید شاهنگیان که هم اکنون عضو هیات امنای انجمن موسیقی ایران است ، ساخت این دسته از سرودها و سرپرستی اجرای آنها را به عهده داشته است. ریتم ساده و اغلب دو ضربی یا چهار ضربی و ملودی های ساده و تکرار شونده با پرهیز از پیچیدگی وجوه موسیقایی این آثار را تشکیل می دهند. در واقع غیرحرفه ای بودن مجریان این سرودها که بیشتر در پرتو انقلاب اسلامی گرد آمده بودند، خصوصیت انقلابی بودن ، شعاری بودن و مناسبتی بودن این دسته از آثار دوران انقلابی را متمایز می سازد. شاید عنوان سرود مناسب ترین نام برای این طیف از موسیقی های آن دوران باشد. پس از انقلاب و بخصوص در دهه 60 این مجموعه آثار به عنوان سرود در مدارس اجرا می شد. از دیگر خصوصیات این سرودها، نزدیکی به بیان محاوره ای ، نزدیکی به شعارهای مردمی و یادگیری و اجرای نسبتا آسان آنهاست.
2- سرودهای موسیقایی ترانه مانند:
همزمان با انقلاب و در سال های اولیه ، آثار دیگری پدید آمدند که خصوصیات انقلابی و اجتماعی را در قالب سرود ارائه می کردند. اما بهره گیری از ملودی های عامه پسند و نزدیکی آنها به ترانه های مردم پسند، وجه مشخصه این دسته از آثار بود. در واقع عنصر حماسی انقلابی در کنار عناصر مردم پسند، سروده هایی را شکل داد که بسیار زود مورد توجه مردم قرار گرفت و ورد زبان ها شد.
این آثار که از خاطره انگیزترین ترانه ها و سرودهای دوران انقلاب به شمار می روند، اغلب به وسیله آهنگسازانی ساخته می شد که پیش از آن ترانه های بسیار مشهور مردم پسند را در کارنامه خود داشتند. «ایران ، ایران ، ایران ، رگبار مسلسل ها» یا همان سرود «الله ، الله ، الله اکبر» با صدای رضا رویگری از ساخته های فریدون خوشنود از جمله شاخص ترین و مشهورترین اثر این طیف از آثار دوران انقلاب است.
این آهنگسازان که در ساخت ملودی های ساده و جذاب و مناسب ذوق عموم مردم تبحر داشتند، با استفاده از ریتم های مناسب آثار انقلابی و مضامین مردمی اجتماعی و انقلابی ، بخشی از آثار جذاب ، به یادماندنی و خاطره انگیز دوران انقلاب را رقم زدند. «هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید» ، «الله ،الله » و در سال های بعد «ای مجاهد شهید مطهر» ساخته احمد علی راغب در سوگ استاد مطهری از جمله مشهورترین آثار این دوران به شمار می روند.
3- آثار کانون چاوش:
کانون موسیقی چاوش در سال 1356 به همت هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده تاسیس شد. حضور اعضای گروه شیدا و عارف که همگی از اعضای مرکز حفظ و اشاعه و فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا بودند، یکی از مراکز مهم خصوصی در عرصه موسیقی معاصر ایران را شکل داد. پرویز مشکاتیان ، خانواده کامکارها، هادی منتظری ، اسماعیل صدقی آسا، ناصر فرهنگ فر، بهمن رجبی ، درویش رضا منظمی ، علی اکبر شکارچی و جمشید عندلیبی و... هنرمندانی بودند که پس از انقلاب به عنوان موسیقدانان شناخته شده موقعیت خود را در موسیقی ایران تثبیت کردند.
کانون چاوش بنا به یک نیاز یا ضرورت شکل گرفته بود. در واقع موسسان این کانون به دلیل گرایش های اجتمای و علاقه به آثار موسیقی مرتبط با جریان های اجتماعی سیاسی آن دوران ، راه خود را از مرکز حفظ و اشاعه و موسیقی رادیو تلویزیون جدا کردند.
قطعه «حصار» و «سواران دشت امید» که در سال 1356به وسیله حسین علیزاده ساخته شده ، چنین رویکردی را به خوبی نشان می دهد. لطفی ، علیزاده و مشکاتیان در مقام آهنگساز و سرپرست گروه از تابستان (57 قبل از انقلاب) تا 61 مجموعه آثاری با رویکرد انقلابی اجتماعی پدپد آوردند که با عنوان مجموعه چاوش (از شماره 1 تا 9) شناخته می شود.
شب نورد، آزادی ، ای پدر، میهن ، کاروان شهید و سپیده از محمدرضا لطفی ، ژاله خون شد ، اتحاد، شهید، آزادی و خاموشی از حسین علیزاده ، رزم مشترک ، مرا عاشق ، پیروزی و ایرانی از پرویز مشکاتیان و بخوان هموطن و نیشتمان از هوشنگ کامکار مشخص ترین آثار انقلابی این کانون هستند. وجوه موسیقایی ، ساختار متنوع و گاه پیچیده ، بهره گیری از امکانات موسیقی ایرانی و ساختار صوتی آن ، استفاده از اشعار قوی ، زیبا و پرمحتوا در پیوند با عناصر موسیقایی مورد نیاز این گونه آثار نظیر ریتم و تحرک آنها، آثار درخشانی را به لحاظ موقعیت تاریخی و تعامل با حرکت های مردمی به وجود آوردند. ضعف یا قدرت این آثار متغیرات و همان طور که آثاری معمولی و گاه حتی پیش پا افتاده در آنها به چشم می خورد که تنها وجه سیاسی دارند، آثاری ارزشمند و منسجم با ساختار موسیقایی قابل توجه نیز در آنها مشاهده می شود که علاوه بر نشان انقلابی اجتماعی ، از جمله آثار ماندگار موسیقی معاصر ایران نیز محسوب می شوند.
حساسیت هنرمندان و تاثیر آنها از شرایط آن دوران به نوعی محکم ترین پاسخ برای آنانی است که همواره موسیقدانان ایرانی را به انزوا، گوشه گیری و عدم تاثیر از اجتماع یا ارتباط با مردم محکوم کرده اند.
حسین علیزاده نقل می کند که شب 17 شهریور طی تماس تلفنی ، دوستی به او گفته : «ژاله خون شد»؛ این جمله ، تصنیف یا سرود ژاله خون شد را در همان شب شکل داد. علیزاده می نویسد:«یارای حرکت نداشت.
روز هفدهم بدون خورشید آغاز شد.
صدای همهمه پرشوری از افق اوج گرفت.
اندک اندک موجی عظیم که خورشید را به دوش داشت در شهر نمایان شد.
آن روز خورشید از ژاله طلوع کرد
تا عشق را بیاموزد،
نور بگیرد،
تابان بماند.
نبض مرموز می تپید و لحظه به لحظه صدایش بلندتر می شد.
و ناگهان
سکوت ، سکوت و سکوت.
ژاله خون شد.
نبض مرموز ایستاد
و هیچ گاه خورشید به افق بازنگشت
او ماند،
در ژاله ماند».
شیما بخشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم