جرائمی‌که از آتش‌کینه زاده می‌شوند

«انتقام‌گیری» و «کینه‌جویی» واژه‌هایی است که به واسطه تکرار از سوی مجرمان به کلیدواژه‌های صفحات حوادث روزنامه‌ها تبدیل شده است و روزی نیست که از وقوع حادثه یا جنایتی تلخ با انگیزه انتقام‌جویی خبری نخوانیم و نشنویم.
کد خبر: ۱۵۷۷۳۱

 کینه‌جویی انگیزه‌ای است که در فجیع‌ترین جنایت سال نیز نقش اساسی داشت. در این جنایت 5 عضو یک خانواده ،7 نفر از اعضای خانواده‌ای دیگر را به رگبار بستند و 5 نفر از آنان را به قتل رساندند.

 سرهنگ محمدرضا آزرم  رئیس پلیس آگاهی استان ایلام  درباره نقش کینه‌جویی در این جنایت هولناک که در شهر مهران به وقوع پیوست، می‌گوید: «در سال 49 مردی به نام درویش به اشتباه به عنوان قاتل دستگیر و اعدام شد، اما پس از اجرای حکم مشخص شد وی قاتل نبوده و فقط با متهم اصلی تشابه  اسمی داشته است. چندی قبل برای پایان دادن به این موضوع جلساتی میان دو خانواده ترتیب داده شد و خانواده قاتل فراری به خانواده درویش دیه دادند اما مشکل در اینجا حل نشد و خانواده درویش به دنبال کینه‌ای 37 ساله سرانجام اعضای خانواده قاتل فراری را به قتل رساندند. در واقع کینه‌جویی انگیزه اصلی این جنایت بود. »

انتقام‌خواهی دامنه گسترده‌ای دارد که اختلافات مالی و شغلی یا مشکلات خانوادگی را در بر می‌گیرد و می‌تواند زمینه‌ساز انواع بزه‌ها از سرقت تا قتل شود. منصور جوان 25 ساله‌ای است که در پی یک اختلاف مالی به صرافت افتاد از طلبکار خودش انتقام بگیرد و در نهایت او را با 36 ضربه کارد کشت. منصور می‌گوید: «من از مقتول 15 میلیون تومان قرض گرفته بودم اما به خاطر مشکلات مالی نمی‌توانستم بدهی‌ام را بپردازم و همین امر اختلافاتی را بین ما به وجود آورد. مقتول که قصد داشت به هر ترتیبی شده به پولش برسد موضوع بدهکاری مرا به پدر و دوستان و آشنایانم اطلاع داد و آبروی من را برد و باعث شد از طرف آنها بشدت تحت فشار روحی و روانی قرار بگیرم و بدنام شوم. سرانجام روز حادثه با وی قرار ملاقاتی گذاشتم تا در ازای بدهی 15 میلیون تومانی یک فقره چک به او بدهم. هنگامی که در خودروی پژو 206 مقتول نشسته بودیم باز هم سر همان  مسائل قدیمی به کشمکش با یکدیگر پرداختیم و من که تصور می‌کردم آن مرد باعث بی‌آبرویی من و تحت فشار قرار گرفتنم است در یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم و با چاقو 36 ضربه به او زدم و سپس فرار کردم اما چندی بعد دستگیر شدم.»

یکی دیگر از مجرمانی که انتقام‌جویی را سرلوحه اعمالش قرار داده و بتازگی دستگیر و زندانی شده، جوان 21 ساله‌ای به نام نیما است. او می‌گوید: «من از شهرستان ... برای کار به تهران آمدم و پس از زحمت زیاد در یک تراشکاری مشغول شدم اما بعد از مدتی صاحبکارم بدون هیچ دلیل موجهی مرا اخراج کرد. این کار او باعث شد از لحاظ مالی و روانی در تنگنا قرار بگیرم و از آنجا که صاحب تراشکاری را مسبب گرفتاری‌های بعد از بیکار شدنم می‌دانستم به این فکر افتادم با دستبرد به کارگاه از وی انتقام بگیرم. اتفاقا نقشه‌ام را با کمک یکی دیگر از دوستانم اجرا کردم اما خیلی زود شناسایی و بازداشت شدم. »


کینه‌جویی، چرا؟

بی‌شک انتقام‌گیری و کینه‌جویی ناشی از شرایط روحی افراد است و این اشخاص سعی می‌کنند با انجام چنین اعمالی به لحاظ روانی به آرامش برسند.

ابراهیم سعیدی  روان‌شناس  می‌گوید: «کینه و انتقام از ابتدای تاریخ با انسان همراه بوده و محدود به زمان یا جغرافیای خاصی نیست و دلیل عمده و اصلی آن محروم شدن افراد از برخی امکانات و ایجاد مانع برای آنان در راه رسیدن به اهداف‌شان است. زمانی که شخصی در زندگی با ناکامی مواجه می‌شود ناخودآگاه به دنبال مکانیسم‌های دفاعی روانی می‌رود تا این ناکامی را جبران کند. به عنوان مثال گریستن و بازگشت به گذشته و بویژه دوران کودکی از جمله این مکانیسم‌‌ها است. برخی افراد نیز در اندوه فرو می‌روند و به افسردگی مبتلا می‌شوند و گروهی دیگر نیز با فرافکنی دیگران را مسوول ناکامی‌های خود قلمداد می‌کنند.

حال نحوه رویارویی با ناکامی‌ها به تجربه‌های فرد در گذشته و نحوه گذراندن دوران رشد و شکل‌گیری شخصیت بستگی دارد. اشخاصی که دیگران را مقصر شکست‌‌های خود می‌دانند افرادی هستند که از اختلال شخصیتی رنج می‌برند و در پروسه رشد آنان اختلال وجود داشته است. این دسته گاه با دو نوع تفکر مواجه می‌‌شوند؛ یکی آن که با از بین بردن فردی که مانع رسیدن آنها به هدف‌شان است می‌‌توانند ناکامی‌هایشان را برطرف کنند که نمونه آن خبری است که اخیرا در روزنامه‌ها خواندم و مربوط به پسری است که در پی ناکامی در ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش مخالفت‌های والدین را عامل فروپاشیدن رویاهایش دانست و در نهایت مادر خود را کشت. برخی دیگر نیز تصمیم می‌گیرند با ضربه زدن به طرف مقابل خود به آرامش درونی دست یابند.»

این روان‌شناس ادامه می دهد: برخی انتقام‌جویان نیز بیماران پارانوئید هستند و در تفکرات وهم‌آلود و هذیانی‌‌شان بی‌دلیل و بی‌منطق گناه ناکامی‌هایشان را گردن دیگران می‌‌اندازند که ارتباط عینی و مستقیم با ماجرا نداشته‌اند. نمونه بارز این موضوع افرادی هستند که در پی شکست در زندگی زناشویی به سرعت به همسر خود بدبین می‌شوند و با این عقیده که وی با شخصی دیگر رابطه دارد دست به همسرکشی یا قتل نفر سومی که بی‌گناه است می‌زنند.

هرچند انتقام‌گیری موضوعی است که فقط به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد اما شاهد هستیم بیشتر حوادث رخ‌داده در این خصوص از سوی مردان و بویژه پسران جوان رقم می‌خورد. سعیدی درباره رابطه انتقام‌گیری با جنسیت فرد می‌گوید: «اخیرا مجله نیچر نتایج یک تحقیق را منتشر کرده که نشان می‌دهد مردان در مقایسه با زنان تمایل بیشتری به انتقام‌گیری از خود نشان می‌دهند و ظاهرا از مجازات فیزیکی افرادی که مرتکب ناعدالتی شده‌اند ارضا می‌شوند. از سویی این تحقیق نشان داده است در زنان احتمال کمتری وجود دارد که عجولانه تصمیم به مجازات بگیرند و در این مواقع  تامل بیشتری می‌‌کنند. علاوه بر این تحقیق باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن نقش مرد به عنوان پدر و همسر است. مردان طبیعتا روابط اجتماعی گسترده‌تری دارند و بیشتر از زنان در معرض ناملایمات و معضلات اجتماعی همچون شکاف طبقاتی، فقر، بیکاری، بی‌عدالتی و... قرار می‌گیرند و به همین خاطر نیز بیشتر از زنان واکنش نشان می‌دهند.»


از نگاه قانون‌

مجرمانی که به واسطه کینه‌جویی دست به جرم و جنایت می‌زنند بر این عقیده هستند که از حق خود و حیثیت و آبرویشان دفاع کرده‌اند و به همین سبب نیز توقع دارند از مجازات معاف شوند حال آن که قانون چنین استدلالی را نادرست می‌داند.

«اکبر  ص» که به اتهام سرقت اتومبیل دستگیر شده است، می‌گوید: صاحب ماشین به من بدهکار بود و حاضر نبود طلبم را بپردازد و مدت‌ها کشمکش و درگیری بر سر این موضوع نیز بی‌حاصل بود و او هر بار بهانه می‌آورد تا این که بالاخره تصمیم گرفتم خودرواش را بدزدم. در واقع این ماشین حق و طلب من بود.

نظام‌های حقوقی نه‌تنها چنین استدلال‌هایی را نمی‌پذیرند بلکه آن را موجب برهم‌خوردن نظم و امنیت عمومی می‌دانند. احمد ابراهیمی  حقوقدان‌  در این باره می‌گوید: قانونگذار نحوه رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری شهروندان را مشخص کرده است و طبیعتا هر کسی که فکر می‌کند حقش پایمال شده باید از مجاری قانونی اقدام کند و نمی‌تواند خودش راسا فردی را محاکمه، محکوم و مجازات کند. از سویی قانونگذار مرجع قضایی را تنها مرجع صالح برای صدور انواع قرارهای تضمینی و احکام دانسته و تصریح کرده است اجرای حکم نیز باید از سوی مرجع صالح صورت گیرد. بنابراین نه‌تنها سرقت، آدم‌ربایی، قتل و... با هدف انتقام‌گیری یا به ظاهر احقاق حق قانونی نیست بلکه در مواردی که فردی از سوی دادگاه محکوم و مستوجب مجازات شناخته شده است شاکی نمی‌تواند خودش شخصا آن حکم را اجرا کند بلکه باید فرصت دهد این عمل از طریق قانون انجام شود. به عنوان مثال حتی اگر فردی یک شخص محکوم به قصاص را خارج از ضوابط قانونی به قتل برساند قاتل محسوب و خودش مستحق مرگ شناخته می‌شود.

وی می‌افزاید: «با توجه به موارد ذکر شده شهروندان باید حقوق خودشان را از طریق مجاری پیش‌بینی شده در قانون پیگیری کنند تا خودشان به قانون‌شکن و مجرم تبدیل نشوند».

با وجود این که قانون نحوه دادخواهی شهروندان را مشخص کرده و درباره عواقب اعمال خودسرانه هشدارهای متعددی ارائه شده است باز هم گاه شاهد هستیم برخی افراد با این تصور که قانون در گرفتن حق آنها ناتوان است، دست به انتقام‌جویی می‌زنند. ابراهیمی در این رابطه خاطرنشان می‌کند: برخی از این افراد  اصولا به لحاظ قانونی صاحب  هیچ حقی نیستند و در تصورات باطلشان خود را محق می‌دانند و به همین خاطر نیز نمی‌توانند از قانون کمک بخواهند. به عنوان مثال پسری که در پی شنیدن جواب رد برای ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش مرتکب قتل یا جرائم دیگری می‌شود، صاحب هیچ حقی در رابطه با موضوع مورد تصورش نیست، اما این که چرا به کینه‌جویی می‌پردازد منشاء روانی و اجتماعی دارد، ولی در برخی موارد نیز اطاله دادرسی سبب ایجاد این نگرش می‌شود که مرجع قضایی نمی‌تواند حق آنها را بازپس گیرد. البته اطاله دادرسی معضل قدیمی دستگاه قضایی است که تمهیداتی نیز برای رفع آن اندیشیده شده، اما به هر حال این بهانه نیز توجیه‌کننده اعمال خودسرانه و مجرمانه نیست و شهروندان باید با حفظ آرامش هرگز از مسیر منطق و قانون خارج نشوند.


علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها