صد سینه سخن از مجلس ششم دارم

اشاره: حدادعادل را پیش از آن که یک شخصیت سیاسی بدانیم باید یک شخصیت فرهنگی بنامیم اما حضور او در جایگاه مهم ریاست مجلس شورای اسلامی از او هم اکنون عنصری سیاسی و البته تاثیرگذار ساخته است ؛ حضوری که با استمرار آن در مجلس هشتم می تواند مسیر خدمت رسانی اصولگرایان را تداوم بخشد.
کد خبر: ۱۵۷۲۹۴
چندی پیش خبرگزاری فارس مصاحبه ای مشروح با رئیس مجلس شورای اسلامی انجام داده که در آن حدادعادل به آسیب هایی که مجلس ششم بر حیثیت نظام وارد کرد اشاراتی داشته است ؛ علاوه بر این که نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم را بدون هیچ پیش داوری بیان کرده است. به دلیل اهمیت صحبت های حداد متن مصاحبه وی با خبرگزاری فارس را در ذیل می خوانید.

به عنوان رئیس مجلس هفتم ، مهمترین نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم را در چه می دانید؟

از نظر بنده مهمترین نقطه قوت این مجلس دفاع از مبانی انقلاب اسلامی ، اندیشه های امام راحل ، التزام و اعتقاد حقیقی به قانون اساسی ، دفاع از استقلال کشور، حمایت از منافع و مصالح ملی و تاکید بر حفظ عزت جمهوری اسلامی است.

یک نقطه قوت دیگر مجلس هفتم کارهای کارشناسی و پژوهشی است که در کمیسیون ها و خصوصا در مرکز پژوهش های مجلس انجام می شود. مرکز پژوهش های مجلس در این دوره بسیار فعالتر از دوره های قبل بوده و نمایندگان معمولا برای طرح ها و لوایح به بررسی های مرکز پژوهش ها دسترسی دارند و این کار فرصتی ایجاد می کند تا نمایندگان با دید کارشناسی تری تصمیم بگیرند.

در مورد نقاط ضعف مجلس هم باید بگویم یکی از ضعف های مجلس معایب و مشکلات و ضعف هایی است که در آیین نامه داخلی مجلس وجود دارد که باعث شده در اداره مجلس ابهام و مشکل ایجاد شود و کارآمدی مجلس کاهش یابد. آیین نامه داخلی مجلس متضمن حقوق نمایندگان و جهاتی است که باید استقلال نمایندگان حفظ شود، ولی به نظر می رسد مجلس برای افزایش کارآمدی احتیاج به یک اصلاحاتی دارد. به عنوان نمونه به یک مشکل که به جنبه نظارتی مجلس مربوط می شود اشاره می کنم ، با توجه به این که قانونگذاری بدون نظارت معنی ندارد احساس من این است که برای وظیفه نظارتی مجلس به اندازه قانونگذاری فکر نشده و لوازم نظارت در مجلس آماده نیست.

مثل این است که شما نوزادی را به دنیا بیاورید و به جای پرستاری و مراقبت از آن نوزاد او را سر راه و کنار کوچه بگذارید و کاری به کارش نداشته باشید، قانون هم مثل نوزاد است که این نوزاد را باید پرستاری و نظارت کرد که آیا به آن عمل می شود یا نه؟ تجربه 8 ساله بنده در مجلس این است که ما باید یک تحولات ساختاری و تشکیلاتی گسترده و عمیقی در مجلس ایجاد کنیم که کفه نظارتی را همسنگ کفه قانونگذاری کند.

شما در بیان نقاط قوت مجلس به فعال شدن مرکز پژوهش ها در دوره مجلس هفتم اشاره کردید اگر مایل هستید بفرمایید آیا این مرکز توانسته است به عنوان اتاق فکری برای نمایندگان باشد؟

مرکز پژوهش ها تعداد زیادی بررسی کارشناسانه مختصر و مفصل در این دوران منتشر کرده است که این سرمایه خوبی برای قوه قانونگذاری و کل کشور است شما می توانید به مرکز مراجعه کنید و آمار این پروژه ها و عناوین آنها را به دست آورید. به عنوان نمونه یکی از کارهای خوب مرکز، کار روی تبصره 13 قانون بودجه سال 85 در مورد مصرف انرژی و سوخت بود که مجلس در این زمینه همکاری خوبی با دولت داشت و توانست یک بسته کارشناسی شده ای را در قالب تبصره 13 در قانون بودجه بگنجاند، نمونه دیگر فعالیت این مرکز در اصل 44 قانون اساسی بود به طوری که در بررسی اصل 44 قانون اساسی مرکز یک پای ثابت کار بود. مرکز پژوهش های مجلس در بسیاری از موارد که نمایندگان به مرکز سفارش می دهند، سفارش آنها را بررسی می کند خود من مکرر موضوعاتی را به مرکز ارجاع دادم و آنها کار کارشناسی انجام داده و در اختیارم گذاشتند حال من و یا نمایندگان دیگر ممکن است در بعضی جاها یک نظر دیگری هم داشته باشیم ، اما مهم این است که این ابزار کارشناسی در اختیار نمایندگان بوده و هست.

به نظر شما آیا مجلس هفتم توانست به عنوان یک مشاور امین و اتاق فکری کارآمد برای دولت نهم عمل کند؟ با توجه به جهتگیری های مشترک دولت و مجلس برخی این همسویی را تخطئه می کنند، به نظر شما مجلس تا چه اندازه توانسته است استقلال خود را حفظ کند؟

این روزها با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم در بعضی از مطبوعات اظهار نظرهای فراوانی را مشاهده می کنیم که همه مدعی هستند مجلس هفتم در برابر دولت استقلال خود را حفظ نکرده و ضعیف بوده و از این رو جایگاه و شان مجلس حفظ نشده است ، بعضی وقت ها هم کلمات توهین آمیز و تحقیر آمیز بکار می برند ولی بنده مطلقا به چنین چیزی اعتقاد ندارم و معتقدم مجلس در عین همراهی ، همکاری و پشتیبانی از دولت ، استقلال خودش را هم حفظ کرده است ، این صرفا یک ادعا نیست.

ما معتقدیم باید با دولت همکاری کنیم ، اما همکاری را در این نمی دانیم که هر چه دولت انجام داد بر آن صحه بگذاریم و این یک قاعده عقلانی است.

به عنوان مثال دو برادر را در نظر بگیرید که خیلی همدیگر را دوست دارند، اما اگر برادری مطلبی بگوید و برادر دیگری احساس کند این حرف درست نیست حتما باید نظر مخالف خودش را بیان کند و اگر بتواند باید جلوی کار نادرست برادرش را بگیرد، ما هم با دولت همین رفتار را داشتیم و زمانی که دولت کابینه خود را به مجلس معرفی کرد، مجلس به 4 وزیر دولت رای نداد، این به معنای نصیحت یک ناصح مشفق به یک برادر بود. هیچ وقت در آن مجالسی که الان بعضی از این فعالان سیاسی مخالف اصولگرایان ادعا می کنند که خیلی مهم و عزیز و پر قدرت بودند یک چنین اتفاقی نیفتاده که مجلس با دولت همسوی خودش چنین رفتاری را کند.

روزهای اولی که دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار آمده بود چه شور و حالی بر مجلس حاکم بود و مجلس چقدر حوشحال بود و اتحاد داشت ولی درست در همان روزها برای پشتیبانی از این دولت به چهار وزیر کابینه دولت نهم رای نداد، این حکایت از استقلال مجلس دارد. در طول دو سال عمر دولت نهم در بسیاری موارد و در آنچه که تشخیص دادیم درست بوده بر سر آن موضوع اصرار کردیم و خیلی وقت ها هم نظر دولت را پسندیدیم و با دولت همراهی کردیم و آنچه را که دولت درخواست داشت به تصویب رساندیم ، این نشان می دهد روش مجلس هفتم روش منطقی بوده است بعنوان مثال در بررسی قانون بودجه و بعضی از لوایح دیگر حرفهای جدی مهمی با دولت داشتیم به طوری که در بودجه 85 در شیوه بودجه بندی و افزایش ناگهانی اعتبارات عمرانی که باعث تورم می شد، با دولت چالش جدی داشتیم زیرا دولت خواستار افزایش بودجه عمرانی بود و سراسر فضای مباحثات بودجه 85 عمدتا به همین موضوع اختصاص داشت ، این در حالی است که دولت ، بعدها به این نتیجه رسید که افزایش نقدینگی باعث تورم می شود این عین همکاری مجلس با دولت است و لو این که دولت ابتدا آن را تصدیق نکند یا مثلا بعضی ها فکر می کردند اگر دولت یک کابینه به مجلس معرفی کرد همسویی مجلس با دولت اقتضاء می کند که مجلس در بست به این کابینه رای بدهد ولی مجلس غیر از این فکر می کرد. یکسال نگذشت که خود رئیس جمهور هم به این نتیجه رسید که این تغییرات پی در پی که ایشان در کابینه می دهد از جنس همان تغییراتی است که مجلس داشت و چیز عجیبی نیست.

بنده در یکی از جلسات مشترک مجلس و دولت صریحا بیان کردم مجلس هفتم پشت دولت است نه در مشت دولت ، منتهی کسانی که این روزها این مطالب را منتشر می کنند قصد بهره برداری سیاسی دارند و غرض شان تضعیف مجلس هفتم در انتخابات آینده و بدبین کردن مردم به این مجلس است. آنها دوست دارند فضای میان مجلس و دولت را به فضایی متشنج مبدل کنند؛ درست هم فکر می کنند، چون تجربه کردند. یک ضرب المثل می گوید «طبیب آن است که به سرش آمده باشد» اینها به سرشان آمده ، چون این تجربه را دارند که وقتی یک مجلس پرتشنج جنجالی درست کردند چطور ملت از آن مجلس منزجر شدند، حالا می خواهند شبیه این وضعیت را در مجلس هفتم و در ستیزه جویی مجلس و دولت ایجاد کنند اسمش را هم گذاشتند استقلال مجلس ، در واقع استقلال یک ترجمه دروغین از ستیزه جویی مجلس و دولت است.

مجلس هفتم در جایی که حرف حق باشد آن را بیان می کند و لو این که این حرف حق به نفع دولت یا به ضرر دولت باشد، ولو این که دولت آنرا نپسندد مجلس حرف خودش را می زند، اما زنهار که ما بخواهیم به نام استقلال به صورت دولت چنگ زنیم و کشور را بی ثبات نشان دهیم و دل مردم را خالی کنیم و خارجی ها را به هرج و مرج در کشور امیدواریم کنیم ؛ این همان اتفاقاتی بود که افتاد و مردم منزجر شدند.

در آغاز به کار مجلس هفتم ؛ تصمیم بر این بود کمیسیون های مجلس فعالتر عمل کنند و صحن علنی کمتر درگیر طرح ها و لوایح بشود. آیا به نظر شما این اتفاق افتاد؟ آیا کمیسیون های مجلس عملکرد موفقی داشتند؟ و چرا حضور برخی از نمایندگان در جلسات کمیسیون ها کم رنگ است؟

این اخبار در دست من هم هست که گاهی غیبت ها در کمیسیون ها زیاد می شود و به کاهش کارایی کمیسون ها منجر می شود، ولی متاسفانه در ساز و کارهایی که در مجلس پیش بینی شده ، اهرم خاصی برای برخورد با این نوع امور وجود ندارد. ریشه این مطالب در قانون اساسی ما و در قوانین بعدی که به تبع قانون اساسی تصویب شده است و بر این اساس نظر بر این بوده که دست مجلس هر چه می تواند بازتر شود و مجلس محدود نشود، لذا هیچ قدرتی در قانون اساسی به صراحت حاکم بر مجلس نیست.

در دوران قبل از انقلاب ، حق حاکمیت ملی آنقدر نادیده گرفته شده بود که از همین رو مجلس خبرگان تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تکرار استبداد در مجلس که مظهر اراده ملت می باشد، به کار بست تا دست مجلس را به تمام معنا باز کند، منتهی به تدریج احساس می شود خوب است در کنار این میزان عمل وسیع ، آزادی و اختیارات فوق العاده ای که به مجلس داده شده است یک ساز و کارهای کنترلی هم برای بهبود کار این مجلس و نظم و انضباط بهتر به مجلس پیش بینی شود و این ساز و کارها باید از خود مجلس پیش بینی شود نه از بیرون. به اعتقاد من برای این که قدرتی که به مجلس داده شده در عمل بهتر بتواند خودش را نشان دهد. لازم است ساز و کارهای انضباطی بهتری تدبیر شود و شاید در آینده با تغییراتی در آیین نامه مجلس و یا بعضی قوانین بتوان نظم و انضباط بیشتری به مجلس داد تا آن نیت نمایندگان خبرگان اول قانون اساسی نیز بهتر محقق شود.

چرا مجلس در طول 4 سال فعالیت خود برای جلوگیری از استمرار بی نظمی ها و ضعف نظارتی اقدام به اصلاح آیین نامه داخلی مجلس نکرد؟

از همان هفته های اول مجلس هفتم و با احساس ضرورت بازنگری در آیین نامه داخلی مجلس ، کار را شروع کردیم و در این راستا کمیسیون آیین نامه فعال شد و نظر نمایندگان را گرفتیم و اقدامات لازم را انجام دادیم. خود من هم به حکم مسوولیت اداره مجلس ، به خوبی متوجه مسائل آیین نامه ای هستم و به همین دلیل وقت زیادی را برای این کار صرف کردم. شاید باورتان نشود خود من دهها ساعت برای اصلاح آیین نامه همراه نمایندگان مجلس کار کردم ، ولی علت این که این موضوع در دستور کار مجلس قرار نگرفت این است که چون آیین نامه مجموعه ای مفصل و دارای جزئیات زیادی است و تصویب اش محتاج رای دوم و سوم نمایندگان است و اگر یک بخشی از آن تصویب شود و بخش دیگری تصویب نشود انسجامش از بین می رود و چه بسا که مشکلات بیشتری را ایجاد کند.

ما معتقدیم اگر آیین نامه به صحن علنی مجلس بیاید حداقل سه ماه وقت مجلس را می گیرد و با توجه به حال و هوایی که معمولا بر صحن حاکم است ، ممکن است یک جاهایی بعضی مواد مهم رای نیاورد و شیرازه این مجموعه که بصورت یک سامانه است از هم گسیخته شود. این نظر شخصی من نیست و مورد تصدیق خیلی از نمایندگان دیگر هم است به همین جهت ترجیح دادیم این موضوع از طریق اصل 85 یکباره به رای گذاشته شود. در آغاز بررسی این موضوع بعضی از فراکسیون ها فکر می کردند در اصلاح آیین نامه اکثریت قصد دارند نظر سیاسی خودشان را اعمال کنند که البته اینطور هم نبود و به همین جهت به اصلاح آن رای ندادند. بنده تلاش زیادی کردم که این شبهه بر طرف شود و به همین منظور کاری طولانی صورت گرفت. در حال حاضر احتمالا بتوانیم مجددا این موضوع را به رای بگذاریم که امیدوارم با رای دو سوم نمایندگان بتوانیم از طریق اصل 85 اصلاحات آیین نامه را لااقل برای یک دوره چهار ساله به تصویب برسانیم و اگر این تجربه 4 ساله ما برای مجلس هفتم استفاده نشود، برای مجلس هشتم مفید واقع شود.

غیبت 30 درصدی نمایندگان استخوان لای زخمی برای مجلس شده است ، علت این غیبت ها چیست؟

همواره تعدادی از نمایندگان در مجلس غیبت دارند که عذر خیلی از آنها موجه است. تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس مسن هستند و همیشه یک چند درصدی از نمایندگان هم به دلیل بیماری ، جراحی ، بیمارستان و یا بیمار داری از حضور در صحن علنی معذور هستند که من می توانم برای شما یک فهرست بلند بالایی از نمایندگان ارائه دهم که عمل جراحی قلب داشتند. همین طور سایر مشکلات نمایندگان ،یک نمونه خود من که به علت یک جراحی مختصری که خارج از اراده ام بود 10 روز بالاجبار بستری بودم.

علت دیگر عدم حضور نمایندگان ، همراهی آنها با دولت در سفرهای استانی است. در دوران دولت نهم که هر دو هفته یکبار دولت به استان ها سفر می کند، نمایندگان دولت را همراهی می کنند و این همراهی خاص این مجلس نیست در مجالس گذشته هم اینگونه بوده است ولی تفاوتش در این است که آن موقع دولت ها کمتر به استانها سفر می کردند و در این دولت سفرها بیشتر شده است و نمایندگان هم برای احترام به رئیس دولت و هم به خاطر ضرورت اینکار، دولت را در سفرها همراهی می کنند بعنوان مثال استانهایی که 30 نماینده در مجلس دارند در چند روزی که دولت در آن استان است با دولت همراه می شوند و این کار باعث افت نمایندگان در مجلس می شود حتی زمانی که یک وزیری برای افتتاح تعدادی طرح عمرانی در چند شهرستان به یک استانی سفر می کند، نمایندگان آن شهرستان ها وظیفه خود می دانند در کنار وزیر مربوط حضور داشته باشد تا هم مشکلات حوزه انتخابیه خود را بیان کنند و هم نتیجه پیگیری های خودشان را به اطلاع مردم برسانند.

علاوه بر آن تعدادی از نمایندگان کارهای مربوط به حوزه انتخابیه خود را در تهران دنبال می کنند و ناچارند برای پیگیری موضوعی در یک جلسه ای که همزمان با جلسه علنی مجلس است ،شرکت کنند و به همین دلیل تقاضای مرخصی می کنند یا برخی نمایندگان برای حضور در گردهمایی ها و هم اندیشی ها دعوت می شوند این موارد همواره از اشتغالات نمایندگان است و ما هم این واقعیات را درک می کنیم و یک ضابطه ای داریم که تا حدی با مرخصی موافقت می کنیم. در این میان ممکن است 15 یا 20 نفر باشند که ضابطه ما را رعایت نکنند و درست همین 10 - 15 نفر هستند که گاهی سبب می شوند مجلس دچار مشکل شود، ولی اگر ما در ترازوی انصاف بسنجیم همه کسانی که در صحن حضور ندارند در نرسیدن مجلس به حد نصاب مقصر و موثر نیستند، بلکه این مشکل را تعداد کمی ایجاد می کنند. مثلا مجلس با 194 نفر می تواند کار خود را شروع کند، ولی ما در بعضی مواقع 185 نماینده داریم که اگر 15 نفر دیگر هم بودند وضع عادی بود ولی وقتی 20-15 نفر بدون مرخصی سراغ کارهایی که به نظر خودشان ضروری بوده می روند، این اتفاق می افتد که خوب ، هر چند تلخ است ، ولی خوشبختانه نادر بوده است.

پیش بینی شما از ترکیب آینده مجلس هشتم چیست و آیا برای مجلس آینده کاندیدا خواهید شد؟

این که گفتید مجلس هشتم چگونه مجلسی خواهد بود، بارها گفته ام که نمی شود پیش بینی قطعی در این باره کرد. علت اش هم این است که خود مردم باید تصمیم بگیرند، گاهی وقتها که با میهمانان خارجی ملاقات دارم وقتی آنها خیلی دم از دموکراسی می زنند به آنها می گویم یک فرق ایران با خیلی کشورهای دیگر در همین نقطه است که در آن کشورها نتایج بسیاری از انتخابات از قبل قابل پیش بینی است اما در ایران چنین نیست دلیل آن هم این است که مردم بر سرنوشت خود حاکم هستند و خود آنها تصمیم می گیرند و این قوت و افتخار نظام ما و دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی است که مردم باور دارند آزادی وجود دارد و خودشان می توانند تصمیم بگیرند.
سرنوشت مجلس هشتم را هم مردم تعیین می کنند، منتهی من یک تجربه ای دارم و آن این که از سال 81 اکثریت مردم یک گرایشی را در انواع انتخابات نشان دادند و تمایلی به جانب اصولگرایان نشان دادند به طوری که این رای مردم در انتخابات شورای شهر دوم در کل کشور محسوس بود و این از اموری است که رقبای سیاسی ما هیچ وقت دوست ندارند. راجع به آن صحبت کنند و اگر دقت کنید در مباحث سیاسی شان کمتر اتفاق می افتد که راجع به انتخابات شورای شهر دوم صحبت کنند و علت اش هم روشن است که چرا مایل نیستند. در انتخابات مجلس هفتم هم مردم همان انتخاب قبلی را تائید کردند، در انتخابات رئیس جمهور هم مردم همان گرایش را نشان دادند، در انتخابات شورای سوم و خبرگان باز هم مردم همان معیارها را نشان دادند لذا بنده دلیلی نمی بینم که این روش ادامه پیدا نکند، امیدواریم که اصولگرایان بتوانند باز هم فرصت برای خدمت داشته باشند و به کشور خدمت کنند.

یکی از انتظارات بحق مردم مهار تورم و گرانی است. مجلس هفتم چه تلاشی در این باره اندیشید و چه اقداماتی انجام داد که اگر صورت نمی پذیرفت وضع بدتر از وضعیت فعلی بود؟

باید قبول بکنیم که تورم و گرانی در جامعه وجود دارد و فشار زیادی بر دوش مردم کم در آمد وارد می شود. ما هم در مجلس نگران هستیم و تلاش می کنیم که به عنوان نمایندگان مردم از فشار گرانی بر دوش مردم کم کنیم و در این خصوص با دولت مذاکره می کنیم. در خیلی از موارد وزرا را به کمیسیون ها دعوت می کنیم و نظر آنها را می پرسیم ، اصولا باید توجه داشت جایگاه مجلس ، وضع قوانین کلی و اصول و مبانی در اقتصاد کشور است و خیلی از گرانی ها ناشی از اتفاقات موردی و موضعی در جامعه است که بیشتر در حیطه تصمیم گیری دولت و وزرا است نه درحیطه تصمیم گیری مجلس.

عرض من این نیست که بخواهم توپ را در زمین دولت بیندازم ودولت را متهم کنم ، بلکه اصولا بسیاری از تغییر قیمت ها ناشی از اموری است که نیازی به وضع قانون در مجلس ندارد. فرض کنید مثلا کمبود یا فراوانی مرغ و تخم مرغ ناشی از تنظیم بازار است حالا در عرصه مرغ یا گوشت یا میوه و یا مثلا اجازه واردات در کشور، تنظیم تعرفه و شیوه توزیع ، همه اموری است که روی قیمت و گرانی و ارزانی تاثیر می گذارد و همه اینها شان دولت است نه شان مجلس و نیازمند کارهای کارشناسی بوده و از وظایف قوه مجریه است. در واقع مجلس بیشتر زیر ساختهای اقتصادی را باید تثبیت کند که تاثیر دراز مدت داشته باشد. از کارهایی که مجلس برای جلوگیری از تورم به این اعتبار انجام داده است اصرار بر سر مهار نقدینگی خصوصا در قانون بودجه بود و این مطالبی است که در آغاز کار دولت نهم ، محل اختلاف دولت و مجلس بوده است.

دولت در آغاز کار خود با یک عطش و اشتهای قابل تحسینی می خواست به سرعت کارهای عمرانی را شروع کند، مجلس نیز ضمن احترام به نیت دولت معتقد بود اگر امکان جذب این بودجه وجود نداشته باشد منجر به افزایش نقدینگی شده و تورم ایجاد می کند، دولت در بودجه 85 خیلی با نظر مجلس همراه نبود ولی در بودجه 86 تاکید داشت که ما بودجه را انقباضی بستیم این روزها هم رئیس کل بانک مرکزی و رئیس جمهور محترم همان حرفی را می زنند که مجلس آن موقع بر آن اصرار داشت. اینها جهت گیریهای اصولی مجلس برای جلوگیری از تورم بصورت مبنایی بود. اما در عین حال مجلس برای کاهش فشار گرانی و تنگی معیشت روی دوش مردم ، بیکار ننشسته بود و برای کمک به قشرهای کم در آمد اقدامات خوبی انجام داده است که یکی از آنها افزایش حداقل حقوق بازنشستگان در قانون بودجه 85 از 118 هزار تومان به 200 هزار تومان بود که اقدام خیلی موثر و وسیعی بود و مجلس شاید حدود 800 میلیارد تومان برای این تصمیم خود از دولت بودجه گرفت.

بسیاری از بازنشستگان سالخورده ، عیالوار، آبرو دار، مریض احوال و از یاد رفته بودند که وقتی فیش حقوقی خود را نشان می دادند بعد از 30 سال خدمت یا بیشتر، حداکثر 120 هزار تومان حقوق دریافت می کردند که مجلس در یک اقدام شجاعانه حداقل حقوق بازنشستگان را به 200 هزار تومان افزایش داد و الان نیز در بودجه 86 این رقم باز هم اضافه شده است یا مثلا در ابتدای مجلس هفتم مستمری خانواده های تحت پوشش کمیته ها 18 هزار تومان بود که مجلس در بودجه 84 آنرا دو برابر کرد و به 36 هزار تومان افزایش داد یا افزایش حقوق کارمندان که امسال تحت تاثیر لایحه مدیریت خدمات کشوری و یا نظام هماهنگ پرداخت بصورت پلکانی معکوس عمل شد و باعث شد حقوق بالاتر از یک میلیون تومان یا 700 - 600 هزار تومان 5 درصد افزایش پیدا کند و حقوق های حدود 200 هزار تومان 70 یا 80 درصد اضافه شود، اینها جهت گیری های مجلس بوده است.

علاوه بر این مجلس در سال اول خصوصا با تصویب یک طرحی ، قیمت ها را تثبیت کرد و با این کار واقعا جلوی تورم را گرفت ،زیرا اگر مجلس می خواست به قانون برنامه چهارم عمل کند باید قیمت بنزین در سال 84 را به قیمت بین المللی خلیج فارس به مردم عرضه کند. تصور کنید اگر بنزین از لیتری 85 تومان در سال 84 به لیتری 250 تومان می رسید چه اتفاقی می افتاد به همین نسبت هزینه آب ، برق ، گاز و مخابرات بالا می رفت ، ولی مجلس با این کار لااقل برای مدت کوتاهی افزایش قیمتها را متوقف کرد و مردم هم نتیجه اش را دیدند. البته همان موقع که صحبت از تثبیت قیمت ها بود اعلام کردیم که این طرح ابدی نیست ، ولی بعدا_ عده ای هیاهو راه انداختند. کسانی که امروز خیلی بر سر تورم اظهار نظر می کنند موقعی که مجلس هفتم با طرح تثبیت قیمت ها از تورم جلوگیری می کرد مخالفت شدید داشتند و اعلام می کردند که این یک شگرد انتخاباتی برای پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری است.

من در حال حاضر هم تورم را انکار نمی کنم و معتقدم مقابله با گرانی و کاهش مشکلات معیشتی مردم وظیفه دولت و مجلس است ؛ چه کسانی به این موضوع انتقاد کنند یا نکنند، اما در عین حال نمی توانم این نکته را ناگفته بگذارم که خیلی از این سر و صداها واقعا به نیت خدمت به مردم نیست علت اش هم این است که همین حالا نیز حرفهایی زده می شود که با این ادعاها مغایرت دارد برای بنده به عنوان یک نماینده مسلم است اگر بنزین از طرف دولت به صورت رسمی با لیتری 400 تومان عرضه شود تورم زاست اگر شما روزنامه ها را ورق بزنید می بینید آن جریاناتی که تمام فضای سیاسی کشور را فقط و فقط از تورم پر کرده اند همانها اصرار دارند که بنزین آزاد عرضه شود، می توان احتمال داد چون آنها اثر تورمی این کار را می دانند می خواهند این هزینه و جریمه به پای این مجلس و دولت نوشته شود والا اگر صداقت دارند در این که تورم نباید افزایش پیدا بکند چرا روی این موضوع اصرار دارند، البته ممکن است برخی از نمایندگان هم به دلایل دیگری نظرشان این باشد. مساله تورم در عین حال که یک واقعیت است یک بحث سیاسی و انتخاباتی هم است ، زیرا مساله تورم مربوط به سالهای دوران اصولگرایان نیست زیرا در سالهایی بیش از 40 درصد تورم در جامعه بوده است بعضی از اشخاص که امروز برای تورم 19 درصدی گریبان چاک می کنند، آن سالهایی که تورم 40 درصد بوده چکار کردند.

اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم جبهه متحد اصولگرایی را شکل داده اند، نظر شما در مورد این جریان چیست؟ و آیا ساز و کاری که گروه های اصولگرا در انتخابات مجلس هشتم در نظر گرفتند جوابگو هست؟

تدبیری که برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان در قالب جبهه متحد اصولگرایان تبلور یافته است تدبیر عاقلانه ای بوده است گرچه ممکن است نقص هایی هم داشته باشد، اما در حال حاضر همه اصولگرایان وظیفه دارند از این جبهه متحد اصولگرایان و تصمیمات آن پشتیبانی کنند.

خوشبختانه تا حالا هم جلوه خوبی از وحدت به نمایش گذاشته شده است و بعضی انتقادات و اظهارنظرهایی که نسبت به این جبهه صورت می گیرد در آن حدی نیست که به اصل این کار صدمه ای برساند. دوستانی هم که در این جبهه تصمیم گیر هستند باید ملاک را بر صلاحیت افراد بگذارند و اینطور نباشد که تصور کنند مجلس هشتم یک غنیمتی است که باید بین خودشان تقسیم کنند؛ البته من یقین دارم که این گونه فکر نمی کنند زیرا اشخاصی که جزو این 11 نفر هستند این دید ملی را دارند و توصیه بنده هم به دوستان این است که ضابطه گرا و صلاحیت گرا باشید و از این طریق چتر اصولگرایی را باز کنید. به نظر من باز کردن چتر اصولگرایان به این معنا نیست که جریانات متعددی که به اصولگرایان تعلق دارند همه در تصمیم گیری حضور داشته باشند بلکه تصمیم گیری ها باید طوری باشد تا هر فرد صلاحیت داری در آن جا بررسی و قابل انتخاب شدن باشد اینطوری چتر باز می شود.

به اعتقاد من وحدت شرط پیروزی اصولگرایان است و اگر خدای نکرده فردی یا تشکیلات و جریاناتی کاری بکنند که این وحدت مخدوش شود و اصولگرایان صدمه ببینند طبعا مقصر خواهند بود و مردم هم آنها را نخواهند بخشید. اگر ما وحدت داشته باشیم امید هست که مردم باز هم به اصولگرایان رای بدهند؛ البته رای دادن به اصولگرایان رای دادن به اصولگرایی است ممکن است مردم شخص حداد عادل را نپسندند و به کسی رای بدهند که در اصولگرایی می تواند موفق تر باشد از این جهت نباید نگران بود زیرا در انتخابات فرد مطرح نیست بلکه یک نگاه و بینش مطرح است همان طوری که رهبری شاخصه های اصولگرایی را بر شمردند سخن ایشان سخن دل ملت است هر جریاناتی که بر آن شاخصه ها منطبق باشد می تواند خدمت بکند. به عنوان سخن پایانی باید بگویم انتخابات یک گذرگاه بسیار خطیر و حساس در کشور ما است و ما باید همه تلاش خود را بکار ببندیم که انتخابات آزادانه برگزار شود مردم نیز مطمئن باشند که رای آنها موثر است و حضور پرشور و با شکوه داشته باشند و به عزت کشورشان در انظار مردم جهان بیفزایند و پایه های مردم سالاری دینی را در کشور تقویت کنند ان شاءالله که بزودی شاهد چنین انتخابات پر شور و با شکوهی باشیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها