دولت را ازبارسنگین امورشهری خلاص کنید

اگرمافقط بخواهیم مفادطرحهای جامع شهرهااجراکنیم سرانه حدود45هزارتومان به ازای هرشهروندنیازداریم درحالی که متوسط سرانه درآمد شهرداری های کشوربیست و هفت هزار تومان است
کد خبر: ۱۵۶۵
ماجرای ماده 136 برنامه سوم توسعه چیست؛مدیریت شهری در شهرها به عهده شهرداری هاست . به موجب قانون شهرداری مصوب سال 1334 ، حدود53 وظیفه برعهده شهرداری ها بود؛ ولی این وظایف بتدریج با قدرتمند شدن دولت و افزایش درآمدهای نفتی به منظور اجرای سیاست تمرکزگرایی ، از شهرداری ها جدا و به بدنه دولت اضافه شد و دولت روز به روز بزرگتر شد و شهرداری ها کوچکتر و ضعیف تر. این روند که ضد توسعه ای است ، موجب شد تا دولت به جای آن که کوچک و کارا و سیاستگذار باشد، تصدیگری کند؛ کاری که در تجربه جهانی به عهده مدیریت های شهری و محلی است . از طرفی مردم هم از انجام دادن وظایفی که می توانستند به عهده بگیرند و در آن مشارکت کنند، دور شدند و انتظارات همه به سمت دولت نشانه رفت.پس از پیروزی انقلاب ، نخستین حرکت حضرت امام در اردیبهشت سال 58 انتخابات شوراها بود که کاملا نشان می داد جهتگیری حضرت امام کاملا مردمی و حرکت به سمت واگذاری امور به مردم و مدیریت های محلی است . این مهم متاسفانه به دلایل مختلف مانند جنگ و برخی سیاست ها معطل ماند؛ اما خوشبختانه پس از انتخابات شوراها در سال76 ، این جهتگیری زنده شد.قانون برنامه سوم توسعه در ماده 136 به دولت اجازه داده است که تصدیهایی را می توان از دولت منفک کرد و به شهرداری ها متناسب با توانمندی هاشان سپرد، واگذار کرد؛ که البته باید با منابع ذی ربط همراه باشد.این یک ماده بسیار اساسی و راهبردی در مدیریت شهری است . براساس این ماده ، دولت می تواند وظایف مختلفی را که به عهده دارد، احصا و امکان سنجی کند و در یک فرآیند زمان و متناسب با توانایی های شهرداری ها، به همراه منابع اعتباری مربوط واگذار کند تا شهرداری ها، به همراه منابع بعدا توانمند شوند و به اعتبارات دولتی نیاز نداشته باشند و این کار با عوارض محلی انجام شود.کدام وظایف قابلیت واگذاری دارد؛اولین وظیفه ، توسعه شهری است ؛ یعنی طرح جامع . طرح هادی و طرح تفصیلی که با کارفرمایی دولت تهیه شده ، بیشترین آمادگی را برای واگذاری به شهرداری دارد. طرح جامع برای شهرداری تعیین تکلیف می کند و انواع کاربری ها را مشخص می سازد. برنامه ریزی ، کار شهرداری است ، که تاکنون این کار به وزارت مسکن و شهرسازی واگذار می شده است و بعد شهرداریها اجرا میکردند.اما شهرداری که در تهیه و تصویب طرح جامع که مبنای برنامه شهری است حضور ندارد، چگونه می خواهد اجرا کند؛ طرحهایی خارج از اراده ، نیاز و خواست های مدیریت محلی تهیه می شود که معمولا غیرقابل اجراست.نخستین مشکل این است که این طرحها متناسب با توانایی های شهرداری ها تنظیم نشده است . اگر ما فقط بخواهیم مفاد طرحهای جامع را اجرا کنیم ، سرانه حدود45 هزار تومان به ازای هر شهروند نیاز داریم ؛ در حالی که متوسط سرانه درآمد شهرداری های کشور27 هزار تومان است . این طرحها واقع بینانه نیست ؛ چون به مدیریت محلی وصل نیست . اگر این کار را شهرداری انجام دهد، دیگر طرحهای جامع به یک نقاشی پشت سر شهردار تبدیل نمیشود.دومین چیزی که می تواند واگذار شود، زمین شهری است . زمین شهری تا سال 69 یک کالای محلی بود. ما زمین شهری را ملی و دولتی کردیم تا زمین ارزانتر در اختیار محرومان و مستضعفان قرار گیرد و مشکل مسکن محرومان رفع شود؛ در حالی که نشد و هم اکنون زمین شهری با قیمت بازار آزاد فروخته می شود. زمین ، ابزار توسعه شهری است و باید در اختیار شهرداری باشد، در حالی که در اختیار دولت است .موضوع دیگر، حفاظت از بافتهای تاریخی است . بهترین نهادی که می تواند از آنها حفاظت کند، شهرداری هاست . شهرداری ها باید براساس اصول و چارچوب هایی که میراث فرهنگی مشخص می کند، از بافتهای تاریخی حفاظت کند.این همه سرمایه فرهنگی و تاریخی در شهرها وجود دارد که به عهده میراث فرهنگی که عمدتا یک سازمان پژوهشی است گذاشته شده است . البته میراث فرهنگی هم علاقه مند است در این زمینه با شهرداری مشارکت کند. در ماده 166 هم پیش بینی شده مدیریت خاص بافتهای تاریخی در شهرداریها ایجاد شود.مهمترین چیز برای یک اصفهانی ، میدان نقش جهان اصفهان است . باید مدیریت محلی آنجاها را اداره کند تا آسیبی به آنها وارد نشود. آیا ما از مردم شهرها به خودشان دلسوزتریم؛یکی دیگر از موضوعات ، مقوله خدمات اجتماعی و فرهنگی است . آنقدر خدمات فرهنگی دولت ضعیف بود که برخی شهرداری ها خارج از وظیفه خود فرهنگسرا و خانه فرهنگ ساختند؛ چون نیاز شهروند است . شهرداری تهران وارد این مقوله شد و هم اکنون هم بسیاری از نیازهای فرهنگی را برآورده می کند؛ اما لازم است قانون مرتبط هم تدوین شود.موضوع دیگر، مقوله تاسیسات زیربنایی شهری است . یکی از مشکلات جدی ، ناهماهنگی در امور عمرانی شهرهاست . از یک طرف شهردار خیابان می کشد و آسفالت می کند، از طرف دیگر وزارت نیرو که الزامی برای هماهنگی با شهرداری ندارد برای لوله گذاری ، آسفالت را می کند؛ بعد وزارت نفت برای لوله گاز حفاری می کند و...! اینها وظایف محلی است که در تمام دنیا برنامه ریزی شده است.وظایفی که براساس ماده 136 برنامه سوم می تواند به عهده شهرداری ها قرار گیرد، به حدود22 مورد می رسد که کاملا محلی و از جنس مسائل مدیریت شهری است.اگر این اتفاق بیفتد، حوزه فعالیت شهرداری ها بسیار وسیع می شود. یکی از انتقادهای اساسی به شهرداری ها، مدیریت سنتی غیرعلمی و ساختار نادرست آنهاست . آیا واگذاری این اختیارات با توان شهرداریها سازگار است؛پیش شرط ماده 136 "توانمندسازی " است . وقتی اصل موضوع را بپذیریم ، بعد باید توانمندسازی شود. مثلا فاضلاب در سال 1369 از شهرداری جدا و به دولت واگذار شد؛ اما از زمانی که به دولت واگذار شد، برای آن معاونت وزیر تعریف شد؛ در حالی که در شهرداری ها مورد توجه قرار نمی گرفت . مجموعه کمکهایی که دولت در برنامه دوم به بخش فاضلاب کرد، پنج برابر کمکهایی بود که به شهرداریها شد.این واگذاری ها ممکن است با منافع برخی مدیران مغایرت داشته باشد؛ آیا آنها مقاومت نمیکنند؛این مقاومتها وجود دارد و طبیعی است ؛ اما آیا ما باید براساس خواست های غیرمنطقی برخی افراد تصمیم بگیریم ؛ این خواسته ها غیرمنطقی است . وقتی مدیریت محلی تقویت شود، وزیر و معاون وزیر هم افتخار خواهد کرد که عضو شورای شهر باشد.آیا تا پایان برنامه سوم ، این کار انجام خواهد شد؛طبق قانون ، باید بشود؛ این وظیفه ماست و اگر نکنیم ، باید پاسخگو باشیم . در موضوع عمران شهری و مدیریت شهری ، راهبردی ترین محور، ماده 136 برنامه سوم است.صفحه شهری آمادگی دارد دیدگاه صاحب نظران و کارشناسان را در زمینه ابعاد گوناگون ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه درج کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها