به گزارش فایننشال تایمز، کارگزاران بیمه و منابع آگاه تأیید کردهاند، این برنامه که توسط مؤسسه مالی توسعه بینالمللی آمریکا با مشارکت شرکتهایی مانند چاب و دیگر بیمهگران عمده مدیریت میشود تاکنون حتی یک دلار هم خسارت پوشش نداده و هیچ کشتی تجاری از آن استفاده نکرده است.
این طرح که ابتدا با ۲۰ میلیارد دلار آغاز شد و سپس به ۴۰ میلیارد دلار افزایش یافت، مشروط به اسکورت نیروی دریایی آمریکا برای کشتیها بود اما تنشهای مداوم در منطقه، عدم تحقق عملی اسکورتهای نظامی و نگرانیهای امنیتی، مانع اجرای آن شده است. بیمهگران خصوصی نیز سیاستهای خود را لغو یا با افزایش شدید حق بیمه (تا ۱۲ برابر یا بیشتر) ادامه دادهاند، که عبور را برای مالکان کشتیها غیراقتصادی کرده است.
درهمین راستا، مارکوس بیکر، رئیس بخش بیمه دریایی شرکت مارش، تأکید کرده که وابستگی این برنامه به عملیات نظامی آمریکا، برخلاف ابتکارهایی مانند برنامه بیمه هند که بر سرمایهگذاری متمرکز بوده، کمتر جذاب کرده است. در نتیجه، هزاران کشتی همچنان در خارج از تنگه هرمز متوقف ماندهاند و جریان نفت و انرژی جهانی مختل شده است.
سقوط پروژه آزادی
درواقع ناکامی طرح بیمه کاخسفید مستقیما به فروپاشی پروژه آزادی(Operation Project Freedom) مرتبط است؛ عملیاتی که ترامپ در ۱۴اردیبهشت برای هدایت و اسکورت کشتیها راهاندازی کرد. او در تروث سوشال نوشت که این یک اقدام بشردوستانه برای هدایت و خارج کردن کشتیهای تجاری خنثی (که غذا و امکاناتشان رو به اتمام بود) از تنگه هرمز است و اگر کسی دخالت کند، با زور برخورد خواهد شد. همچنین اشاره کرد که مذاکرات مثبت با ایران در جریان است.
اما ترامپ حدود ۴۸ساعت بعد مقارن با ۱۶ اردیبهشت بهدلیل حملات قایقهای تندروی سپاه به ناوگان آمریکایی همچنین مخالفت سعودی و کویت برای استمرار دسترسی پنتاگون به پایگاههای آمریکا در حاشیه جنوبی خلیجفارس پروژه را ملغی اعلام کرد.
در فراری روبهجلو، سکاندار کاخسفید در تروث سوشال نوشت که به درخواست پاکستان و کشورهای دیگر، با توجه به موفقیتهای نظامی بزرگ علیه ایران و پیشرفت خوب مذاکرات برای توافق نهایی، توافق شده پروژه آزادی (حرکت کشتیها از تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شود تا ببینند توافق نهایی امضا میشود یا نه.
رفتارهای متناقض سکاندار کاخسفید در خلیجفارس، صدای غرب را نیز درآورده است؛ پیشاز پیبردن به بنبست جنگ، ترامپ در تروث سوشال آنها را تحقیر کرد و نوشت: «حالاکه ماجرای تنگه هرمز تمام شده، تماسی از ناتو گرفتم که آیا کمک میخواهیم؟ به آنها گفتم دور بمانند، مگر اینکه فقط بخواهند کشتیهایشان را با نفت پر کنند. وقتی نیاز بود، یک ببر کاغذی!
بیفایده بودند.»
با وجود این، بعدا ترامپ به التماس افتاد؛ وی از متحدان ناتو بهویژه انگلیس و فرانسه دعوت کرد تا در عملیات نظامی و تأمین امنیت تنگههرمز مشارکت کنند و حتی هشدار داد که عدم کمک آنها «آینده بسیار بدی» برای ناتو خواهد داشت و آنها را به خاطر حمایت نکردن «به یاد خواهد سپرد.»
تنگنای انرژی جهانی
خودداری از ارائه پوشش بیمهای واقعی برای کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به واسطه ماجراجویی نظامی ایالاتمتحده و رژیم صهیونیستی سبب اختلال جدی در جریان جهانی انرژی شده است. حدود ۲۱ درصد نفت خام جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور میکند و نبود بیمه، مالکان کشتی را وادار به اجتناب از این مسیر یا توقف کامل تردد کرده است. این مسأله به افزایش شدید قیمت جهانی نفت و فرآوردههای انرژی منجرشده و تورم را در بسیاری از کشورها تشدید کرده است. اقتصادهای وابسته به واردات انرژی در اروپا، آسیا و حتی آمریکا بیشترین آسیب را دیدهاند.
این خلأ بیمهای زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده و هزینه حملونقل را به شکل چشمگیری بالا برده است. شرکتهای کشتیرانی برای کاهش ریسک، مسیرهای طولانیتری مانند دور زدن آفریقا را انتخاب کردهاند که زمان حمل را ۱۰ تا ۱۴روز افزایش داده و هزینه سوخت و بیمه را چند برابر کرده است. در نتیجه، قیمت کالاهای مصرفی در بازارهای جهانی رشد یافته و شرکتهای بزرگ تولیدی با تأخیر در تأمین مواد اولیه مواجه شدهاند. کشورهای در حال توسعه به دلیل افزایش هزینه انرژی، رشد اقتصادیشان کندتر شده است.
آسیب به مالیاتدهندگان
حتی در صورت تحقق برنامه اسکورت کشتیها، طرح بیمه ۴۰ میلیارد دلاری ترامپ برای تنگههرمز قرار بود از منابع دولتی و در نهایت از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین شود؛ ملتی که با جنگ با ایران نفرت دارند.
ترامپ ۲۵ اردیبهشت بعد از سفر ناموفق به پکن در برنامه تلویزیونی فاکس تحت فشار سؤالات معیشتی خبرنگار از آمریکاییها خواست «این فشار کوتاهمدت» ناشی از افزایش قیمت سوخت و هزینههای اقتصادی را تحمل کنند.
او گفته «متاسفم که این فشار را تحمل میکنید اما باید جلوی این گروه بسیار دیوانه را بگیریم» و تأکید کرده که جلوگیری از تهدید ایران اولویت بالاتری نسبت به پیامدهای اقتصادی دارد. این رویکرد مستقیما باعث زیاندهی اقتصادی به خانوادههای آمریکایی شده است.
ترامپ با وجود ادعاهای مکرر مبنی بر نابودی کامل نیروی دریایی و هوایی ایران و وعده بازشدن قریبالوقوع تنگه، نتوانسته امنیت تردد را تأمین کند و پروژه آزادی نیز متوقف شد. او در مصاحبهها ادعا کرد «تنگه باز خواهد شد؛ قیمت انرژی مثل سنگ سقوط خواهد کرد.» و این بحران را «درد کوتاهمدت» خوانده اما واقعیت آن است که ادامه این سیاستها با افزایش شدید قیمت بنزین و اختلال در زنجیره تأمین انرژی، بار سنگینی بر دوش مالیاتدهندگان و اقتصاد آمریکا گذاشته است.