این تصمیم ناشی از نگرانیهای امنیتی جدی و عدم اطمینان از حمایت کامل آمریکا در برابر حملات تلافیجویانه ایران بود. عدمدسترسی به این امکانات کلیدی، عملا پروژه آزادی را که هدف آن تأمین آزادی ناوبری تجاری در تنگه هرمز بود، با شکست مواجه کرد. مقامات آمریکایی اذعان کردند که بدون حمایت لجستیکی عربستان و کویت، پوشش هوایی و دفاعی لازم فراهم نمیشود و ترامپ مجبور به لغو پروژه شد. تماس تلفنی چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا با محمد بنسلمان نیز نتوانست فورا اختلافات را حل کند و این رویداد محدودیتهای عملی آمریکا در اجرای عملیات بدون رضایت کامل شرکای منطقهای را آشکار ساخت. هرچند گزارشهای بعدی حاکی از رفع تدریجی برخی محدودیتها توسط ریاض و کویت است اما وقفه اولیه پروژه را به چالش جدی کشید و بر لزوم هماهنگی دقیق دیپلماتیک تأکید ورزید. این ماجرا پیچیدگیهای روابط آمریکا با متحدان حاشیه جنوب خلیجفارس را در مواجهه با اقتدار موشکی ایران بار دیگر برجسته کرد.
مخالفت با عملیات نظامی
عربستانسعودی و کویت محدودیت دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود را عمدتا بهدلیل اعلام ناگهانی و بدون هماهنگی پروژه آزادی توسط دونالد ترامپ ایجاد کردند. سعودیها معتقد بودند این اقدام یکجانبه، امنیت ملیشان را به خطر میاندازد بدون آنکه تضمینهای کافی برای دفاع مشترک دریافت کنند. کویت نیز بهدلیل موقعیت جغرافیایی حساس و نگرانی از درگیری مستقیم، دسترسی به پایگاهها و پرواز بر فراز خاک خود را محدود کرد. یکی از دلایل کلیدی دیگر، کاهش اعتماد به تعهدات دفاعی آمریکا بود. منابع سعودی به والاستریتژورنال و میدلایستآی اعلام کردند که مقامات آمریکایی حملات موشکی و پهپادی ایران به اهداف حاشیه جنوبی خلیجفارس را کماهمیت جلوه دادند و این امر باعث شد ریاض و کویت احساس کنند در صورت تشدید تنش، حمایت کافی دریافت نخواهند کرد. علاوه بر این، هر دو کشور ترجیح میدادند مسیر دیپلماتیک و مذاکرات ازجمله میانجیگری پاکستان و عمان را اولویت قرار دهند تا عملیات نظامی گسترده. گزارشهای گاردین و اینتلنیوز حاکی است که ریاض و کویت با محدودیت موقت، واشنگتن را وادار به تعلیق پروژه کردند تا پیام روشنی بفرستند که بدون هماهنگی کامل و تضمینهای امنیتی، از خاکشان برای افزایش تنش استفاده نخواهد شد. این اقدامات حاکی از استقلال فزاینده سیاست خارجی خلیجفارس و نگرانی از تکرار الگوهای گذشته بود که در آن متحدان آمریکایی هزینههای امنیتی بالایی پرداخت کردند بدون آنکه منافعشان بهطور کامل تأمین شود. هرچند محدودیتها بعدا تا حدی برداشته شد اما دلایل ریشهای همچنان بر روابط سایه افکنده است.
پروژه به گل نشسته
از منظر استراتژیک، پروژه آزادی از روز نخست فاقد پایههای لازم برای موفقیت بود زیرا بدون دسترسی به پایگاههای کلیدی عربستان مانند شاهزاده سلطان و کویت، عملا فاقد عمق استراتژیک و خطوط تأمین امن در حاشیه جنوبی خلیجفارس شد. این پروژه تلاش میکرد با عملیات اسکورت دریایی و پوشش هوایی، گشایش ناوبری در تنگه هرمز را تضمین کند اما عدمهماهنگی اولیه باعث شد زنجیره فرماندهی و کنترل مشترک وجود نداشته باشد. از نظر نظامی، وابستگی کامل به پایگاههای دورتر مانند بحرین یا پایگاههای دریایی فاصله عملیاتی را افزایش داد و توان پاسخ سریع به تهدیدات را بهشدت کاهش داد. در نتیجه، پروژه فاقد انعطافپذیری استراتژیک لازم برای مقابله با تهدیدات نامتقارن ایران بود.
از حیث تاکتیکی نیز عملیات فاقد پوشش هوایی کافی و یکپارچه بود. بدون استفاده از حریم هوایی عربستان و کویت، هواپیماهای آمریکایی برای اسکورت کشتیها مجبور به پروازهای طولانیتر از پایگاههای جایگزین بودند که این امر مصرف سوخت، زمان واکنش و پایداری عملیات را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. محدودیت دسترسی به معنای کاهش تعداد سورتی پروازها، کاهش زمان ماندگاری جنگندهها بر فراز تنگه هرمز و ضعف در پشتیبانی نزدیک هوایی (CAS) بود؛ همچنین نبود هماهنگی رادارها و سیستمهای پدافندی مشترک خلیجفارس، شکافهای جدی در شبکه تشخیص و شناسایی ایجاد کرد و نیروهای آمریکایی را در برابر حملات پهپادی و موشکی ایران آسیبپذیرتر ساخت.
در سطح عملیاتی ــ استراتژیک، پروژه آزادی فاقد اصل تمرکز قوا و امنیت بود. تلاش برای اجرای عملیات بزرگ بدون رضایت کامل متحدان کلیدی، پراکندگی نیروها را بهدنبال داشت و توان رزمی را در چندین جبهه پراکنده کرد. این اقدام ریسک تشدید تنش را بدون ایجاد برتری قاطع عملیاتی افزایش داد و ایران را قادر ساخت تا با تاکتیکهای نامتقارن موشکهای بالستیک، پهپاد و مینگذاری هزینه را بر طرف مقابل بالا ببرد. در نهایت، ضعف در پیشبینی واکنش سیاسی ــ نظامی متحدان و عدم وجود طرح پشتیبان، پروژه را به یک عملیات پرریسک و ناپایدار تبدیل کرد که از همان ابتدا محکوم به تعلیق یا شکست محدود بود.
امنیت ناقص کرانه جنوبی
رویداد محدودیت دسترسی عربستان و کویت به پایگاهها در جریان پروژه آزادی، نشانهای آشکار از افول جایگاه آمریکا بهعنوان تأمینکننده اصلی امنیت در حاشیه جنوبی خلیجفارس است. این دو کشور که دههها متکی به چتر امنیتی آمریکا بودند، برای نخستینبار بهطور هماهنگ از واگذاری امکانات کلیدی خودداری کردند و این امر نشان داد که اعتماد به تعهدات دفاعی واشنگتن بهشدت کاهش یافته است. ریاض و کویت با این تصمیم، پیام روشنی ارسال کردند که دیگر حاضر نیستند بدون تضمینهای محکم و هماهنگی کامل، خاک و حریم هوایی خود را در اختیار سیاستهای یکجانبه آمریکا قرار دهند. این تحول، پایان دوران سلطه بلامنازع امنیتی آمریکا در منطقه را تسریع کرد.
افول جایگاه آمریکا بهعنوان تأمینکننده امنیت، ریشه در چند عامل ساختاری کاهش حضور نظامی مستقیم پس از خروج از افغانستان، تمرکز واشنگتن بر رقابت با چین و ناتوانی در ارائه تضمینهای مؤثر در برابر استراتژی نامتقارن ایران دارد. کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس با مشاهده این واقعیتها، به سمت تنوعبخشی به منابع امنیتی از خرید تسلیحات پیشرفته از اروپا و چین گرفته تا تقویت روابط با روسیه و حتی مذاکرات مستقیم با تهران حرکت کردهاند.