اقتصادی اندونزی
، فراهم کردن مقدمات سقوط اقتصادی اندونزی در سال 1997 در دوران حکومت سوهارتو بود.
یعنی فاجعه ای که میلیون ها نفر از مردم اندونزی را در ورطه فقری نکبت بار فرو برد.
مهمترین ابتکار وولفوویتز، حمایت از یکی از عجولانه ترین برنامه های آزادسازی بخش بانکی بود که به زوال اقتصادی و درماندگی همگانی منجر شد.
در این اثنا سوهارتو، فرد مورد علاقه وولفوویتز، لقب شوم فاسدترین رهبر سیاسی در طول تاریخ معاصر را به دست آورد و طبق گزارش موسسه شفاف سازی بین المللی انگلستان، ثروتی جمع آوری کرد که بین 15 میلیارد تا 35 میلیارد دلار امریکا تخمین زده می شود و از رتبه دوم یعنی فردیناند مارکوس از فیلیپین و رتبه سوم یعنی موبوتو سه سه سه کو از کنگو، بسیار پیشی گرفته است.
همگی این افراد، عضو مجموعه ای از دولت های خشنی هستند که وولفوویتز در آنجا خدمت کرده بود.
وولفوویتز به عنوان معمار بازسازی عراق پس از جنگ، در عرصه توسعه نیز واجد شرایط لازم است. موسسه بین المللی شفاف سازی هشدار داد که اگر تمهیدات شدید ضدارتشاء در عراق بسرعت به کار گرفته نشوند، بزرگترین رسوایی فساد مالی تاریخ در این کشور به وقوع خواهد پیوست.
این تمهیدات اتخاذ نشدند و همان طور که مشاهده می شود این پیش بینی ها به وقوع پیوست. آشکارا، وولفی همان گونه که جورج بوش از سر محبت وی را این گونه خطاب می کند، از صلاحیت های قابل توجهی برای ایجاد اجماع جدیدی درباره مبارزه با فساد و ترویج توسعه اقتصادی برخوردار است.
جفری ونیترز ادامه می دهد که سابقه سرور آرمانگرایان در اندونزی، راجع به حقوق بشر و دموکراسی، بسیار بدتر است. در بررسی واژگانی از تمامی سخنان وولفوویتز در مطبوعات وقت هنگام سفارت وی در اندونزی مشخص شد که وی در آن دوران حتی یک بار هم درباره حقوق بشر و دموکراسی سخن نگفت.
در عوض، وی درباره موضوعاتی مانند تجارت، سرمایه گذاری، ثبات محلی و منطقه ای که گفته می شود سوهارتو به ایجادشان کمک کرده، همواره از رژیم سوهارتو دفاع می کرد. وولفوویتز نه تنها روزنامه نگاران استرالیایی را به خاطر توجه به این متحد خشن و شکنجه گر امریکا در آسیای جنوبی تقبیح کرد، بلکه وی استرالیایی ها را به علت این مشکل آفرینی سرزنش کرد و از آنان خواست اقدامات رژیم سوهارتو را کم اهمیت جلوه دهند و آن را نادیده بگیرند.
رفتار نفرت انگیزی وی باعث واکنش نامعمول رئیس دولت استرالیا شد.
وولفوویتز به خاطر سخنان خود، از سوی باب هاوک، نخست وزیر وقت استرالیا به طور ویژه ای به عنوان سوژه انتقاد برگزیده شد.نامزدی وولفوویتز برای ریاست بانک جهانی، بلافاصله موجب انتقادهای شدید فعالان حقوق بشر در اندونزی شد، رئیس کمیسیون ملی حقوق بشر اندونزی گزارش کرد که از میان تمامی سفیران ایالات متحده در اندونزی، وولفوویتز به عنوان نزدیک ترین و بانفوذترین فرد نزد سوهارتو و خانواده وی پنداشته می شود، ولی وی هیچ گاه علاقه ای از خود نسبت به موضوعاتی مانند دموکراسی سازی یا رعایت حقوق بشر نشان نداد و هرگز از دفتر این کمیسیون بازدید نکرد.
رئیس این کمیته همچنین افزود وی هیچ گاه نشنید که وولفوویتز حتی یک بار هم به طور علنی به فساد موجود در اندونزی اشاره ای کند.
دیگر فعالان حقوق بشر و مخالفان فساد نیز می گویند که آنان به یاد ندارند وولفوویتز علیه سوئاستفاده های رژیم سوهارتو سخنی گفته باشد یا هیچ گاه احساس نکرده اند که آقای وولفوویتز از آنان جانبداری می کند.
آنان حتی اشاره می کنند که وولفوویتز از رژیم سوهارتو در طول دهه 1990حمایت می کرد؛ یعنی تا زمانی که این شکنجه گر، دزد و قتل عام کننده معروف جهان از داخل کشور سرنگون شد.پیشینه عطش وولفوویتز برای حقوق بشر و دموکراسی، به اولین روزهای مسوولیت وی در وزارت خارجه دولت ریگان بازمی گردد و بدون هیچ گونه تغییر قابل توجهی تا امروز ادامه دارد.
جوزف نوینز، کارشناس مطالعات منطقه ای می نویسد که وولفوویتز از دوران تصدی خود به عنوان سفیر به بعد، به طور مستمر سیاست هایی را راهبری کرده که دموکراسی و حقوق بشر را در این مجمع الجزایر پراکنده ضعیف کرده و نیز از فجایع هولناک ارتش اندونزی در تیمور شرقی تحت اشغال، حمایت کامل به عمل می آورد.نوینز می نویسد که اوایل سال 1999 زمانی که به نظر می رسید اندونزی در پی تخلیه تیمور شرقی است، وولفوویتز بشدت با سیاست های ایالات متحده که ترغیب کننده این برنامه بود به مخالفت پرداخت.
وی با استفاده از ادبیاتی که جاکارتا مدت های طولانی از آن بهره می برد، اعلام کرد اگر اندونزی عقب نشینی کند، تیمور شرقی به خاطر اختلافات قومی و قبیله ای ممکن است دچار جنگ داخلی شود.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی