میرکریمی فیلمساز روستایی است، روستایی نه به معنای عام آن بلکه به این معنا که فضای روستایی و خارج از کلانشهری چون تهران را خوب میشناسد و در تصویرسازی آن بسیار موفق است. او این موفقیت را در سریال «بچههای مدرسه همت»، «کودک و سرباز»، «زیر نور ماه»، «اینجا چراغی روشن است» و «خیلی دور، خیلی نزدیک» به نمایش گذاشت. در 4 اثر اول شخصیتهای میرکریمی یا در خارج از شهرند و یا افرادی هستند که از نقاط مختلف کشور در یک مکان جمع شدهاند.
میرکریمی در نمایش صداقت و پاکی ضمیر این افراد استاد است و در سریال «بچههای مدرسه همت» و «زیر نور ماه» به خوبی آنها را به نمایش گذاشت و تحسین همگان را برانگیخت. در فیلم «اینجا چراغی روشن است» هم میرکریمی مستقیم به سراغ آدمهایی رفت که در دل طبیعت زندگی میکنند و چون طبیعت پاک هستند. در «خیلی دور، خیلی نزدیک»، میرکریمی شخصیت شهرنشین و مدرن خود را از شهر دور کرد و در طبیعت او را به رستگاری رساند.
با نگاهی به این فیلمها که هر کدام نقطه عطفی در پرونده کاری میرکریمی به شمار میآیند میتوان به این نکته پی برد که این کارگردان به فضای شهر اطمینانی ندارد و با آن چندان دوست نیست که شخصیت فیلمهای خود را در فضای آن قرار دهد. این عدم وفاق را میتوان در آخرین فیلم او، «به همین سادگی» دید. اولین پلانی که میرکریمی در این فیلم به نمایش میگذارد تصویری زشت و نامانوس از شهری است که بر پشتبامهای آن دیشهای ماهواره، طنابهای لباس و زنان سرگردان و خسته دیده میشوند.
چنین به نظر میرسد که میرکریمی در فیلم «به همین سادگی» میخواسته از چهره زشت شهر تصویری تاثیرگذار بسازد. او برای روایت قصه خود زنی را انتخاب کرده است که از زندگی در این شهر شلوغ و روابط و پیچیدگیهای آن خسته شده و دوست دارد به دامان زندگی گذشته خود که در شهرستان است برگردد. این زن که طاهره نام دارد در یک آپارتمان شلوغ و پر رفتوآمد زندگی میکند. آپارتمانی که باید نمونهای از مردم شهر را در خود جای دهد و طاهره در رودررویی با آنها دیدگاه کارگردان را به بیننده منتقل کند؛ اما واقعیت این است که میرکریمی در این تصویرسازی نتوانسته است موفق باشد.
چند سال پیش ناصر تقوایی در فیلم «کاغذ بیخط» گوشههایی از زندگی یک زن شهرنشین، خانهدار اما مدرن را به نمایش گذاشت. زنی که از شرایط یکنواخت زندگی خود کلافه شده بود و میخواست آن را تغییر دهد. تقوایی در «کاغذ بیخط» از تمام امکانات خوب فیلمسازی اعم از فیلمنامه، کارگردانی، بازیگران و عوامل فنی استفاده کرد تا این زن جایگاه اصلی خود را پیدا کند.
میرکریمی هم در فیلم «به همین سادگی» به سراغ یک زن خسته از زندگی روزمره رفته است. این زن سنتی است و بنابه تربیت و ذات خود زندگی خانوادگی را بدون پرسشهای فلسفی میپذیرد و حفظ آن برایش یک اصل است؛ اما واقعیت این است، میرکریمی با نادیده گرفتن این سرشت پاک و روستایی او را تا حد تمسخر بچههایش پایین آورده است. میرکریمی خانواده و شهر را در رودررویی با طاهره محکوم کرده است بدون اینکه از این شخصیت چهرهای محکم و درست ارائه کند. شخصیت طاهره هیچ شاخصهای ندارد تا بتواند قهرمان فیلم «به همین سادگی» باشد. او زنی معمولی است که فقط میتواند به درددل همسایهها گوش کند و گاهی هم دلتنگ شود و البته تنها راه گریز از این دلتنگی را ترک خانواده خود بیابد.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم