گفت وگو با مرشد محمد احدی پرده خوان

تعزیه یک نفره

در خانواده ای مذهبی متولد شده و پدرش از تعزیه خوانان مطرح تهران بوده است. از کودکی به واسطه حضور در کنار پدر با شیوه های سنتی نمایش ایرانی آشنا شده و ازهمان موقع در تعزیه هایی که پدر در آنها حضور داشته ، بازی کرده است.
کد خبر: ۱۵۸۰۴۰

محمد احدی از دوران نوجوانی و در کنار هنرمندان با تجربه نمایش سنتی - ایرانی پرده خوانی و نقالی را تجربه کرده و در سال ها حضور در عرصه اجرای نمایش های سنتی - ایرانی شیوه های مختلفی چون مصیبت خوانی ، تعزیه خوانی ، روایت خوانی ، پرده خوانی ، منقبت خوانی ، معرکه های پهلوانی ، مساله و مضحکه را براساس متون مکتوب نقل های شفاهی آموخته و اجرا کرده است.

بازیگری در نمایش هایی چون سوگ سیاوش ، لیلی و مجنون ، طبیعت عشق و گود مقدس به واسطه تسلطش بر اجرای شیوه های ایرانی طی چند سال اخیر به بخشی از کارنامه صحنه ای او تبدیل شده است. مرشد احدی در چهارمین همایش آیین های عاشورایی نیز 6مجلس پرده خوانی را اجرا کرد.

آقای احدی در ابتدا توضیح مختصری درباره پرده خوانی و خاستگاه های آن در حوزه نمایش سنتی ایرانی می دهید؟

پرده خوانی یکی از قدیمی ترین شیوه های نمایش ایرانی است و با نقالی تفاوت های زیادی دارد. این شیوه نمایشی با پندیات و ادبیات شروع می شود و بعد حکایاتی درباره ائمه و وقایعی چون وقایع عاشورا به آن افزوده می شود.

اجراهای شما براساس مجالس و طرح های مکتوب انجام می شود؟ بداهه و شرایط محیط و تماشاگر چقدر در اجراهایتان تاثیر دارند؟

من همیشه شرایط، تعداد تماشاگران و فضای اجرا را در نوع پرده خوانی و کیفیت آن دخیل می دانم. پرده خوانی نوعی نمایش خیابانی است و شیوه جذب تماشاگر نیز در آن شباهت زیادی به کار خیابانی دارد. با این تفاوت که ما در این شیوه حرفی را که در خیابان می گوییم ، در پرده خوانی هم نقل می کنیم. اما درباره متن مکتوب چیزی نزدیک به 360 مجلس پرده خوانی تعزیه در ذهن من است و به قول معروف و حدیث عشق در دختر نباشد. این مجالس در هیچ کتابی نیست پرده خوانی شاخه ای از یک طریقت است. اما در زمان اجرای مجالس آنها را کوتاه یا بلند می کنم و براساس شرایط و جمعیت مخاطبان ضعیف یا قوی نقل می کنم.

البته هیچ کدام از مجالس پرده خوانی در چنین شرایطی به طور کامل مطلوب اجرا نمی شوند. آرزوی من این است که یک روز کارهای اصلی پرده خوانی را در زمان و مکان اصلی آن اجرا کنم.

منظورتان از زمان و مکان اصلی پرده خوانی چیست؟

ما باید فضای مستقل خاص پرده خوانی داشته باشیم. در این مکان پرده خوان ها خواهند توانست حرفشان را آزادانه بزنند و از سر تعمق با تماشاگر ارتباط برقرار کنند. در چنین فضایی ما مجبور نیستیم مجالس را کوتاه کنیم. در شرایط کنونی ، تمام حواس من باید متوجه وارد کردن تماشاگران و جذب کردن آدم هایی باشد که در حال رفت و آمدند. البته یک پرده خوان باید بتواند تماشاگر را تحت هر شرایطی مجذوب کار خودش کند. همان طور که می دانید، پرده خوانی در بازار اجرا می شده و پرده خوان ابتدا مخاطب و تماشاگرش را کنجکاو می کرده و مثلا با یک شعر یا خلق موقعیت به سمت پرده می کشانده و بعد کارش را شروع می کرده است. پرده خوانی ، تعزیه یک نفره است که در آن یک نفر (پرده خوان) همه نقش ها را به تنهایی بازی می کند.

در حال حاضر آیا متون پرده خوانی به صورت کامل در اختیار نسل های بعدی قرار دارد؟ یا می توان چنین کاری را برای حفظ و استمرار این شیوه نمایشی انجام داد؟

ما هر چه داریم سینه به سینه و به صورت شفاهی انتقال یافته و به استعان رسیده است. بخشی از اینها البته از میان خطوط کتاب های جوهری قدیم است ؛ عمده مجالسی که به صورت شفاهی یا بعضا مکتوب در اختیارماست ، که به 300 تا 400 سال پیش و دوران صفوی مربوط می شود. در این سال ها پرده خوانان نقش حافظ میراث فرهنگی را داشته اند و این میراث را مثل گنجینه ای در سینه هایشان حفظ کرده اند.

شرایط اجرای مجالس پرده خوانی در همایش آیین های عاشورایی چگونه است؟ آیا از این شرایط راضی هستید؟

در این همایش بیشتر مخاطبان ما هنرمندان گروه های نمایشی هستند، نه مردم عادی. «درویش همان بس است که صاحبنظر!». البته فضای اجرا خوب است. اما باید شرایط همایش را مورد توجه قرار داد. ما در فاصله میان دو اجرای صحنه ای پرده خوانی داریم. تماشاگران ، بازیگران و اعضای گروه های نمایشی خسته اند و این کارها را سخت می کند. البته دیدن این مجالس از طرف هنرمندان برای آنها سودمند است. کما این که دیدن یکی از همین مجالس من از سوی آقای فرهنگ و طهمورث روی صحنه رفتن نمایشی با عنوان «معرکه در معرکه» در سال های گذشته منجر شد.

طی این 2 شب چه مجالسی را در مجتمع فرهنگی هنری تبریز اجرا کرده اید؟

شب اول که اصلا من پرده خوانی نداشتم ، چون از ستاد اجرایی گفتند که مجلس را باید بدون پرده اجرا کرد. اما در شب دوم مجلس انوشیروان و خبر رسیدن به ام النبین مادر حضرت ابوالفضل را اجرا کردم.

استقبال از مجالس پرده خوانی شما چگونه بوده است؟

اگر دست خودمان باشد، استقبال عالی می شود. اما همایش و اجراهای ویژه و کلا فضا و موقعیت موجود کارمان را محدود کرده و اختیار را از دست ما خارج کرده است. با برداشتن پرده هم که!... اسم پرده خوانی هست ، ولی خوانش نیست!

در صحبت هایتان به مکان و شرایط مستقل اجرا برای پرده خوانی اشاره کردید. مهیا شدن این شرایط چه تاثیری می تواند در کار شما داشته باشد؟

همان طور که گفتم پرده خوانی یکی از پر مخاطب ترین شیوه های نقل نمایشی در ایران بوده که به دلیل تنوع فضا و رویدادهای تصویر شده روی پرده و محوریت نقش پرده خوان در آن ، محدودیت های کمتری دارد و برای تماشاگر جذاب تر است. ضمن این که امکان بداهه پردازی در زمان اجرا به این شیوه نمایشی اجازه می دهد که براساس حضور تماشاگر و سلیقه و جو حاکم بر فضا قابلیت انطباق داشته باشد. اما با همه این ویژگی ها دیگر نمی توان مثل گذشته در هر کوچه و بازاری پرده گذاشت و مجالس آن را روایت کرد، بنابراین برای حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی و تداوم حضور این شیوه اصیل نمایش ایرانی ، باید مکان های خاص و مستقلی در نظر گرفته شوند که پرده خوان ها بتوانند در آن بدون دخل و تصرف زیاد و تخلیص و تقطیع های ناگزیر از سر تعمق و بدون محدودیت مجالس مختلف را به اجرا بگذارند. در این صورت پرده خوان با تماشاگری روبه روست که واقعا برای تماشای مجالس پرده خوانی آمده است. پس اجرا و کار هم به اصل خود نزدیکتر می شود.

حفظ و استمرار اجرای این نمایش ها از طرفی می توانند نمایش صحنه ای ایرانی را هم تکمیل کنند. آیا نمایش های میدانی و خیابانی ایرانی و شیوه هایی چون نقالی و پرده خوانی می توانند چنین کارکردی داشته باشند؟

حتما دارد! مگر نمایش صحنه ای ایرانی می تواند جدا از شیوه های دیگر نمایش ایرانی باشد؟ اگر غیر از این اتفاق بیفتد، نمایش های صحنه ای ما ایرانی نیستند. قبلا هم گفتم که برای خود من اتفاق افتاده و مثلا نمایشی در محوطه باز تئاتر شهر اجرا کردیم که تبدیل به ایده نمایش های صحنه ای شد. نمایش معاصر ایرانی برای تبدیل شدن به یک ساختار بومی و ملی باید به سراغ شیوه های سنتی برود. مخصوصا جوانان و هنرآموزان تئاتر که گویا گرایش زیادی به تئاترهای غربی و غیرایرانی دارند! اینها تا زمانی که با شیوه های ملی و نمایش ایرانی آشنا نشوند، نخواهند توانست در مسیر هنر نمایش ایرانی قرار بگیرند و اصالت و هویت در کارهایشان حضور ندارد.

صحبت دیگر...؟

از مسوولان هنرهای نمایشی کشور می خواهم نگاه جدی تری به سنت نمایشی ایرانی داشته باشند. ما تا به حال میراث نمایش ایرانی را سینه به سینه از پدران مان گرفته ایم و تا امروز حفظ کرده ایم. اما امروز با معدود شدن شرایط اجرای شیوه های سنتی چون نقالی و پرده خوانی و معرکه و مضحکه دیگر تماشاگر کمتری شاهد نمایش های ماست و ممکن است خیلی از این شیوه ها در آینده به فراموشی سپرده شوند. نمی دانم باید راهی برای ثبت و انتقال شیوه های سنتی نمایش ایرانی که بسیاری از آنها به صورت مکتوب هم وجود ندارند، پیدا شود.


آی سان نوروزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها