
آغاز راه و نگاهی به مسیر حرفهای شما در حوزههای مختلفی فعال بودهاید؛ از داستاننویسی و بازیگری گرفته تا تدریس و پژوهش. چه چیزی شما را به سمت این تنوع در فعالیتهای فرهنگی سوق داد؟ من همیشه به قصهگویی و انتقال فرهنگ علاقه داشتم. هر کدام از این فعالیتها، پنجرهای بود به دنیایی دیگر و فرصتی برای بیان بخشی از حقیقت یا تجربه انسانی. بازیگری به من کمک کرد تا با لایههای مختلف شخصیتها آشنا شوم، تدریس، شور و شوق انتقال دانش را به من داد، و نوشتن و پژوهش، راهی برای ماندگار کردن خاطرات، فرهنگ و باورهای مردم سرزمینم بود. شما اولین بانوی نویسنده بازنشسته عضو صندوق هنر استان اردبیل هستید و افتخارات زیادی از جمله درجه هنری ۳ و عنوان «مادر داستان اردبیل» را کسب کردهاید. این عناوین چه معنایی برای شما دارند؟ اینها صرفاً عنوان نیستند، بلکه مسئولیت بزرگی را بر دوش من میگذارند. «مادر داستان اردبیل» به من یادآوری میکند که وظیفهام انتقال تجربیات و حفظ میراث داستانی این منطقه است. هر افتخاری که کسب میکنم، تلاشی است برای ادای دین به فرهنگ و مردمی که بخشی از هویت من هستند. جهان داستانها، خاطرات و ترجمهها آثار شما طیف وسیعی از ژانرها را در بر میگیرد؛ از مجموعه داستان و رمان گرفته تا خاطرات و اشعار. در میان این آثار، کدام را بیشتر دوست دارید و چرا؟ به طور خاص، مجموعه خاطرات «قهرمان ننه»، رمان «لاله واژگون» و ترجمه کتاب «لیلی نام تمام دختران زمین است» برای شما چه جایگاهی دارند؟ انتخاب بین آثار، مانند انتخاب بین فرزندان است، هر کدام جایگاه ویژهای دارند. كوه مرا صدا زد، لاله واژگون و خاطرات شهيد التفات ني زني براي من محبوب تر هستند. ترجمه رمان نوجوان " کوه مرا صدا زد " یکی از افتخاراتم است چون این اثر چندین جایزه ملی و جهانی کسب کرده است و همانطور که می دانید اثر ارزشمند استاد محمدرضا بایرامی می باشد که بزودی با عنوان " داغ منی سسله دی " چاپ خواهد شد . «قهرمان ننه» برای من بسیار عزیز است، چرا که خاطرات مادری دلسوز و تلاقی فرهنگها را در خود دارد و تجربهی زیستهی ملموسی را منتقل میکند. دوزبانه بودن آن نیز به حفظ و انتقال هویت منطقه کمک میکند. «لاله واژگون» شاید نمایانگر کاوشهای عمیقتر من در لایههای روانی و اجتماعی باشد و داستانی است که با جان و دل نوشتهام. اما ترجمه «لیلی نام تمام دختران زمین است» تجربهای بسیار شیرین و در عین حال چالشبرانگیز بود. توانایی انتقال زیبایی و عمق شعر فارسی به زبان ترکی، برایم لذتبخش و پرمغز بود. این اثر نشان میدهد که چگونه ادبیات میتواند پلی میان فرهنگها و زبانهای مختلف باشد. شما همواره بر حفظ و انتقال آداب، رسوم و فرهنگ غنی منطقه اردبیل تأکید دارید. چه عاملی باعث این علاقه عمیق شما به میراث فرهنگی زادگاهتان شده است؟ دلیل اصلی، عشقی است که به زادگاهم دارم. فرهنگ و رسوم این سرزمین، از گذشتههای دور به ما رسیده و گنجینههایی هستند که هویت ما را شکل میدهند. احساس میکنم وظیفه من است که در حفظ این میراث گرانبها تلاش کنم تا این پیوند با گذشته و ریشههایمان همچنان پابرجا بماند. اشاره کردید که «قهرمان ننه» دوزبانه است. این رویکرد به زبان در آثار شما چه هدفی را دنبال میکند؟ هدف اصلی، حفظ و انتقال میراث غنی فرهنگی و زبانی منطقه است. زبان ترکی آذری بخشی جداییناپذیر از هویت ماست و تلاش میکنم تا این زبان را در کنار فارسی و حتی لاتین، به نسلهای آینده و مخاطبان جهانی معرفی کنم. این آثار دریچهای هستند به دنیای فرهنگ و باورهای مردم این دیار. ترجمه آثار، چه چالشها و ظرافتهایی دارد؟ ترجمه، صرفاً برگردان کلمات نیست، بلکه انتقال روح اثر، ظرافتهای فرهنگی و زیباییشناسی زبان مبدأ به زبان مقصد است. چالش اصلی، حفظ همان حس و مفهوم در زبان جدید است، بهخصوص وقتی با متونی مواجه میشویم که ریشه در فرهنگ خاصی دارند. این کار نیازمند شناخت عمیق هر دو زبان و فرهنگ است. آموزش، پژوهش و چشمانداز آینده شما سالهاست که در زمینه داستاننویسی و فیلمنامهنویسی تدریس میکنید. مهمترین نکتهای که در آموزش به نسل جوان نویسندگان و فیلمنامهنویسان به آن تأکید دارید، چیست؟ اولین نکته، مشاهده دقیق اطراف و شنیدن از مردم است. داستان خوب از دل زندگی بیرون میآید. دوم، مطالعه فراوان، چه آثار کلاسیک و چه معاصر، و در نهایت، تمرین مداوم و نترسیدن از نوشتن. همچنین، تلاش برای یافتن صدای منحصر به فرد خودشان و پرداختن به موضوعاتی که برایشان دغدغه واقعی است. پژوهش در فرهنگ عامه و باورهای بومی، مانند مجموعه «من عروس بودم»، چه اهمیتی در نگاه شما دارد؟ فرهنگ عامه، ریشهها و هویت یک ملت است. این باورها، قصهها و رسوم، گنجینههایی هستند که ما را به گذشتهمان پیوند میدهند و بدون شناخت آنها، نمیتوانیم آینده روشنی بسازیم. این پژوهشها تلاشی است برای مستندسازی و حفظ این میراث ارزشمند. با توجه به گستردگی فعالیتهایتان، چشمانداز آینده شما برای ادامه مسیر فرهنگیتان چیست؟ همچنان به نوشتن، ترجمه، پژوهش و انتقال تجربیاتم ادامه خواهم داد. شاید تمرکزم بیشتر بر روی حفظ و معرفی داشتههای فرهنگی و هویتی منطقه اردبیل باشد، و امیدوارم بتوانم چراغ راهی برای جوانان علاقهمند به این عرصه باشم. تا حالا به این فکر کردید زندگینامه خودتان راهم بنویسید؟ بله، زیاد فکر کردم به این موضوع، زندگی ظاهری من خیلی ساده بود بااینکه خودم از همان نوجوانی فعال بودم و تا کنون در عرصه های مختلف فعالیت داشتم منتها خیلی دلم میخواست اگر نویسنده ی معتمدی بود زندگینامه ام را بنویسد اما در کنار همه اینها من سعی کرده ام در داستانهایم گوشه ای از زندگی و شخصیت خودم را نشان دهم. بخصوص در کتاب "دختر توی آینه" ۷۰درصد شخصیت خودم هستم.