بریکس؛ صحنه نمایش قدرت ایران

سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان برای شرکت در اجلاس دو روزه وزرای خارجی بریکس که ۲۴ و ۲۵اردیبهشت در هند برگزار می‌شود، راهی دهلی‌نو شد؛ نشستی که این‌بار یک گردهمایی دیپلماتیک معمول میان قدرت‌های نوظهور اقتصادی نیست بلکه در متن تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل، به صحنه‌ای برای بازتعریف موازنه قدرت جهانی تبدیل شده است. اهمیت این اجلاس برای ایران نیز صرفا در سطح تعاملات اقتصادی یا همکاری‌های چندجانبه خلاصه نمی‌شود بلکه در بستری عمیق‌تر، به جایگاه تازه تهران در معادلات جنوب جهانی و نظم در حال گذار بین‌المللی پیوند خورده است.
سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان برای شرکت در اجلاس دو روزه وزرای خارجی بریکس که ۲۴ و ۲۵اردیبهشت در هند برگزار می‌شود، راهی دهلی‌نو شد؛ نشستی که این‌بار یک گردهمایی دیپلماتیک معمول میان قدرت‌های نوظهور اقتصادی نیست بلکه در متن تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل، به صحنه‌ای برای بازتعریف موازنه قدرت جهانی تبدیل شده است. اهمیت این اجلاس برای ایران نیز صرفا در سطح تعاملات اقتصادی یا همکاری‌های چندجانبه خلاصه نمی‌شود بلکه در بستری عمیق‌تر، به جایگاه تازه تهران در معادلات جنوب جهانی و نظم در حال گذار بین‌المللی پیوند خورده است.
کد خبر: ۱۵۵۲۱۵۸
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی
 
ایران در حالی در اجلاس امسال بریکس حضور پیدا می‌کند که فضای منطقه و حتی ادراک جهانی از جایگاه جمهوری اسلامی، نسبت به سال‌ها و حتی ماه‌های گذشته دستخوش تغییرات مهمی شده است. جنگ رمضان و تحولات پس از آن، نه‌تنها بسیاری از معادلات امنیتی غرب آسیا و قواعد حاکم بر نظم بین‌الملل را تحت تأثیر قرار داد بلکه تصویری متفاوت از ظرفیت بازدارندگی و توان ایستادگی ایران در برابر فشارهای مستقیم آمریکا و متحدانش ارائه کرد؛ تصویری از یک قدرت نو‌ظهور که به‌صورت تدریجی در ذهنیت بسیاری از کشورهای جنوب جهانی نیز رسوخ کرده است. در چنین شرایطی، حضور تهران در بریکس دیگر صرفا حضور یک عضو تازه‌وارد نیست بلکه حضور کشوری است که توانسته در اوج فشارهای تحریمی و امنیتی، همچنان قدرت اثرگذاری منطقه‌ای و بین‌المللی خود را حفظ کند و حتی آن را ارتقا دهد.
 
از ائتلاف اقتصادی تا بلوک سیاسی جنوب جهانی
واقعیت آن است که بریکس در سال‌های اخیر از قالب یک ائتلاف صرفا اقتصادی عبور کرده و به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین بسترهای سیاسی جهان غیرغربی است. اگر در سال‌های ابتدایی، تمرکز بریکس عمدتا بر همکاری‌های تجاری، بانکی و توسعه اقتصادی بود، اکنون موضوعاتی همچون اصلاح ساختار حکمرانی جهانی، کاهش وابستگی به دلار، مقابله با تحریم‌های یکجانبه، ایجاد سازوکارهای مالی مستقل و حتی بازتعریف مفهوم قدرت در نظام بین‌الملل، به محورهای اصلی دستورکار این بلوک تبدیل شده است.
این تغییر ماهیت، بیش از هر چیز محصول رفتار ایالات متحده در دو دهه گذشته است. واشنگتن با استفاده گسترده از ابزار تحریم، فشار مالی، کنترل شبکه‌های بانکی و تبدیل دلار به ابزار سلطه سیاسی، عملا بسیاری از کشورها را به این جمع‌بندی رسانده که تداوم وابستگی به ساختارهای تحت سیطره آمریکا، به معنای باقی ماندن در چرخه‌ای از بی‌ثباتی و فشار دائمی خواهد بود. از همین رو، امروز بسیاری از قدرت‌های نوظهور جهان، از آسیا تا آمریکای لاتین و آفریقا، به دنبال ایجاد سازوکارهایی هستند تا بتوانند استقلال تصمیم‌گیری‌شان را حفظ کنند.
در این میان، ایران برای بخش مهمی از کشورهای جنوب جهانی، نمونه کشوری است که سال‌ها تحت شدیدترین تحریم‌ها و فشارهای سیاسی قرار داشته اما همچنان از فروپاشی اقتصادی، انزوای ژئوپلیتیکی یا عقب‌نشینی راهبردی جلوگیری کرده است. این مساله به‌ویژه پس از تحولات جنگ رمضان، اهمیت بیشتری یافته است. در فضای جدید، بسیاری از بازیگران غیرغربی با دقت بیشتری رفتار ایران را رصد می‌کنند؛ نه فقط به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای بلکه به‌عنوان الگویی از مقاومت در برابر ساختار هژمونیک آمریکا.
در چنین شرایطی، حضور فعال جمهوری اسلامی ایران در بریکس، صرفا یک انتخاب دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای مشارکت در شکل‌دهی به نظم جدید جهانی است. نظمی که در آن، توزیع قدرت متوازن‌تر شده و امکان اعمال اراده یک‌جانبه از سوی یک قدرت مسلط کاهش پیدا می‌کند.
 
ایرانِ پس از جنگ؛ تغییر تدریجی ادراک جهانی
شاید مهم‌ترین تفاوت حضور ایران در اجلاس امسال بریکس، به تحولی بازگردد که در سطح ادراک بین‌المللی نسبت به جمهوری اسلامی شکل گرفته است. در سال‌های گذشته، غرب همواره تلاش می‌کرد ایران را در موقعیت یک بازیگر تحت فشار، منزوی و فاقد ظرفیت اثرگذاری جهانی تصویر کند اما رخدادهای اخیر منطقه، به‌ویژه رویارویی مستقیم با آمریکا و متحدان منطقه‌ای، بخشی از این تصویرسازی را دچار شکست و فرسایش کرده است.
آنچه در تحولات اخیر منطقه اهمیت داشت، صرفا بُعد نظامی ماجرا نبود بلکه شکسته شدن بخشی از انگاره «برتری مطلق آمریکا» در منطقه توسط ایران بود؛ انگاره‌ای که برای دهه‌ها یکی از پایه‌های اصلی نظم هژمونیک واشنگتن محسوب می‌شد. اکنون بسیاری از کشورهای مستقل، با دقت بیشتری به این مساله نگاه می‌کنند که آیا می‌توان خارج از مدار اراده آمریکا نیز حرکت کرد و همچنان هزینه‌های این مسیر را مدیریت نمود.
ایران در این میان، به‌صورت تدریجی در حال تبدیل شدن به نمادی از امکان «ایستادگی فعال» در برابر فشارهای ساختاری غرب است؛ مفهومی که برای بسیاری از دولت‌های جنوب جهانی اهمیت راهبردی دارد. به همین دلیل، حضور تهران در بریکس می‌تواند فراتر از همکاری‌های اقتصادی، حامل یک پیام سیاسی مهم نیز باشد: این‌که جهان در حال عبور از دوران انحصار قدرت است و کشورها می‌توانند بدون تبعیت کامل از نظم آمریکامحور، مسیر توسعه و استقلال خود را دنبال کنند.
البته این به معنای شکل‌گیری یک تقابل کلاسیک بلوکی مشابه دوران جنگ سرد نیست. بریکس در پی ایجاد یک جهان دو قطبی جدید نیست بلکه تلاش دارد ساختار بین‌المللی را به سمت چندقطبی شدن سوق دهد؛ ساختاری که در آن، مراکز متعددی از قدرت اقتصادی، مالی و سیاسی شکل بگیرد و امکان تصمیم‌سازی جهانی تنها در انحصار غرب باقی نماند.
در این چارچوب، ایران با ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، انرژی، ترانزیتی و انسانی خود، می‌تواند یکی از بازیگران کلیدی این روند باشد. موقعیت جغرافیایی ایران در اتصال شرق و غرب آسیا، دسترسی به آبراه‌های راهبردی، منابع عظیم انرژی و تجربه عبور از فشارهای تحریمی، مجموعه‌ای از مزیت‌هایی را ایجاد کرده که برای بسیاری از اعضای بریکس نیز اهمیت دارد.
 
جهان چندقطبی؛ بازگشت به ایده عدالت در روابط بین‌الملل

یکی از مهم‌ترین ابعاد حضور ایران در بریکس را باید در پیوند آن با گفتمان تاریخی جمهوری اسلامی درباره عدالت در نظام بین‌الملل جست‌وجو کرد. از نخستین سال‌های پس از انقلاب اسلامی، تهران همواره بر ضرورت مقابله با سلطه‌گری، دفاع از استقلال ملت‌ها و ایجاد ساختاری عادلانه‌تر در روابط جهانی تأکید داشته است. هرچند در دهه‌های گذشته این دیدگاه از سوی غرب عمدتا با رویکردی سیاسی و امنیتی تفسیر می‌شد اما اکنون تحولات جهانی باعث شده بخشی از همان مفاهیم، در قالب ادبیات جدید چندجانبه‌گرایی و جهان چندقطبی، مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گیرد.
امروز حتی برخی متحدان سنتی آمریکا نیز نسبت به تداوم نظم موجود دچار تردید شده‌اند. بحران‌های اقتصادی جهانی، استفاده سیاسی از تحریم، جنگ‌های فرسایشی، بی‌ثباتی بازار انرژی و شکاف‌های فزاینده در اقتصاد جهانی، همگی نشان داده‌اند که تمرکز بیش از حد قدرت در دست یک بازیگر، لزوما به ثبات و عدالت منجر نمی‌شود.
از همین منظر، بریکس برای بسیاری از کشورهای مستقل، صرفا یک ائتلاف اقتصادی نیست بلکه تلاشی برای بازتعریف مفهوم مشارکت جهانی است؛ مشارکتی که بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و حق برابر ملت‌ها برای توسعه شکل می‌گیرد. ایران نیز دقیقا در همین نقطه می‌تواند نقش‌آفرینی کند؛ زیرا تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز بر ضرورت استقلال سیاسی و مقابله با نظام‌های مبتنی بر سلطه تأکید داشته است.
نشست پیش‌روی وزرای خارجه بریکس در دهلی‌نو، از این منظر فراتر از یک اجلاس معمول دیپلماتیک خواهد بود. این نشست می‌تواند بخشی از روند تدریجی شکل‌گیری جهانی باشد که در آن، صدای کشورهای مستقل بیشتر شنیده می‌شود و امکان اعمال اراده یکجانبه کاهش می‌یابد. در چنین فضایی، حضور ایران نه‌تنها برای تهران، بلکه برای کلیت ایده جهان چندقطبی نیز معنادار است؛ جهانی که اگرچه هنوز در آغاز مسیر خود قرار دارد، اما نشانه‌های تولد آن بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها