نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
به مناسبت روز ملی مقاومت و پایداری، خبرنگار جامجم البرز با دکتر محمدحسن برهانیفر، رزمنده دوران دفاع مقدس، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرج و رئیس دانشکده بینالملل، گفتوگویی انجام داده که در ادامه میخوانید.
چهارم خرداد به نام روز مقاومت و پایداری و روز دزفول نامگذاری شده است. به نظر شما چرا دزفول به عنوان الگوی مقاومت کشور شناخته میشود؟
دزفول امروز فقط یک شهر نیست؛ نماد مقاومت مردم ایران است. در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از شهرهای کشور هدف حملات دشمن قرار گرفتند، اما دزفول شرایط متفاوتی داشت. این شهر با وجود شدیدترین موشکبارانها و بمبارانها، هرگز خالی نشد و مردمش ایستادگی کردند.
چه عواملی باعث شد دزفول چنین جایگاهی در دفاع مقدس پیدا کند؟
یکی از مهمترین دلایل، حضور گسترده مردم دزفول در جبههها بود. دزفول در آن زمان بهتنهایی یک تیپ رزمنده داشت که بعدها به لشکر تبدیل شد. تا جایی که به یاد دارم، تنها دو شهر کشور چنین ظرفیتی داشتند؛ نجفآباد و دزفول.
جوانان دزفول در خط مقدم حضور داشتند و مردم شهر هم با تمام وجود پشتیبان جنگ بودند. دشمن تصور میکرد با موشکباران میتواند مردم را وادار به ترک شهر کند، اما مردم ماندند؛ چون میدانستند اگر دزفول سقوط کند، خوزستان در خطر خواهد بود.
دزفول در طول جنگ چه میزان خسارت و تلفات را متحمل شد؟
دزفول در دوران دفاع مقدس، آماج سنگینترین حملات دشمن بعثی قرار گرفت. ۱۷۶ فروند موشک ۱۲ متری، ۹ متری و ۶ متری به این شهر اصابت کرد، همچنین ۴۸۹ بمب و راکت توسط هواپیماهای جنگی رژیم بعث عراق بر سر مردم دزفول فرود آمد و ۵۸۲۱ گلوله توپ نیز این شهر را هدف قرار داد.
این حملات خسارتهای سنگینی به شهر وارد کرد و هزاران خانه ویران شد، اما مردم دزفول هرگز شهر را ترک نکردند. دزفول ۲۶۴۲ شهید در دوران دفاع مقدس تقدیم انقلاب اسلامی کرده است؛ شهدایی که بسیاری از آنان زنان و کودکان بودند، چرا که جوانان شهر عمدتاً در جبهههای نبرد حضور داشتند. همچنین بیش از چهار هزار جانباز و مجروح جنگی، ۱۴۷ مفقود و جاویدالاثر و ۴۵۲ آزاده، بخشی از کارنامه پرافتخار مقاومت این شهر است.
هنوز صحنههایی که دیدهام از ذهنم پاک نشده است؛ خانههایی که در یک لحظه ویران میشدند و خانوادههایی که زیر آوار عزیزانشان را جستوجو میکردند.
شما خودتان نیز در جبهه حضور داشتید. از روحیه رزمندگان دزفولی برایمان بگویید.
من عضو لشکر هفت ولیعصر(عج) و گردان بلال بودم. بچههای دزفول روحیهای عجیب داشتند. در عملیات والفجر ۱۰، میان نیروهای ما و دشمن میدان مین گستردهای بود و تیربارهای عراق اجازه حرکت نمیدادند.
فرمانده اعلام کرد هرکس داوطلب است جلو برود. هنوز تصمیم نگرفته بودم که دیدم رزمندهها با شوق وارد میدان مین شدند. برخی از آنها روی مین رفتند و شهید شدند تا مسیر برای دیگران باز شود. این روحیه فقط از ایمان و عشق به وطن برمیآمد.
نقش مردم عادی دزفول در پشتیبانی جنگ چگونه بود؟
همه مردم درگیر دفاع بودند. زنان در خانه نان میپختند و برای رزمندهها میفرستادند. هر رزمندهای که وارد دزفول میشد، مهمان مردم بود. او را به خانه دعوت میکردند، امکانات در اختیارش میگذاشتند و مثل فرزند خودشان با او رفتار میکردند.
تمام زندگی مردم در خدمت انقلاب، کشور و دفاع مقدس بود.
چرا صدام نگاه ویژهای به دزفول داشت؟
صدام بهخوبی میدانست تا زمانی که دزفول مقاومت میکند، نمیتواند خوزستان را تصرف کند. به همین دلیل، در تهدیدها و حملاتش همیشه دزفول در اولویت بود. حتی در میان فرماندهان عراقی، دزفول را با عنوان «الف» معرفی میکردند؛ یعنی نخستین هدف حملات.
امروز هم میدانی در دزفول به نام «الف» وجود دارد که یادگار همان روزهاست.
و سخن پایانی
دزفول با مقاومت مردمش در تاریخ ماندگار شد. چهارم خرداد فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور ایثار مردمی است که زیر باران موشک ایستادند تا ایران بماند. امروز وظیفه ماست که این حماسه را برای نسلهای آینده روایت کنیم.
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛