گفتگو با مادر ملیسا در بیمارستان

به دنبال حمله مرد معتاد به دختر 2.5 ساله ، خبرنگار جام جم با حضور در بیمارستان رسول اکرم (ص) با مادر ملیسا به گفتگو نشسته است.
کد خبر: ۱۵۶۱۱۸


این حادثه برای ملیسا چگونه اتفاق افتاد؛
من و فرزندم برای میهمانی به منزل پدرم رفته بودیم و شوهرم هم برای خرید مواد مخدر از منزل خارج شده بود. شب که به منزل مراجعه کردیم ، باز هم اثری از شوهرم نبود، با دخترم به اتاقش رفتیم و همانجا خوابیدیم. چند ساعتی نگذشته بود که صدای قدم هایی را بالای سرم شنیدم ، وقتی از خواب بیدار شدم ، شوهرم چاقو به دست بالای سرمان ایستاده بود. به او اعتراض کردم که چرا چاقو در دست داری که بیان کرد باید جان هر دوی شما را بگیرم.
به او التماس کردم ، فریاد زد من تصمیم خود را گرفته ام و باید شما بمیرید. مقابل دخترم قرار گرفتم تا او را زخمی نکند، اما شوهرم با بی رحمی ، مرا به کنار هل داد و با چاقو به جان دخترم افتاد و او را مجروح کرد. به سویم آمد تا مرا هم مجروح کند که صدای همسایه ها را شنید و متواری شد.

همسرت چراچنین تصمیمی داشت؛
شوهرم مرد معتادی است و کم کم به این نتیجه رسیده بود که اگر من و فرزندم را به قتل برساند، راحت تر می تواند در منجلاب اعتیاد فرو رود، زیرا من را یک مانع جدی برای اعتیاد خود می دانست.

چرا درخواست طلاق ندادی؛
قصد جدایی از شوهرم را داشتم ، اما او تهدیدم کرده بود که اگر از وی جدا شوم ، فرزندم را نزد خود نگه می دارد و اجازه نخواهد داد دخترم را حتی یک لحظه ببینم. دوری از تنها فرزندم برایم امکان پذیر نبود، به ناچار مجبور بودم ، تن به زندگی با مرد معتادی بدهم که هر لحظه در کنار وی بودن همزمان با رقم خوردن مرگ خود و فرزندم بود. قانون از من که یک زن تنها بودم ، حمایت نمی کرد و چون او یک پدر بود، حق سرپرستی فرزندم را داشت و من برای گرفتن حق قانونی چاره ای جز سوختن و ساختن نداشتم.

چه درخواستی از مسوولان قضایی داری؛
می خواهم هر چه زودتر شوهرم مجازات شود. او بی رحمانه کودکم را در یک قدمی مرگ قرار داد و به یکی از کلیه های فرزندم بشدت آسیب رسانده است.
او پدر نیست ، یک بیمار روانی است. شما بگویید دخترم ملیسا چگونه می تواند با زبان کودکانه اش نام او را به عنوان پدر بار دیگر بیان کند؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها