عکسهای انقلاب ایران را در مقایسه با عکسهای دیگر انقلابها در سایر نقاط دنیا، چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من عکسهای ما فوقالعاده است. با این که ما هیچ کدام تجربه این نوع عکاسی را نداشتیم، (چون ما اصلا انقلاب ندیده بودیم) به همین خاطر، عکسهای انقلاب ما یک خصوصیتی دارد که انقلابهای دیگر ندارد. عکسهای انقلاب ما یک نگاه آماتوری به یک واقعه است و به همان اندازه در مقایسه با کار عکاسانی که تجربه در این زمینه داشتهاند، خالص و نابتر است.
میتوانید از میان عکسهایی که دیدهاید یا تصویرهایی که ثبت کردهاید مهمترین آنها را نام ببرید؟
از عکسهای خودم نمیگویم، اما میتوانم از 3عکس شاخص آن دوران نام ببرم که به نظر من از مهمترین عکسهای آن زمان است. یکی عکسی است که آقای پرتوی از همافرها گرفته است، هرچند عکس سادهای است، اما زمانی که این عکس دیده شد، همه فهمیدند که فاتحه حکومت خوانده شده است. این عکس این پیغام عجیب را داشت. عکس دیگر تصویر راهپله هواپیمایی است که حضرت امام خمینی (ره) از آن پیاده میشوند، البته تا چند سال پیش این عکس با حذف و سانسور نشان داده میشد ولی سال گذشته عکس کامل این لحظه را نشان دادند که جای خوشحالی دارد. عکس دیگر هم مربوط به روز 17 شهریور بوده که آقای ملکی این عکس را گرفته است. این عکسها که اسم بردم تصاویر شاخصی است که به عنوان یک سند تاریخی برهههای مهم انقلاب را نشان میدهند.
آیا هر نوع عکسی میتواند سند باشد؟
هیچ عکسی حتی عکسی که ایراد فنی داشته باشد، بیارزش نیست. چون تنها سندی است که از آن موقعیت باقی مانده. از نظر تاریخی هیچ عکسی بیارزش نیست. ولی مسلما تعدادی عکس هست که به عنوان عکسهای تاثیرگذار، مقطع خیلی مهمی را نشان میدهند و به همین خاطر، یک سروگردن بالاترند.
اهمیت بصری عکس چه میشود؟
من از دیدگاه هنری به اینها نگاه نمیکنم. اصلا هنر بخش کوچکی از عکاسی است. اصلا برایم مهم نیست که ارزش هنری دارند یا ندارند. اینها ارزش تاریخی دارند. نکته مهم هم این است که از این حادثه تاریخ مصور داریم. ولی هیچ کس متوجه نیست. هیچ کس آرشیو نمیکند. بجز آن چند کتابی که در آن سالها منتشر شد، هیچ کتابی نداریم.
بنا بر نظر شما هر عکسی سند است و اهمیتی ندارد که عکاس حرفهای باشد یا خیر؟
از دوران انقلاب سه نوع عکس باقی مانده، یک تعداد عکسهای عکاسانی است که سابقه داشتند مثل آقای صیاد، شاندیز، کاوه گلستان، پرتوی، ملکی، من و تعدادی دیگر از عکاسان کیهان و اطلاعات که 20 سال بود عکاسی میکردند، اما جالب بود که تجربه عکاسی از انقلاب را نداشتیم، این مساله در عکاسی ایران بسیار مهم بود. یک گروه دیگر که عکسهای خاصی دارند، مردم عادی بودند و از دستهها و تظاهرات عکس میگرفتند، مثلا حرکت همافرها را خیلی از مردم و حتی خود همافرها عکس گرفتند که عکاسان حرفهای از این لحظه عکس ندارند. یک گروه عکاسان بودند که از آژانسهای خبری خارجی آمده بودند. من مطمئنم که خیلی عکس داریم که دیده نشده. اگر اینها را جمع کنیم با نگاههای مختلف میتوان دهها کتاب درآورد.
و حرف آخر؟
الان در زمانی و جایی زندگی میکنیم که هر عکسی را چاپ نمیکنند. به نظر من، ما وظیفهمان نشان دادن تصاویر آن زمان است و قضاوت بر عهده بیننده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم