۸۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی سوم می‌گذرد و کاخ سفید در هیچ کدام از میادین به اهداف خود نرسیده است

آمریکا، ناکام در میدان و مذاکره

در حالی که نزدیک به ۴۰ روز از آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده پس از پایان «جنگ رمضان» می‌گذرد، اکنون جزئیات تازه‌ای از آخرین دور تبادل پیام‌ها میان تهران و واشنگتن و ابعاد جدیدی از زیاده‌خواهی آمریکا و تلاش کاخ سفید برای جبران شکست میدانی خود آشکار شده است. طبق اطلاعات منتشرشده از روند مذاکرات غیرمستقیم که با میانجیگری پاکستان درحال انجام است، ایران در پاسخ به پیشنهادات اولیه آمریکا، بسته‌ای جامع برای حرکت به سمت پایان رسمی جنگ ارائه کرده بود؛ بسته‌ای که بر توقف واقعی اقدامات خصمانه، تضمین عدم تکرار تجاوز، بازگرداندن اموال بلوکه شده ایران، احترام به حقوق مشروع هسته‌ای ایران و پرداخت خسارات ناشی از جنگ تأکید داشت، اما پاسخ واشنگتن نه تنها نشانی از پذیرش واقعیت‌های میدانی نداشت، بلکه عملا اثبات کرد که آمریکا همچنان در توهم تحمیل اراده خود به ایران به سر می‌برد.  
در حالی که نزدیک به ۴۰ روز از آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده پس از پایان «جنگ رمضان» می‌گذرد، اکنون جزئیات تازه‌ای از آخرین دور تبادل پیام‌ها میان تهران و واشنگتن و ابعاد جدیدی از زیاده‌خواهی آمریکا و تلاش کاخ سفید برای جبران شکست میدانی خود آشکار شده است. طبق اطلاعات منتشرشده از روند مذاکرات غیرمستقیم که با میانجیگری پاکستان درحال انجام است، ایران در پاسخ به پیشنهادات اولیه آمریکا، بسته‌ای جامع برای حرکت به سمت پایان رسمی جنگ ارائه کرده بود؛ بسته‌ای که بر توقف واقعی اقدامات خصمانه، تضمین عدم تکرار تجاوز، بازگرداندن اموال بلوکه شده ایران، احترام به حقوق مشروع هسته‌ای ایران و پرداخت خسارات ناشی از جنگ تأکید داشت، اما پاسخ واشنگتن نه تنها نشانی از پذیرش واقعیت‌های میدانی نداشت، بلکه عملا اثبات کرد که آمریکا همچنان در توهم تحمیل اراده خود به ایران به سر می‌برد.  
کد خبر: ۱۵۵۲۶۶۴
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی

براساس اطلاعات منتشر شده، آمریکا در پاسخ خود چند شرط جنجالی و غیر مرتبط با موضوع پایان جنگ را مطرح کرده است؛ شروطی که آشکارا نشان می‌دهد واشنگتن هنوز حاضر نشده شکست خود در میدان را بپذیرد. عدم پرداخت هرگونه غرامت و خسارت ناشی از جنگ، درخواست خروج و تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ایران به آمریکا، فعال ماندن تنها یک مجموعه از تأسیسات هسته‌ای کشور، مخالفت با آزادسازی حتی ۲۵ درصد از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و همچنین منوط کردن توقف کامل جنگ در همه ساحت‌ها به ادامه مذاکرات، بخشی از بند‌هایی بود که آمریکا به متن اضافه کرد. شروطی که نه تنها ارتباطی با پایان جنگ ندارد، بلکه بیشتر شبیه تلاش برای تحمیل خواسته‌هایی است که واشنگتن در میدان نبرد موفق به دستیابی به آنها نشده است.  
همین مسأله باعث شد روند مذاکرات وارد مرحله‌ای از بن‌بست شود؛ بن‌بستی که بیش از هر چیز، بازتاب ناتوانی آمریکا در پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه است. کاخ سفید تصور می‌کند هنوز می‌تواند با ابزار تهدید، فشار اقتصادی و جنگ روانی، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، در حالی که تجربه جنگ تحمیلی سوم دقیقا خلاف این موضوع را ثابت کرد. جنگ رمضان نه تنها سبب تغییر معادلات امنیتی منطقه شده، بلکه نشان داده آمریکا و متحد جنایتکارش رژیم‌صهیونیستی قادر نیستند اراده خود را از مسیر جنگ به ملت ایران تحمیل کنند.  
   
جنگ رمضان؛ شکست پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی
آمریکا و رژیم‌صهیونیستی جنگ رمضان را با هدف تغییر موازنه قدرت در منطقه آغاز کردند. آنان تصور می‌کردند با مجموعه‌ای از حملات سنگین نظامی، فشار اقتصادی و عملیات روانی گسترده، ایران ظرف مدت کوتاهی دچار فرسایش شده و ناچار به پذیرش شروط واشنگتن خواهد شد. رسانه‌های غربی نیز در روز‌های ابتدایی جنگ تلاش کردند تصویری از برتری مطلق آمریکا و تل‌آویو ارائه دهند؛ تصویری که خیلی زود در میدان نبرد فروپاشید.  
واقعیت آن است که ایران از همان ابتدا با درک دقیق ماهیت جنگ، وارد زمین طراحی‌شده دشمن نشد. جمهوری اسلامی با تکیه بر راهبرد جنگ نامتقارن، عملا ساختار نبرد را تغییر داد. به جای ورود به یک جنگ کلاسیک و پرهزینه، تهران با مجموعه‌ای از حملات هوشمند، عملیات موشکی و پهپادی دقیق و انتقال تدریجی هزینه‌ها به طرف مقابل، معادلات را به سود خود تغییر داد.  
در هفته‌های ابتدایی جنگ، آمریکا و رژیم‌صهیونیستی امیدوار بودند با حملات گسترده بتوانند زیرساخت‌های دفاعی ایران را مختل کنند، اما نه تنها به این هدف نرسیدند، بلکه به‌مرور خود در معرض فشار‌های فزاینده قرار گرفتند. حملات موشکی ایران به مراکز حساس نظامی و امنیتی، ایجاد اختلال در زیرساخت‌های حیاتی رژیم صهیونیستی، افزایش ناامنی در سرزمین‌های اشغالی و گسترش هزینه‌های امنیتی برای آمریکا در منطقه، تنها بخشی از نتایج این راهبرد بود.  آنچه بیش از همه واشنگتن را غافلگیر کرد، توانایی ایران در حفظ انسجام داخلی و ادامه عملیات‌های مؤثر در طول جنگ بود. آمریکا تصور می‌کرد فشار اقتصادی و حملات ترکیبی می‌تواند جامعه ایران را دچار آشفتگی کند، اما نتیجه کاملا برعکس شد. ملت ایران در جریان جنگ رمضان نشان داد در بزنگاه‌های تاریخی، پشت کشور و نیرو‌های مسلح خود می‌ایستد و اجازه تحقق اهداف دشمن را نمی‌دهد.  
پس از ۴۰ روز نبرد، شرایط میدان به شکلی تغییر کرد که این بار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی نگران ادامه جنگ بودند. در حالی که اهداف اولیه آنان از جمله تغییر نظام سیاسی، تضعیف ساختار دفاعی ایران، ایجاد شکاف داخلی و تحمیل عقب‌نشینی سیاسی محقق نشده بود، هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل به شکل تصاعدی افزایش یافت. در واقع، ایران نه تنها توانست در برابر ارتش آمریکا و رژیم‌صهیونیستی مقاومت کند، بلکه در هفته‌های پایانی جنگ، دست برتر را نیز در میدان به دست آورد و هزینه‌های خود را به دشمن دیکته کند.  
این مسأله دقیقا همان نکته‌ای است که امروز واشنگتن حاضر به پذیرش آن نیست. آمریکا اکنون تلاش می‌کند آنچه را در میدان نبرد نتوانست به دست‌آورد، از مسیر مذاکرات تحمیل کند. به همین دلیل است که در پاسخ اخیر خود، شروطی فراتر از چارچوب پایان جنگ مطرح کرده و عملا مسیر گفت‌و‌گو‌ها را به سمت بن‌بست سوق داده است.  
   
ادامه جنگ در میدان دیپلماسی و جنگ روانی
با توقف درگیری‌های مستقیم، جنگ وارد مرحله‌ای جدید شد؛ مرحله‌ای که این بار میدان اصلی آن، دیپلماسی، اقتصاد و جنگ روانی است.  
در هفته‌های اخیر، حجم عملیات رسانه‌ای علیه ایران به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. رسانه‌های غربی و شبکه‌های وابسته به اتاق عملیات روانی آمریکا تلاش می‌کنند با بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی، القای ناامیدی و ایجاد فضای بی‌ثباتی، افکار عمومی ایران را تحت فشار قرار دهند. همزمان، مقام‌های آمریکایی نیز با طرح تهدید‌های پراکنده درباره «گزینه نظامی»، سعی دارند فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند.  
اما آنچه بار دیگر محاسبات واشنگتن را با مشکل مواجه کرده، ایستادگی ایران در برابر این فشارهاست. دولت و دستگاه دیپلماسی کشور تاکنون با اتکا به حمایت‌های مردمی و تجربه به دست‌آمده از جنگ رمضان، اجازه نداده‌اند آمریکا آنچه را در میدان به دست نیاورده، پشت میز مذاکره کسب کند. تهران بار‌ها تأکید کرده که حاضر نیست حقوق مشروع ملت ایران را قربانی زیاده‌خواهی‌های کاخ سفید کند.  در واقع، مذاکرات کنونی ادامه همان نبرد در میدانی دیگر است. آمریکا هنوز با ذهنیت سلطه‌گرایانه گذشته عمل می‌کند و تصور دارد می‌تواند با فشار ترکیبی، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، اما واقعیت منطقه تغییر کرده است.  
نکته مهم اینجاست که واشنگتن طی دو جنگ اخیر، با تمام ظرفیت سیاسی، نظامی و رسانه‌ای خود وارد میدان شد، اما هیچ‌یک از اهداف کلیدی‌اش محقق نشد. نه ساختار دفاعی ایران فروپاشید، نه محور مقاومت از هم گسست، نه جامعه ایران دچار آشوب شد و نه جمهوری اسلامی از مواضع راهبردی خود عقب نشست. همین مسأله نشان می‌دهد هرگونه ماجراجویی جدید نظامی علیه ایران، چیزی جز تکرار شکست‌های قبلی نخواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها