این فرازها خودباوری عمیقی را در جانمان به درخشانی و نورافشانی وامیدارد، با ما باشید.
استواری ملی این مردم ریشهدار، باورمند و دلیر از جبهه تا خیابان، جهان را مثل همیشه تاریخ، خیره کرده که همین اصل پیروزی و بیمه نصرت است، یعنی اتکا به خدا که یگانه سرآمد شکستناپذیر است؟
«اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» ما در این ۴۷ سال شاهد توفیقات و پیروزیها و نصرتهای زیادی بودهایم که واپسین یا بهعبارتی تازهترین نصرت همانا مواجهه رودررو با استکبار جهانی است؛ یعنی لشکرکشی ایالات متحده آمریکا با رژیم سفاک و کودککش صهیونی علیه ایران به همراه همه دشمنان این ملت از سلطنتطلب و منافق و تجزیهطلب. بهراستیکه اکنون جهان به وضوح شاهد پیروزی این ملت و این جبهه حق است.
رهبر شهید ما را به جهاد تبیین (و روشنگری) سفارش میفرمودند. رمز و راز این توفیقها چیست و برگ اصلی برنده ما (یعنی ایران و جبهه مقاومت) کدام است؟
نظام انقلابی، اصطلاحی است که در بیانیه گام دوم امام شهید به کار برده شد، اما در پاسخ به اینکه مزیت نسبی و امتیاز و برگ برنده ما چیست میتوان به موارد بسیاری اشاره کرد از جمله:
برگ برنده ما تجهیزات و قدرت نظامی (بومی) است. بلاشک این هست. ما به اعتبار دستور و فرمان الهی «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» از جایگاه بسیار خوبی به لحاظ بازدارندگی نظامی قرار داریم. قدرت موشکی و پهپادی و اشراف نظامی و اطلاعاتی و انسجام پدافندی و آفندی ما قدرتی بینظیر برای ما به ارمغان آورده است، اما همه قصه این نیست. چراکه در مقابل، دشمنان ما از ادوات جنگی پیشرفتهتری برخوردارند، اما از ما شکست خوردند.
تاریخ ما بسی بیشتر از ۸۰۰۰ سال است؛ این عدد را برپایه مستندات و کشفیات باستانی میگویم این تاریخ بیهیچگمانی برگ برنده ماست؟
ما یک ملتیم؛ ایرانی هستیم و حاضریم جان و تمام هستی و داشتههایمان را فدای میهن کنیم. همانگونه که در سراسر تاریخ، این فداکاری برای وطن بارها رقم خورده است. در تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین، رخدادهایی بوده که پشت ایران را خم کرده، اما هیچگاه نتوانسته کمر ایران را بشکند.
بهرغم تکثر قومی و دینی و مذهبی احساس تعلق ایرانی عمیق در مردم (ما از دیرباز) وجود داشته و دارد (بهویژه که هویتمان برپایه انسانیت انسان قوام یافته که منبعث از دین و ایمان به خدای یکتاست).
در دفاعهای مقدس و در مواجهه با فتنهها و توطئهها، همه ایرانیها از هر قوم، مذهب، زبان و... حضور داشتهاند و دارند و ایران را حفظ کردهاند. این احساس تعلق و هویت ملی در بسیاری از کشورها وجود ندارد، چه برسد به رژیم صهیونیستی که اصلا کشور هم نیست تا بخواهد ملتی داشته باشد. چون آنها غاصب هستند و هیچ تعلق هویتی ندارند.
اما این برگ برنده هم تمام قصه نیست. این ویژگی در طول تاریخ بوده و بهرغم حفظ این کشور در جنگهای مختلف ازجمله در ۲۰۰ سال اخیر پیش از انقلاب اسلامی هر وقت جنگی [و صلح و مذاکره بهویژه]بر این کشور تحمیل شده گوشهای از آن کنده و از مساحت سرزمینی این کشور کاسته شده است. [شرق کشور با مذاکره جداشد از دل آسیا تا اقیانوس هند حدود یکمیلیون کیلومتر]در دوران پهلویها شاهدیم بدون هرگونه دردسری بحرین از ایران جدا میشود کوههای آرارات به ترکیه واگذار و حقابه ایران در رود هیرمند به افغانستان و... جغرافیای ایران جابهجا میشود و....
آیا منظور ما هویت مبتنی بر نژاد یا ملیت خاصی نیست؟
(البته که نیست.) نمونه این هویت ملی در کشورهای دیگر هم وجود داشته و تجربه شده است چنانکه در زمان جمال عبدالناصر در مصر برای مقابله با رژیم صهیونی آن هم در اوایل شکلگیری آن، حتی آن روزها به قوت امروز هم نبود، با شعار عربگرایی و ناسیونالیست عربی، همه اعراب جمع شدند و به جنگ رژیم غاصب رفتند، اما شش روز دوام نیاوردند و شکست خوردند. پس نمیتوان همه نقطه قوت را در تعلق هویتی [نژادی]جستوجو کرد؛ گرچه بسیار مهم و زیرساختی است.
موقعیت سوق الجیشی و پهناور بودن کشور ما نیز بیتردید برگ برنده ماست، اما همه قصه این هم نیست.
آیا برگ برنده ما مسلمان بودن بهمعنای پیرو اسلام ناب محمدی یعنی شیعه بودن ماست؟
تردیدی نیست که این از مزایای اساسی و عناصر کلیدی توفیقات ماست، اما آیا صرف شیعه بودن کافی است تا شاهد این همه توفیقات در طول این ۴۷ سال عمر شریف انقلاب اسلامی باشیم. قطعا جواب مثبت نخواهد بود.
عدهای میگویند که پیش از انقلاب هم مساجد باز بود و مردم نماز میخواندند و روزه میگرفتند و عزاداری میکردند و ما این همه دشمن هم نداشتیم. با مروری بر آنچه بر این کشور گذشته معلوم میشود که صرف شیعه بودن کافی نیست، زیرا باید مؤلفهها و عناصری از مکتب اهلبیت فعال شود تا آن وقت بتوان حقیقت شیعه را [و تجلی راستینش را]مشاهده کرد.
ما در این کشور بهرغم اینکه شیعه بودیم نظام شوم پهلوی به خود اجازه میداد کاپیتولاسیون را بر کشور تحمیل کند و اتباع آمریکا از صیانت قضایی برخوردار شوند و ایران اجازه مجازات مجرمان آمریکایی را نداشته باشد.
ما در این کشور تجربه کردیم که مقدرات ما دست انگلیس و [ روس و]آمریکا بود و سفارتخانههای کشورهای دیگر برای ما تصمیم میگرفتند؛ نمونه آن جلسه رؤسای کشورهای شوروی و انگلیس و آمریکا در سفارت انگلیس (در تهران) بدون حضور شاه بود. در خاطرات شهید طیب آمده: افسری که کلت به کمر بسته بود سراسیمه و مضطرب به قهوهخانهای که شهید طیب در آن حضور داشت وارد شد و کمکخواست که: زن مرا نظامیهای آمریکایی بردند! طیب میپرسد چرا از اسلحهات استفاده نکردی؟ میگوید حق استفاده از اسلحه ندارم. آن شهید با دوستانش میروند و آن زن را نجات میدهد. اینگونه امور بسیار است و نویسنده از بیان آن شرم دارد.
پس صرف شیعه بودن کافی نیست همانطور که امروز بعد از ایران، آذربایجان هم کشور شیعهنشین است، اما جنگ شناختی، کاری کرده که گفته میشود: در نظرسنجیها اکثر آنها اسرائیل را بر ایران ترجیح میدهند.
پس برگ برنده ما چیست؟
برگ برنده ما نظام انقلابی است که در متن مکتب اهلبیت و شیعه شکل میگیرد. همانکه بر مدار رابطه امام و امت استوار میشود. این آن چیزی است که ملت ایران را ملت امام حسین (ع) میکند.
بفرمایید عناصر کلیدی نظام انقلابی کدام است و ما ملت امام حسین (ع) هستیم بهروشنی چه مفهوم ویژهای دارد؟
این مؤلفهها در عبارت نظام انقلابی که امام شهید ما در (بیانیه) گام دوم انقلاب به آن اشاره میکنند نهفته است.
اما برخی از مؤلفههای نظام انقلابی:
نظام انقلابی، نظامی برخاسته از رابطه امام و امت است که امامین انقلاب اسلامی در طول ۴۷ سال آن را تبیین کردهاند؛ تحققبخش توحیدمداری و تکلیفمحوری مطابق فقه جواهری، ترسیمکننده نظام ولایت فقیه و مبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی است. بجاست به برخی از مؤلفههای آن اشاره کنیم.
مؤلفه اول: همراهی امام و امت: نظام انقلابی اماممدار و مردمپایه است. یعنی به حاکمیت خدا از مجرای امامت و ولایت با پشتوانه اعتقاد و خواست و اقدام مردمی باوردارد.
مردم، معتقد به حاکمیت خدا و گوش به فرمان دستورات الهی هستند؛ لذا مردمسالاری دینی یک ایدئولوژی معتقد به اطاعتپذیری از دستورات الهی است که در روح ملت تبلور مییابد. این ویژگی، نظام و انقلاب و کشور را در این ۴۷ سال پیش برده و به قله نزدیک کرده است.
در این نظام امام، خود معتقد و مطیع دستورات الهی و پیشرو در اقدام و عمل انقلابی است. امام خمینی در اعتقاد به این نظام و جانفشانی در این مسیر پیشرو بودند.
فرزند خود را در این راه تقدیم کردند. تبعید و زندانی شدند و در شادی و غم همراه مردم بودند. از زندگی بسیار ساده برخوردار بودند. هیچ امتیازی برای خود قائل نبودند. همچون تکتک مردم بیش از یک رأی نداشتند.
رهبر شهید ما پیشرو خطرکردن و جانفشانی در این مسیر بودند.
زندان و شکنجه و تبعید را تجربه کردند. در جهاد تبیین حضور داشتند. جانباز انقلاب شدند. اولین روحانی بودند که لباس رزم پوشیده بهعنوان نماینده امام در شورای عالی امنیت حضور داشتند. از زندگی ساده برخوردار بودند به نحوی که خبرگزاریهای خارجی در زمان حیات دنیایی ایشان، سرآستین نخنما و ریشریش شده ایشان را در دنیا به نمایش گذاشتند از سادگی [زیست]او همین بس که بسیاری میگفتند تعجب میکنیم چگونه آقا زندگی میکند.
آیتالله جوادی آملی نقل میکردند وقتی جلسه طول کشید و ناهار آوردند، امام به فرزندشان گفتند: «شما بروید منزل ناهار بخورید، این ناهار از اموال عمومی است.» همانطور که امام علی (ع) نسبت به بیتالمال حساس بودند و چراغ را [در مراجعه غیرکاری و خصوصی]خاموش و چراغ شخصی خودشان را روشن کردند؛ این باعث تعجب طلحه و زبیر شد و فهمیدند نمیتوان از ایشان توقع (آنچنانی) داشت.
امام شهید به دکتر حداد عادل فرموده بودند که به دخترخانمشان (عروسشان که همراه ایشان شهید شدند) بگویند زندگی ایشان بسیار ساده است به نحوی که به جز کتابهایشان، اثاثیه منزلشان بیش از یک وانت بار نیست.
اعتقاد عموم مردم از مسلمان و غیر مسلمان به ایشان همین بس که در منزل شهید ارمنی وقتی شیرینی تعارف کردند آن خانم ارمنی گفت این شفاست و دیگر مریض نخواهم شد.
امام ما همه خوبیها را در کارنامه خود داشت و یک چیز کم داشت و آن هم مدال شهادت به همراه دختر و نوه و عروس و داماد بود که به آن هم دست یافت. سالها برای توفیق شهادت دعا کرده و میفرمودند از اینکه در بستر بمیرم بدنم میلرزد.
چنین شخصیتی به ثارالله میپیوندد و مرگ او هم چراغ راه هدایت و کشتی نجات و الگوی حکمرانی اسلامی در طول تاریخ میشود.
این رابطه امام و امت بود. این امام باعث شد فقدانش همه را (از انقلابی و کسانی که تاکنون حتی انقلابی نبودند) به خیابانها بکشاند و از آرمانهای او حفاظت کنند. مکشفهها و کم حجابها همه اشک ریختند و حسرت خوردند که چرا زودتر او را نشناختند.
در کجای تاریخ غیر مکتب شیعه با نظام انقلابی و (وجود) رابطه امام و امت میتوان این صحنهها را دید.
به مؤلفه دوم یعنی ولایتپذیری و ولایتمداری میرسیم.
دیدیم اولا مردم با شهادت رهبر خویش برنگشتند بلکه به اصولی که رهبرشان مطرح کرده بود پایبند ماندند و حضور مردمی درعین پاسداری از نظام به مأیوس کردن دشمن انجامیده است.
همچنان که نیروهای نظامی و مسئولان به وظایف خود عمل کردند و نگذاشتند خلأ رهبری اخلالی ایجاد کند و مردم نیز دشمن را مأیوس کردند.
هنوز دو ساعت نگذشته بود که حملات شدید علیه رژیم صهیونی و آمریکا شروع شد. مردم هم متحدتر از گذشته در خیابانها و مساجد و حسینیهها حضورشان را استمرار بخشیدند که هم دشمن را مأیوس کردند و هم (آگاهانه) از توطئه اغتشاشگران و نفوذیها پیشگیری کردند.
درعینحال، مردم با گوشت و پوست و استخوان، جای خالی رهبری و نیاز به آن را احساس کردند که دیدند فقط ولی فقیه میتواند با حضور و گفتار خویش آرامش بدهد؛ لذا اعلام رهبری را از مجلس خبرگان مطالبه کردند و وقتی رهبری جدید اعلام شد همه به آرامش رسیدند و با ایشان بیعت و اعلام وفاداری کردند.
مجلس خبرگان با عنایت امام زمان (عج) بهترین گزینه را معرفی کرد. حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر انقلابمان تربیت شده امام شهیدمان است. فقیه و متخلق و مردمی و مدیر و مدبر است. همین بس که تا پیش از انتخاب ایشان بهعنوان رهبر، هیچ جا نامی از ایشان نبود و ناشناس بودند. این لطف خداوند است که به ما ارزانی داشته است. دوستان خوشحال و دشمنان مأیوس شدند.
استاد به مؤلفه سوم بپردازیم؟
استمرار راه و مرام انقلاب اسلامی و پاسداری از آن، سومین ویژگی و مؤلفه است، عنصری که در برخی مقاطع تاریخی به گواه آیات الهی و تاریخ، همین که رعایت نگردید، پیامدهایش دامنگیر مسلمانان شد. بهعنوان مثال:
در جنگ احد، واپسگرایی یعنی برگشت به گذشته جاهلی بهعنوان نقطه ضعف برخی مسلمانان فراری از جنگ عنوان شده.
آنگاه که شایعه شد پیامبر خدا شهید شدند عدهای روحیه خود را باختند و فرار کردند و آیه نازل شد «افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم» اگر رسول خدا از دنیا رفت یا کشته شد آیا شما به مرام گذشته تان برمیگردید؟!
همینطور اکثر مردم پس از ارتحال رسول خدا (ص) به جای اینکه بر دین خدا استوار باشند و مرام اسلام را پاسداری کنند و به دستور خدا که در غدیر خم [موکدا و نهایی]ابلاغ شده بود، پای بند باشند؛ به مرام جاهلیت برگشتند و بزرگترین ضربه را به اسلام وارد کردند.
پیروی راه و مرام نظام انقلابی، ویژگی و شاخص مهم نظام انقلابی است که در ایران اسلامی وجود داشته و دارد. این ملت پس از ارتحال امام امت بنیانگذار انقلاب اسلامی، دور حجت خدا و نایب امام زمان (عج) که مجلس خبرگان معرفی کرد جمع شدند و با تمام وجود از امام شهید اطاعت کردند به نحوی که هر دو امام ما از مردم راضی بودند و بارها خدا را بابت امت یکپارچه و با بصیرت شکر کردند. در این شهادت هم، مردم، منتظر نظر مجلس خبرگان ماندند و با اعلام نظر مجلس خبرگان با ولی فقیه و امام خویش اعلام بیعت کردند. به نحوی که دشمنان مأیوس شدند مردم ایران به این آیه شریفه عمل کردند که: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؛ لذا دشمنان خشمگین شدند و مصداق این آیه شدند که: و رد الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا و کفی المؤمنین القتال.
بهروشنی دیدیم با اعلام ولی فقیه، مردم احساس راحتی و آرامش کردند و نگرانیهای آنها مرتفع گردید. «و اعتدنا لها رزقا کریما»
چرا که مؤمنان بر این باورند که وقتی حکم خدا آمد تکلیف آنها مشخص است: «و ما کان لمؤمن و لامؤمنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم.»
البته در این صورت است که: «و بشر المرمنین بان لهم من الله فضلا کبیرا.»
این بصیرت مردمی، دین خدا را نصرت میبخشد و چنین است که خداوند دو عامل را یعنی: خود خداوند و مردم مؤمن را نصرتبخش رسول خویش میخواند و میفرماید:
«و هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین»
و این مضمون همان است که امام شهید ما خطاب به دشمنان فرمودند: اگر دست از پا خطا کنید خداوند جامعه را مبعوث میکند و مردم پاسخ شما را میدهند و چه زیبا صدر بیانیه مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای با این آیه شریفه مزین گردید که «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها» و در تفسیر ایشان آن آیهای که با شهادت امام شهید، مثل یا برتر از آن به مردم ارزانی شد همانا اتحاد و بعثت مردم پس از شهادت امام عزیزشان است. این مضامین جایگاه مردمی نظام انقلابی در اندیشه امامان انقلاب را آشکار میسازد.
در این نظام انقلابی مردم معتقدند «بل الله مولیکم و هو خیر الناصرین» و «و ان ینصرکم الله فلا غالب لکم».
پس باید تألیف قلوب مؤمنین و تشتت قلوب دشمنان آنها را مؤلفه چهارم بدانیم؟
دقیقا، امروز شاهد شکل گیری سپر پولادین اتحاد مقدس هستیم این موهبت طبق آیه شریفه، بهخاطر لطف و خواست و قدرت خداوند است خداوند به پیامبرش خطاب میکند و میفرماید:
«الف الله بین قلوبهم و لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بین قلوبهم»
اتحاد و همبستگی حقیقی با پیوند توحیدی حاصل میشود تمام پیوندهای دیگر اگر رنگ خدایی نداشته باشد به ظاهر، پیوند و اتحاد است و درحقیقت تشتت است، چون از قلوب متشتت، نشأت میگیرد. قرآن میفرماید: «قلوبهم شتی ذلک بانهم قول لایعقلون.»
این اتحادیههای عرب و اروپا و ایالات متحده و ضد انقلاب، اعم از منافقین و تجزیه طلبها همه از قلوب متشتت ناشی میشود و (هرگز) نمیتواند سپر پولادین تولید کند. تنها حبلالله است که وحدت ایجاد میکند «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا.»
امروز این اتحاد در ایران اسلامی، زیر لوای مکتب امام حسین (ع) صورت پذیرفته و این ملت، براستی ملت امام حسین (ع) است. تا این اتحاد مقدس هست هیچ تندبادی نمیتواند این درخت تنومند را حتی تکان بدهد.
این اتحاد امت اسلامی، بیتردید باعث آزادی قدس شریف و (هموار شدن زمینهها و) نزدیکی ظهور آقا امام زمان عج خواهد شد. (همه شاهدیم) امت ما همچون سربازان فداکار امام زمان عمل میکنند.
و، اما مؤلفه پنجم؟
عبرت گیری از تجربههاست و بر این اساس باید تا آخر دشمن را دنبال کرد «و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه».
در گذشته، جنگ آغاز میشد و پس از اینکه دشمن، ناتوانی خود را میدید اعلام آتشبس میکرد و کشور را در خوف و رجا و بیم و امید قرار میداد. دشمن، تجدید قوا کرده و مجدد حمله را شروع میکرد.
اما امام شهید ما این بار هشدار دادند که اگر علیه کشور ما جنگی را شروع کنید دیگر، نه منحصر در کشور ما که کل منطقه را در برخواهد گرفت و همه کسانی که در این آتشافروزی نقشی داشتهاند باید پاسخ مناسب دریافت کنند.
جنگ بر این اساس منطقهای شد و الان دشمن تلاش میکند ایران تسلیم شود، اما بارها اتمام حجت شده و هشدارها داده شده است. این وضعیتِ نه جنگ و نه صلح باید پایان بپذیرد. باید برای همیشه، شر دشمنان از منطقه ریشهکن شود.
باید ریشه نحس صهیونی کنده شود. پایگاههای آمریکایی باید از منطقه برچیده شود. تحریمها برداشته شود. این چه سیاستی است که ایران، اجازه دهد نفت منطقه صادر شود و دیگرکشورهای متخاصم و مطیع استکبار از منافع آن برخوردار باشند و ایران همچنان در تحریم باشد. بهویژه که ایران میتواند جلو آنها را (به گونهای) بگیرد تا تحریمها برداشته شود. حکام نالایق منطقه باید بفهمند دیگر ایران اجازه چنین کاری را نخواهد داد. باید پایگاههای آمریکایی را در منطقه تعطیل کنند.