ظرفیت های فراموش شده

عشایر کسانی هستند که کوچ نشین اند، کسانی که زندگی و خانه و کاشانه شان را حداقل 2 بار در سال از ییلاق به قشلاق و بعکس منتقل می کنند.
کد خبر: ۱۵۷۵۳۹
زنان و مردان کوچ نشینی که سختی زندگی وجودشان را چون پولاد آب دیده مقاوم کرده و به آنان آموخته است که هر چقدر زندگی را بر خود سخت تر بگیرند، برایشان طاقت فرساتر خواهد گشت.

گردشگران بسیاری در سراسر جهان هستند که دوست دارند از نزدیک سبک زندگی این مردمان زحمتکش را مشاهده کنند و چند روزی در کنار آنان نظاره گر دوشیدن شیر، ماست زنی ، روغن گیری ، پشم چینی ، قالی بافی و بسیاری کارهای اینچنینی در دل طبیعت بکر و زیبای ایران باشند.

امروزه در بیشتر کشورها الگوی زیستی به شهرنشینی و روستانشینی محدود شده و شیوه کوچ نشینی عملا از میان رفته است. تنها در معدود کشورهایی چون ایران می توان این الگوی زیستی را مشاهده کرد.

با توجه به این که تمامی جوامع امروزی پیشینه کوچ نشینی را در کتاب تاریخ و فرهنگ خود به یادگار دارند، قطعا تجربه چند روز چادرنشینی و همراه شدن با کوچ نشینان در دوره فناوری و سرگشتگی هایش برای هر یک از افراد دهکده جهانی نشانه ای از گذشته و فرهنگشان خواهد بود.

وضعیت عشایر در حال حاضر

جامعه عشایری که در گذشته به عنوان یکی از 3 الگوی زیستی موجود در ایران بیش از 30 درصد از کل جمعیت ایران را تشکیل می دادند و بیشتر تغییر و تحولات سیاسی نیز تابع حکومت های ایلی بود، امروزه سیطره نظامی ، سیاسی و اقتصادی خود را از دست داده و تنها 2 درصد جمعیت کشور را به خود اختصاص می دهند.

براساس نتایج سرشماری ، عشایر کوچنده سال 1377، جامعه عشایری در سطح 22 استان کشور پراکنده هستند که در قالب 102 ایل و 547 طایفه تشکل یافته اند. تراکم جمعیت عشایری در محدوده های نوار زاگرس بیشتر است ، اما در کل عشایر در حوزه های شمال غرب (شامل استان های آذربایجان غربی ، شرقی و اردبیل)، غرب (شامل استان های همدان ، ایلام ، کرمانشاه ، لرستان و شمال خوزستان) ، جنوب و جنوب غرب (شامل استان های چهارمحال و بختیاری ، فارس ، اصفهان ، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و خوزستان)، جنوب شرق (شامل استان های کرمان ، سیستان و بلوچستان و هرمزگان) ، شمال شرق (در شمال خراسان) و حوزه جنوب البرز و حواشی دشت کویر (شامل استان های تهران و مرکزی) استقرار یافته اند.

با این وصف ، جامعه عشایری در بیش از نیمی از مساحت کشور گسترده شده و بهره برداری از منابع طبیعی تجدیدشونده بویژه مراتع در این عرصه ها را در اختیار دارند. اما باید توجه داشت قلمرو ییلاقی عشایر فرابخشی ، فراشهرستانی و فرااستانی است و فراتر از مرزهای سیاسی و طبیعی قرار می گیرد (اطلاعات برگرفته از سایت سازمان عشایر ایران است).

با توجه به این که عشایر در سطح وسیعی از کشور پراکنده هستند، هر یک براساس ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی محل زیست خود دارای فرهنگ ، گویش ، آداب و رسوم ، پوشش و حتی نوعی کوچ (عمودی یا افقی) خاص خود هستند و از این حیث سبب شده اند جامعه عشایری ایران نیز سیمایی متنوع و گوناگون داشته باشد.

این مساله سبب پویایی هر چه بیشتر گردشگری عشایری می شود و این امکان را برای متولیان امر فراهم می کند تا برنامه های گوناگونی را بر حسب سلیقه گردشگران تنظیم کنند.

مساله بعدی که در صنعت گردشگری از اهمیت بالایی نیز برخوردار است ، بازگشت دوباره گردشگر است که این تنوع و گوناگونی فرهنگ میان عشایر زمینه بسیار مناسبی را برای این بازگشت فراهم می کند.

برای نمونه ، گردشگری که یک بار به مناطق عشایری استان بوشهر یا خوزستان سفر کرده ، برای بار دوم علاقه مند تجربه حضور در میان عشایر آذربایجان یا اردبیل خواهد بود البته این بازگشت دوباره گردشگر نیازمند فاکتورهای زیادی چون رضایتمندی از سفر قبلی ، احساس امنیت ، برنامه ریزی صحیح و از همه مهمتر تبلیغات درست و گسترده است که در صورت نبود موارد فوق ، نه تنها این بازگشت صورت نخواهد گرفت ، بلکه سبب تبلیغات منفی در کشور مبدا نیز خواهد شد.

در جستجوی گردشگری عشایری

شاید مهمترین گروه از گردشگران که به گردشگری عشایری تمایل دارند، گردشگران ماجراجو هستند. در تعریف گردشگری ماجراجویانه (adventure tourism) باید گفت این شاخه از گردشگری در بیشتر موارد شامل افراد جوانی است که علاقه مند تجربه تازه ها هستند.

این افراد بیشتر دوست دارند مدتی خارج از عادت ها زندگی کنند و گاهی دست به کارهای متهورانه و مخاطره آمیز بزنند. برخلاف تصور عده زیادی که گمان می کنند گردشگری مخاطره آمیز تنها شامل شکار حیوانات وحشی در مناطق ناشناخته و یا صعود از کوه های صعب العبور است ، گاه سفر کردن همراه ایل و گذراندن شب در چادر و لمس سیر تاریخ از نزدیک خود کاری ماجراجویانه محسوب می شود.

کم هستند افرادی که حاضر شوند پس از گذراندن یک گشت طولانی طی روز، به جای استراحت در اتاق یک هتل و استفاده از امکانات موجود در آن ، شب را در دشت ها به همراه صدای طبیعت و بدون زیراندازی نرم به صبح برسانند. تنها افرادی که به دلایل گوناگون و از همه مهم تر تجربه اندوزی خود را از تمامی قیود آزاد کرده اند می توانند به این نوع گردشگری بپردازند.

باید خاطرنشان کرد گردشگران فرهنگی نیز برای آشنایی با آداب و رسوم و فرهنگ کوچ نشینانی که میراث دار زندگی بشر هستند، به مناطق عشایری سفر می کنند.

گردشگری عاملی برای رونق اقتصاد مناطق عشایری

جمعیت کوچ نشین کشور طی یک قرن گذشته با مشکلات مختلفی روبه رو شده و نه تنها پایگاه قدرتی خود را در کشور از دست داده بلکه از تعداد این جمعیت نیز به میزان زیادی کاسته شده است.

یکی از مهمترین مشکلاتی که هم اکنون گریبانگیر این قشر از جامعه ایرانی است ، مسائل اقتصادی و از همه مهمتر بیکاری است. گردشگری یکی از اشتغالزاترین صنایع محسوب می شود؛ به طوری که براساس پیش بینی ها در سال 2010از هر 11 شغل یک شغل مربوط به حوزه گردشگری خواهد بود.

یکی از سودمندترین ویژگی های صنعت گردشگری ایجاد شغل برای افراد محلی و بومی است که به آنان کمک خواهد کرد در محل زندگی خود به کار مشغول شوند و در کنار دیگر فعالیت هایی که تا پیش از این به آن می پرداخته ، به کار در این حوزه و کسب درآمد از این طریق نیز مشغول باشد.

گاه به سبب تغییرات اقلیمی و حوادث مختلفی چون بیماری دام ها، عشایر دچار ضربه های اقتصادی شدید می شوند که این امر آنان را برخلاف میل باطنی مجبور به یکجانشین شدن یا پراکندگی می کند.

خیلی از خانواده های ایل نیز با مشکل مهاجرت فرزندان به سمت شهرها مواجه می شوند که تبعات زیان آور بسیاری برای کل جامعه دارد. پس گردشگری به عنوان راه حلی مناسب در ایجاد شغل برای جوانان و کمک به حفظ ارزش های فرهنگ کوچ نشینی فرهنگی که از گذشته های دور همچنان دست نخورده و بی آلایش باقی مانده است راهگشا خواهد بود البته باید توجه داشت به دلیل همین خاص بودن فرهنگ عشایری ، برای گسترش گردشگری عشایری باید درست و با برنامه ریزی عمل کرد و با واردن کردن گردشگران به محل زندگی عشایر، پیش از آموزش به جامعه میهمان و میزبان ، ناهنجاری ایجاد نکرد.

در ابتدا نیاز است عشایر با واقعیت این قرن که آشنایی هرچه بیشتر فرهنگ های مختلف جهان در زیر سایه صنعت گردشگری است ، آشنا شوند و از مزایای اقتصادی این صنعت آگاهی یابند و دریابند که با شکوفایی این صنعت حتی خواهند توانست برخی جلوه های فرهنگی خویش را چون صنایع دستی که به سبب مدرنیزه شدن رو به زوال می رود، نه تنها حفظ کنند، بلکه با غرور و عزت آنها را به جهانیان عرضه دارند. درخصوص آموزش جامعه میهمان بیشترین مسوولیت به عهده برگزارکنندگان تور و راهنمایان تور است.

گردشگرانی که به قصد حضور در کنار عشایر و زندگی چند روزه در میان آنها به مناطق عشایری سفر می کنند، لازم است از بسیاری حساسیت های فرهنگی آنان باخبر باشند و به اعتقادات آنان احترام بگذارند و در کنار همه اینها از حفظ محیط زیست نیز غافل نشوند.

نقش زنان در پیشبرد گردشگری عشایری

زنان عشایری ، زنان قدرتمندی هستند که بخش عمده ای از مسوولیت های زندگی کوچ نشینی بر دوش آنهاست ؛ مسوولیت هایی که هرکدام در ذهن گردشگران چون یک جاذبه از سبک خاصی از زندگی تجلی پیدا می کند.

تربیت کودکان ، قالیبافی ، جاجیم بافی ، شیردوشی ، ماست زنی ، روغن گیری و بسیاری فعالیت های دیگر در ایل از سوی زنان انجام می گیرد.

این زنان غیور همان قدر که اداره مسائل خانه و زندگی و فرزندان را به عهده دارند، به هنگام نیاز دوش به دوش مردان ایل قادر به انجام کارهای ایشان هستند.

البته نباید تصور کرد که این همه کار و تلاش روحیه آنان را چون مردان کرده است ، بلکه بعکس این زنان با لطافت و مهربانی خود همواره نیمی از مسیر مشکلات را طی کرده اند. تماشای زنانی در لباس های زیبای محلی به هنگام انجام کارهایی چون قالیبافی و ماست زنی ، ترانه های محلی را که از پس تاریخی چندین ساله سینه به سینه به ایشان رسیده است ، زمزمه می کنند، یکی از بدیع ترین مناظرممکن است.

با توجه به مسائلی که ذکر شد، برای گسترش گردشگری عشایری در ابتدا باید به زنان عشایری آموزش های کافی را ارائه کرد و براساس نقش مهم و موثری که آنان در خانواده و ایل دارند، به بهبود کیفیت گردشگری عشایری کمک کرد، چرا که در بسیاری از موارد، در ذهن مردم کوچ نشین تصویر مناسبی از یک گردشگر وجود ندارد و گردشگر بیشتر بیگانه ای تصور می شود که قصد حضور در زندگی شخصی مردم ایل را دارد البته نباید گمان برد که مردم عشایر میهمان نواز نیستند، بلکه بعکس مردم کوچ نشین انسان هایی بسیار ساده ، بی آلایش و میهمان نوازند.

اسکان عشایر تهدیدی برای زندگی عشایری

در چند سال اخیر، به دلیل مشکلات مختلفی که گریبانگیر عشایر کشور شده است ، شاهد طرح هایی برای اسکان عشایر بوده ایم. این طرح ها با 2هدف ارائه شده اند؛ یکی بهتر کردن زندگی عشایر و دیگری آزاد کردن سرزمین های وسیعی که در 22 استان کشور قلمرو حرکت های عشایر (ییلاق ، قشلاق و میانبند) شده اند اما این پرسش مطرح است که آیا اسکان عشایر، قشری از جامعه ایرانی که هویت آنان با کوچ و دامداری معنا می یابد، امکان پذیر است ، و آیا می توان برای حل کردن مشکلات اقتصادی این قشر ضربه جبران ناپذیری را بر پیکر فرهنگ عشایری وارد کرد؟

مسلما خیر. باید توجه داشت الگوی زیستی کوچ نشینی همچون میراث فرهنگی که با قدمت بسیار زیاد پس از گذشتن از دوره ها و نسل های مختلف تاریخی اکنون به ما رسیده است ، ارزشمند و کمیاب است و می تواند به عنوان یک مشخصه فرهنگی در ساختن هویت ملی ما در مقابل دیگر کشورها نقش مهمی را ایفا کند.

پس بهتر نیست به جای اسکان عشایر و از میان بردن یکی از شاخص های فرهنگی کشور، با برنامه ریزی صحیح در گسترش و رونق بخشیدن به گردشگری عشایری بکوشیم تا هم مسائل اقتصادی این قشر حل شود و هم فرهنگ کوچ نشینی علاوه بر تداوم برای دیگر ملل جهان نمایش داده شود؟

در دنیای پیشرفته امروزی که همه چیز با سرعت زیادی در حال تغییر و دگرگونی است و صنعت گردشگری همچون کودکی نوپا با سرعت خیره کننده ای در حال رشد و گسترش است ، بسیاری از کشورها برای تصاحب بازار این صنعت سعی کرده اند از هر جاذبه ای که در کشورشان وجود دارد، اعم از طبیعی و دست ساز بشر را به کار گیرند و حتی به ساخت جاذبه های مصنوعی اقدام کنند تا بتوانند کشورشان را به عنوان مقصدهای خاص در ذهن گردشگران بین المللی بالقوه جا کنند.

در این میان گردشگری عشایر می تواند به عنوان یکی از مشخصه های گردشگری ایران در معرفی کشورمان به عنوان یکی از مقصدهای خاص در سطح جهان تاثیرگذار باشد.


جاذبه های گردشگری عشایری

زندگی عشایر سراسر برای ما انسان های شهری جاذبه است.
آداب و رسومشان ، نوع غذا خوردنشان ، زندگی در چادر، نوع پوشاکی که بر تن دارند، قوانین و باید و نبایدهای نانوشته ای که همه آنها را رعایت می کنند، ترانه های گوناگون و زیبایی که به فراخور حال در هنگام عروسی و عزا و کار می خوانند، همه و همه زیباست و ما را به سوی خود جذب می کند. به طور کلی جاذبه های گردشگری عشایری را می توان به این موارد طبقه بندی کرد:

چادر: یکی از زیباترین جاذبه هایی که تمام گردشگران این حوزه بدان علاقه مند هستند، نوع مسکن عشایر ایران است که در بیشتر موارد چادر است. تصور همراه شدن با انسان هایی که ساده و سبک بار سفر می کنند و هر بار با رسیدن به مقصد خانه شان را در زیر پهنه آسمان علم می کنند، برای بسیاری از این گردشگران ماجراجو هیجان انگیز است و آنان علاقه مند تجربه کردن این نوع اقامتگاه هستند؛ اقامتگاهی که با هتل های امروزی تفاوت های آشکاری دارند.

شاخص های فرهنگی: آنچه جذابیت زندگی در چادر را برای گردشگران صدچندان می کند و در واقع بدان روح می دمد، ویژگی های فرهنگی عشایر و نوع زندگی آنان است ، اعم از چگونگی پوشاک عشایر (که در ایران بسیار رنگارنگ و متنوع است )، جشن ها (که به سبب تنوع و زیبایی یکی از راه های اصلی جذب گردشگران محسوب می شود)، غذاها، شیوه غذا خوردن ، اعتقادات ، باورها، نوع ارتباط اعضای ایل با یکدیگر ، کارهای روزمره عشایر (مانند شیر دوشیدن ، ماست زدن ، روغن گیری و...)، موسیقی ، ترانه ها و صنایع دستی.

آیسا اسدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها