از حمله صهیونی تا هجمه سیاسی

چند ماه قبل و پیش از نبرد ۴۰ روزه بود که به همراه نویسندگان، بازدیدی از ساختمان شیشه‌ای داشتیم. آن روز‌ها فضای استودیوی شبکه خبر که رجز ماندگار سحر امامی را به خود دیده بود، بازسازی شده و شبیه یادمان قرار گرفته بود، اما نکته اینجاست که رژیم‌صهیونیستی همین یادمان را هم تاب نیاورد و در نبرد ۴۰ روزه دوباره به آن حمله کرد. حالا که یک سال از حمله اول گذشته، بهتر می‌توان درک کرد که ساختمان شیشه‌ای برای دشمن، نه یک نماد و یک ساختمان، بلکه نمادی از رسانه‌ای است که طی این یک سال تمام‌قد برای جهاد تبیین و اطلاع‌رسانی ایستاده.
چند ماه قبل و پیش از نبرد ۴۰ روزه بود که به همراه نویسندگان، بازدیدی از ساختمان شیشه‌ای داشتیم. آن روز‌ها فضای استودیوی شبکه خبر که رجز ماندگار سحر امامی را به خود دیده بود، بازسازی شده و شبیه یادمان قرار گرفته بود، اما نکته اینجاست که رژیم‌صهیونیستی همین یادمان را هم تاب نیاورد و در نبرد ۴۰ روزه دوباره به آن حمله کرد. حالا که یک سال از حمله اول گذشته، بهتر می‌توان درک کرد که ساختمان شیشه‌ای برای دشمن، نه یک نماد و یک ساختمان، بلکه نمادی از رسانه‌ای است که طی این یک سال تمام‌قد برای جهاد تبیین و اطلاع‌رسانی ایستاده.
کد خبر: ۱۵۵۶۰۹۷

یک سال از روزی می‌گذرد که «ساختمان شیشه‌ای» صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، در میانه شعله‌های جنگ و التهاب منطقه، به یکی از نماد‌های هدف‌گیری رسانه در عصر جنگ‌های ترکیبی تبدیل شد؛ شبی که صدای خبر، درست در لحظه پخش زنده، با انفجار درهم آمیخت و تصویر آنتن برای چند لحظه میان دود و اضطراب گم شد، اما نه روایت متوقف شد و نه رسانه از کار افتاد. 

در همان ساعات و لحظات اولیه حمله به ساختمان شیشه‌ای، یکی از تصاویر ماندگار آن شب، به حضور و واکنش سحر امامی، گوینده شبکه خبر گره خورد؛ لحظه‌ای که به‌جای توقف، به ادامه روایت پرداخت و تصویر رسانه را در دل بحران زنده نگه داشت. همین حضور آرام، اما قاطع، در حافظه جمعی مخاطبان به‌عنوان یکی از صحنه‌های نمادین ایستادگی رسانه‌ای ثبت شد.

سحر امامی در روز‌های پس از آن حادثه، برای بسیاری از مردم به یک چهره آشنا و حتی الهام‌بخش تبدیل شد؛ به‌ویژه در میان زنان که بخشی از جامعه او را نماد مسئولیت‌پذیری، شجاعت حرفه‌ای و ایستادن در خط‌مقدم اطلاع‌رسانی دانستند. در فضای اجتماعی، از او به‌عنوان یکی از چهره‌های خاطره‌انگیز رسانه‌ملی در دوران بحران یاد شد؛ شخصیتی که از دل یک رویداد سخت، به نماد استمرار کار رسانه‌ای تبدیل شد.

در این میان، اگر ساختمان شیشه‌ای به‌عنوان یک نماد فیزیکی هدف قرار گرفت، حضور چهره‌هایی مانند سحر امامی نشان داد رسانه فقط دیوار و ساختمان نیست بلکه انسان‌هایی است که در سخت‌ترین لحظات، روایت را زنده نگه می‌دارند.

اما ناگفته نماند که حمله ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ به ساختمان شیشه‌ای، تنها یک حادثه نظامی نبود؛ نقطه‌ای بود در آغاز مرحله‌ای تازه از مواجهه رسانه‌ای که بسیاری آن را «جنگ روایت‌ها» نامیدند. اگرچه آن شب، بنا به روایت منابع رسمی، بخشی از ساختمان دچار آسیب جدی شد و تعدادی از همکاران رسانه‌ای جان خود را از دست دادند، اما آنچه در روز‌های بعد رخ داد، معنایی فراتر از یک بازسازی فیزیکی داشت؛ بازسازی اعتماد به تداوم اطلاع‌رسانی.
 
از دود جنگ تا استمرار آنتن
در روز‌های ابتدایی پس از حمله، رسانه‌ملی در شرایطی قرار گرفت که بسیاری آن را بحرانی‌ترین وضعیت زیرساختی دهه‌های اخیر توصیف کردند. با این‌حال، پخش خبر تنها با وقفه‌ای کوتاه از سر گرفته شد و شبکه‌ها یکی پس از دیگری به آنتن بازگشتند؛ از استودیو‌های جایگزین، از اتاق‌های موقت و حتی از فضا‌هایی که پیشتر برای پخش زنده طراحی نشده بودند.

اما آنچه کمتر دیده شد، نه صرفا بازگشت فنی، بلکه بازتعریف نقش رسانه در شرایط بحران بود. صداوسیما در همان روزها، همزمان با ادامه درگیری‌های منطقه‌ای، تلاش کرد میان دو وظیفه دشوار تعادل برقرار کند: اطلاع‌رسانی لحظه‌ای و حفظ آرامش اجتماعی.

در روز‌هایی که منطقه در التهاب «جنگ تحمیلی» و تنش‌های فرامنطقه‌ای قرار داشت، کنداکتور‌های تلویزیونی تغییر کرد. برنامه‌های سرگرم‌کننده محدود شدند، بخش‌های خبری گسترش یافتند و تولیدات مناسبتی جایگزین بسیاری از کنداکتور‌های پیشین شد. حتی در مناسبت‌هایی مانند نوروز و ماه رمضان، ساختار پخش با رویکردی جدید تنظیم شد؛ رویکردی که هم به فضای عمومی جامعه احترام بگذارد و هم مأموریت اطلاع‌رسانی را در اولویت قرار دهد.
 
ساختمان شیشه‌ای؛ از نماد معماری تا نماد رسانه
ساختمان شیشه‌ای برای سال‌ها تنها یک محل اداری یا تولید برنامه نبود؛ نمادی بود از رسانه‌ای که خود را در معرض دید می‌دانست. شفافیت معماری آن، در ذهن بسیاری از مردم، با شفافیت اطلاع‌رسانی گره خورده بود، اما حمله نظامی به این ساختمان، آن را از یک «نماد معماری رسانه‌ای» به یک «نماد جنگ رسانه‌ای» تبدیل کرد.
در روایت رسمی، این حمله بخشی از تلاش برای ایجاد اختلال در ساختار ارتباطی و رسانه‌ای کشور در جریان جنگ منطقه‌ای عنوان شد. لحظه اصابت و توقف کوتاه پخش زنده، به‌سرعت به یکی از تصاویر نمادین آن روز‌ها تبدیل شد؛ تصویری که در فضای بین‌المللی نیز بازتاب گسترده‌ای داشت.

با این‌حال، آنچه در ادامه رخ داد، تنها بازسازی یک ساختمان نبود؛ بازسازی یک عملکرد بود. بخش‌های مختلف سازمان، از خبر تا تولید، از آرشیو تا پخش، در ساختاری اضطراری، اما منسجم، به فعالیت ادامه دادند.
 
 پایان حمله فیزیکی، آغاز هجمه نرم
اگرچه در طول سال پس از آن حادثه، دیگر حمله فیزیکی مستقیمی به ساختمان شیشه‌ای گزارش نشد، اما بسیاری از تحلیلگران رسانه‌ای معتقدند شکل تازه‌ای از فشار آغاز شد؛ فشاری که این بار نه بر دیوار‌های فیزیکی، بلکه بر «پیکره رسانه‌ای» متمرکز بود.

در این دوره، صداوسیما در معرض موجی از تخریب‌ها، حملات رسانه‌ای و روایت‌سازی‌های متضاد در فضای مجازی قرار گرفت؛ فضایی که بسیاری آن را میدان اصلی «جنگ نرم» می‌دانند. این هجمه‌ها، بیش از آن‌که بر یک ساختمان یا یک رویداد متمرکز باشند، عملکرد کلی رسانه‌ملی را هدف قرار دادند.

منتقدان در بخشی از این فضا، سیاست‌های برنامه‌سازی، تغییرات کنداکتور و نحوه پوشش رویداد‌ها را زیر سؤال بردند. در مقابل، مدیران رسانه‌ملی تأکید کردند که ساختار اطلاع‌رسانی کشور در شرایط بحران، ناگزیر به انعطاف‌پذیری گسترده بوده است.
 
رسانه‌ای در میدان؛ میان مردم و بحران
در یک سال گذشته، صداوسیما در موقعیت‌های متعددی خود را در کنار تحولات اجتماعی و میدانی قرار داده است. از پوشش بحران‌ها تا همراهی با مناسبت‌های ملی و مذهبی، از تولید برنامه‌های تحلیلی تا حضور در صحنه رویداد‌های عمومی.
در دوره‌هایی که جامعه با حوادث مختلف مواجه بوده، رسانه‌ملی تلاش کرده هم نقش اطلاع‌رسانی فوری را ایفا کند و هم نقش آرام‌سازی فضای عمومی را. همین دوگانه، گاه محل نقد و گاه محل حمایت بوده است. در برخی مقاطع، برنامه‌های زنده خبری به‌سرعت با شرایط میدانی تطبیق داده شده‌اند؛ در برخی دیگر، کنداکتور‌های سرگرمی به احترام شرایط عمومی جامعه تغییر کرده‌اند. حتی در مناسبت‌هایی که انتظار رویکرد شادتر وجود داشت، فضای رسانه‌ای به سمت محتوای متناسب با شرایط اجتماعی سوق داده شد. در کنار این تحولات، میدان اصلی مواجهه رسانه‌ای، به‌تدریج از آنتن تلویزیون به شبکه‌های اجتماعی منتقل شد؛ جایی که روایت‌ها با سرعتی چندبرابر بازنشر می‌شوند و مرز میان خبر، تحلیل و قضاوت از میان می‌رود. در این فضا، رسانه‌ملی بیش از آن‌که با یک رقیب سنتی مواجه باشد، با اکوسیستم پیچیده‌ای از روایت‌های موازی روبه‌رو شد؛ روایت‌هایی که گاه با هدف نقد، گاه با هدف تقابل و گاه صرفا برای جلب توجه تولید می‌شوند. در چنین شرایطی، ساختمان شیشه‌ای دیگر فقط یک مکان نبود بلکه به یک «نشانه» تبدیل شده بود؛ نشانه‌ای از تقابل میان رسانه رسمی و رسانه‌های غیررسمی، میان روایت مستند و روایت شبکه‌ای.
 
بازسازی یک مفهوم
امروز، یک سال پس از آن حادثه، ساختمان شیشه‌ای هنوز یادآور حملات سال گذشته است، اما شاید مهم‌تر از بازسازی فیزیکی، بازسازی مفهوم «رسانه در بحران» باشد. تجربه این یک سال نشان داد رسانه‌ملی، فارغ از نقد‌ها و چالش‌ها، در شرایط بحرانی همچنان یکی از اصلی‌ترین زیرساخت‌های اطلاع‌رسانی کشور باقی مانده؛ زیرساختی که باید همزمان پاسخگوی سرعت، دقت، اعتماد عمومی و فشار‌های بیرونی باشد. در این مسیر، حمله فیزیکی تنها یک نقطه آغاز بود، اما آنچه ادامه یافت، مجموعه‌ای از مواجهه‌های نرم، پیچیده و چندلایه بود که امروز نیز ادامه دارد.

ساختمان شیشه‌ای، امروز بیش از آن‌که یک ساختمان باشد، یک روایت است؛ روایتی از ایستادگی در برابر آتش، از بازگشت پس از انفجار و از ادامه کار در میان موج‌های انتقاد و هجمه. اگر آن شب، دود و آتش تصویر آنتن را برای لحظاتی پوشاند، امروز این پرسش همچنان باقی است: در عصر جنگ روایت‌ها، چه چیزی واقعا دیده می‌شود و چه چیزی در پشت شیشه‌های شکسته رسانه پنهان می‌ماند؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها