بررسی آخرین ساخته برادران کوئن: پیرمردان وطن ندارند!

غروب در آخر دنیا

بارتون فنیک ، ای برادر کجایی یا فارگو فارغ از سال ساختشان ، همگی جریان ساز بودند. ابتدای دهه 90 زمانی است که برادران کوئن به سینما هدیه شدند و هر چه ساختند با استقبال روبه رو شد.
کد خبر: ۱۵۷۳۹۲
 رگه های طنز منحصر به فردی که حالا دیگر امضای آنها شده در تمامی آثارشان در زیر ساخت ها وجود دارد و کوئن ها ثابت کردند که قواعد ژانر شاید فقط برای سینمای سال های 60 یا 70 به قبل قابل اشاره و ارائه است.

کوئن ها هرگز به یک ژانر نگاهی وفادارانه یا متعهدانه نداشتند؛ این نگرش پس از این که تعداد ساخته هایشان به 5رسید حتی به یک تئوری تبدیل شد؛ تئوری نادیده گرفتن قواعد ژانر، روندی که با قدرت و وضوح در آخرین ساخته خوش ساخت شان «پیرمردان وطن ندارند» جلوه گری تام و تمام پیدا کرده است. فارغ از این که پیرمردان وطن ندارند اسکار امسال را بگیرد یا خیر و حتی بدون توجه به فروش زیر 50 میلیون دلاری فیلم ، اثری است برگزیده از سوی بیشتر منتقدان و تماشاگران خاص. حتی تماشاگر عام سینما نیز مقهور پیرمردان وطن ندارند، شده اند. آنچه در پی می آید تحلیل محتوایی این فیلم است.

تعدادی از ژانرهای سینما در بطن و بستر خود به طور ذاتی عناصری را به تماشاگر نشان می دهند که باعث تحرک بیشتر داستان می شوند.

خشونت باز فیلم های وسترن یا خشونت های معمایی و در مقابلش خشونت های سادیستی فیلم های جنایی پلیس یا جنایی گانگستری از این جمله اند. این فیلم ها اگرچه عمدتا در سطح هستند، اما تماشاگر را به چالش دعوت می کنند، روندی که در ملودرام های اجتماعی البته به گونه ای دیگر قابل رویت است.

پیرمردان وطن ندارند فیلمی است که اگرچه در ظاهر خشونتش بیداد می کند و حتی گاهی ممکن است برای تماشاگر بدبینی نسبت به کوئن ها ایجاد کند، اما در لحظه های خاص چنان زیرساخت ها تغییر روند شکل گیری پیدا می کنند که این عکس العمل های تماشاگر یا حداقل اتفاق نیفتد یا این که همین تماشاگر به پاسخی برسد هرچند کوئن ها آنچنان اهل این نیستند که صددرصد فیلم هایشان دیده و تفهیم شود؛ اما می دانید که جزو سرشناس ترین کارگردان هایی به شمار می روند که عمیقا به تماشاگران آثارشان احترام می گذارند، چیزی مقابل لینچ از خود راضی!

3 نفر به یک نفر یا همه علیه همه

در پیرمردها وطن ندارند (no country for oldmen) با 3کاراکتر روبه رو هستیم. هنر کوئن ها اینجاست که هرچند پیچیدگی های فراوان و اصلا یک تعلیق دائمی در این فیلم 122 دقیقه ای شاهد هستیم ، با این همه کوئن ها این سه نفر را بخوبی به تماشاگر معرفی می کنند، روندی که باعث می شود تماشاگر داستان را با جدیت دنبال کند و سهم هر کدام از این سه کاراکتر را برای اتخاذ حدس و گمان وی تقسیم کند و به همذات پنداری با کاراکتری بپردازد که او را محق می پندارد.

برای رسیدن به این آخری حداقل باید 60 تا 70 دقیقه از فیلم دیده شود؛ اما کاراکترها کدامند؟ ما با یک کلانتر پا به سن گذاشته طرف هستیم به نام اوتام بل که تامی لی جونز ایفاگر نقش آن است.

این کلانتر عمدتا آدمی است که هرچند به عقل و منطقه اعتقاد دارد و حتی گاهی توانایی استفاده به وقت و بهینه نیز از آنها را داراست ، اما به سبب نوع جغرافیای محل خدمتش و بافت اجتماعی آنجا به یاد داشته باشید قصه در یک صحرای سوزان در تگزاس روی می دهد در مرحله اول احساس و تکیه بر آن بیشترین آگاهی را به او می دهد، روندی که خیلی وقت ها و بویژه در این فرمت و داستان کوئنی جواب نمی دهد؛ اما نکته مهم و غیرقابل انکار این است که کلانتر اوتام بل آدمی است که به لحاظ اخلاقی سالم است و همین خصیصه شاید ضامن بقای حرفه ای ، شخصی و اجتماعی او تا بدین جا در آن مکان دورافتاده و به عبارتی در «آخر دنیا» دنیاست.

کاراکتر مرکزی داستان ، یک کهنه سرباز است. یک آدم خودساخته که البته به این نتیجه قطعی رسیده که جنگ و تنش های مهلک حاصل از آن چنان در تار و پودش رخنه و سپس رسوب کرده که نمی تواند در یک اجتماع عادی و البته شلوغ دوام بیاورد. او به شکار کردن روی آورده و سال هاست که به عنوان شکارچی در این منطقه حضور دارد.
نفر سوم ماجرا توضیح آنچنانی درباره اش وجود ندارد، چرا که سابقه او باعث می شود فقط یک عبارت کوتاه درباره اش گفته شود و همین عبارت کوتاه البته گویای همه چیز است.

این شخص به نام آنتون که خاویر باردن ایفاگر نقش آن است ، بدمن داستان و ماشینی است در هیبت انسان که در کشتار هر جانداری رودست ندارد و نقطه عطف فیلم نیز از آنجا آغاز می شود که آنتون چکمه اش روی زمین داغ غرب تگزاس روی خاک تشنه گذارده می شود. روی بدجوری به دنبال ماس است ؛ اما چرا ماس؟ او که آدمی است منزوی و سال هاست ترک همه را کرده و به شکار در منطقه ای می پردازد که تعداد حیواناتش چندین برابر آدم هاست. از سویی دیگر کلانتر قصه ما یعنی اوتام بل نیز به دنبال ماس است. واقعا چه اتفاقی روی داده؟

داستانی سرشار از سیاهی

ماس شکارچی طبق روال کاری و حرفه ای اش در جستجوی شکار به منطقه ای از تگزاس می رسد که هرگز آدمیزادی آنجا توقف نمی کند؛ هرچند جاده های فراوانی در آن ناحیه است که عمدتا عبور را میسر می کنند. آنچه پیش چشم های ماس است قبل باور نیست و چندین انسان خونین و بی حرکت در چند دستگاه خودروی کهنه و نو شامل وانت و سواری در حالی که به طور نامنظم در جاده قرار گرفته اند، گویی بدون صاحب رها شده اند؛ اما ماس پی می برد درون برخی ماشین ها هنوز یکی 2 نفر زنده هستند و بقیه بدن ها سوراخ سوراخ است.

ماس همان ابتدا به 2 چیز پی می برد، اولا این یک جنگ داخلی بین مافیای مواد مخدر است که نتیجه اش تار و مار شدن اعضای 2 گروه بوده ، ثانیا یک بسته شامل 2 میلیون دلار پول نقد و بی صاحب در این ناکجاآباد در نزدیکی اجساد بی صاحب مانده. اینجاست که تصمیم ماس نقطه عطف دیگری را در فیلم رقم می زند. اگر ماس مثل سابق سرش را پایین بیندازد و به سراغ شکار بز کوهی امریکایی برود که همان آدم قبلی است ولی اینجا او دچار تغییر و تنش در شخصیت منزوی اش می شود. او در این برهوت به نزدیکی منفعتی رسیده که اگر مال خود کردنش مخاطرات عظیمی دارد، اما گذشتن از ثروت 2 میلیون دلاری نیز دل شیر می خواهد. پول از راه نامشروع به دست آمده و برداشتن و خرج کردنش چند لشکر آدم و غیرآدم را به سراغ ماس گسیل می دارد.

اقتباس های کوئن ها

فیلمنامه پیرمردان وطن ندارند از رمان کورمک مک کارتی اقتباس شده است ، رمانی که در سال 2003 منتشر شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. مک کارتی نویسنده ای است که برایش ویژگی هایی در نوع ادبیات و رمان هایش در نظر گرفته شده و مهمترین آنها پرورش بی نظیر قهرمانان منفی است و این که حیات و زندگی آنها بسیار خاص از سوی او پردازش و پرداخت می شود.

فارغ از این که آیا اصلا چنین کاراکترهایی ارزش چنین کاری را داشته باشند یا خیر، این نوع خاص نگرش مک کارتی در رمان نویسی اش است. کار دیگر او یعنی «خون ساده» نیز همین گونه بوده ضمن این که داستان آن نیز در تگزاس روایت می شد، اما مهمترین ویژگی داستان های مک کارتی غیرسینمایی بودن آنهاست ، اما دست بر قضا 2 نویسنده و کارگردان در دنیای سینما وجود دارند که اصلا کارشان برگرداندن رمان ها و داستان هایی به زبان سینماست که اصلا یا حداقل در نظر اول سینمایی کردنشان انجام پذیر نیست.

کوئن ها پیش از این نیز بارها این گونه اقتباس هایی را انجام داده بودند و به موفقیت هم نائل آمده بودند. جالب اینجاست که به زعم خودشان هرگز کار شاقی نیز انجام نداده بودند. کوئن ها وقتی اعلام کردند رمان کورمک مک کارتی را برای سینما می سازند، عمده منتقدان شک نکردند که این اتفاق با موفقیت روی خواهد داد، روندی که اگر از سوی کارگردانان دیگری روی می داد، همین فیلمسازان با بدبینی بسیاری روبه رو می شدند زیرا همان طور که گفتیم رمان های مک کارتی که عمدتا غیرسینمایی اند برای تبدیل شدن به قصه ای جذاب و تصویر کاری سخت پیش رو دارند.

گفته می شود پیرمردان وطن ندارند بخت اول تصاحب اسکار بهترین فیلم سال 2008 است. ممکن است این اتفاق روی ندهد، اما آخرین ساخته اکران شده برادران کوئن ها حداقل باعث اعتبار و گرمای سینمای 2007 شدند. سالی که تعداد فیلم های خوبش از انگشتان یک دست فراتر نرفت.


فریبا نیک نژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها