تعاملی برای شکوفایی دانشگاه

در جامعه‌شناسی، نهاد‌ها به‌عنوان ارکان اصلی تعالی اجتماعی شناخته می‌شوند. نهاد تعلیم و تربیت، در کنار نهاد‌های فرهنگ، سیاست و اقتصاد، یکی از ستون‌های اصلی این ساختار است.
در جامعه‌شناسی، نهاد‌ها به‌عنوان ارکان اصلی تعالی اجتماعی شناخته می‌شوند. نهاد تعلیم و تربیت، در کنار نهاد‌های فرهنگ، سیاست و اقتصاد، یکی از ستون‌های اصلی این ساختار است.
کد خبر: ۱۵۵۱۱۵۶
نویسنده روح‌ الله احمدزاده کرمانی - عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی

در این راستا، بیانات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تقویت تعامل نهاد خانواده با محیط‌های آموزشی، نیازمند واکاوی دقیق‌تری است. این موضوع دقیقا با راهبرد‌های مندرج در سند دانشگاه اسلامی همخوانی دارد؛ راهبردی که بر برقراری تعامل عمیق میان خانواده و دانشگاه تاکید می‌ورزد. تحقق این راهبرد، ذیل مفهوم دانشگاه‌های نسل پنجم تعریف می‌شود که بارزترین خصلت آن، اجتماعی‌سازی نهاد تعلیم و تربیت است. به‌بیان ساده، دانشگاه باید از حالت بنایی بسته خارج شده و به‌عنوان نهادی اجتماعی، خصلت‌های خود را شکوفا و بارور کند.

در همین چارچوب، در برخی دانشگاه‌ها کمیته‌هایی تحت عنوان تعامل دانشگاه و خانواده شکل گرفته است. محوری‌ترین هدف این کمیته‌ها به‌ویژه در سال ۱۴۰۱، هم‌افزایی و قرار‌گرفتن نهاد خانواده و دانشگاه در یک کشتی واحد در مسائل فرهنگی و تربیتی است. هدف، فراتر‌رفتن از نقش‌های صرفا پشتیبانی‌گر یا حمایتی خانواده از دانشجو یا دانش‌آموز و تلاش برای تعریف نقش حداکثری و مشارکتی برای آنان است. به این معنا که خانواده‌ها در کنار هیات‌مدیره، روسا، کارکنان و اساتید، نقش‌آفرینی کنند. 

وقتی نهاد خانواده که به‌طور ذاتی باورمند به سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ و تعلیم‌وتربیت است، در فرآیند اجرا و تعامل با دانشگاه قرار گیرد، بسیاری از معضلات فرهنگی-اجتماعی دانشگاه‌ها پیش‌دستی و حل‌وفصل می‌شود. برای نمونه، در سیاست‌های کلان فرهنگی کشور بر تسهیل ازدواج جوانان تاکید شده است. دانشگاه به‌عنوان بستری امن و ایمن برای ایجاد ارتباطات سالم، می‌تواند در این مسیر نقش‌آفرین باشد. از سوی دیگر، انبوهی از پدران و مادران متخصص در حوزه‌های مختلف (پزشکی، مهندسی، فناوری و بازار‌های کار) وجود دارند که می‌توانند با هدایت شغلی دانشجویان، در مسیر کارآفرینی، خلق ثروت و حل معضل بیکاری نقش‌آفرینی کنند. بنابراین، بازتعریف زمینه‌های حضور خانواده‌ها در کنار نهاد تعلیم‌وتربیت (مدارس و دانشگاه‌ها)، می‌تواند آنها را در ابعاد مختلف فرهنگی، تربیتی، آموزشی و مهارتی شغل‌آفرینی، بهره‌ورتر و کارآمدتر سازد. 

با این حال اصلی‌ترین مانع در این مسیر، نگرش است. ما نباید دانشگاه را صرفا سازمانی اداری-خدماتی بدانیم؛ بلکه باید آن را به تشکلی مردم‌نهاد و یک جریان ممتد اجتماعی تبدیل کنیم. این تغییر نگرش باعث می‌شود دانشگاه همچون خانواده‌ای بزرگ تلقی شود؛ جایی که بخش عمده‌ای از ملاحظات تربیتی، آموزشی، مهارتی، اخلاقی و آینده شغلی فرزندان‌مان در آن رقم می‌خورد. چنین نگرشی، حضور پررنگ‌تر و واقعی‌تر پدران و مادر‌ها را، چه به‌صورت فیزیکی و چه در همراهی با برنامه‌های دانشگاه، تسهیل می‌کند و نگاه رسمی و خشک سازمانی را کاهش می‌دهد. 

مانع دیگر، فقدان سازوکار‌های تسهیل‌گر از سوی دانشگاه‌هاست. در نظام مدارس، ساختاری مانند انجمن اولیا‌و‌مربیان وجود دارد که نقش والدین را در فرآیند تربیتی و آموزشی پررنگ می‌کند. اگرچه دانشگاه‌ها تشکل‌هایی مانند جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و تشکل‌های فرهنگی-قرآنی دارند، اما این تشکل‌ها عمدتا محلی برای نقش‌آفرینی خود دانشجویان هستند. به‌نظر می‌رسد لازم است نقش‌آفرینی والدین در قالب یک سازوکار اجرایی و مشخص بازتعریف شود. ایجاد این بستر‌ها باعث می‌شود مسیر حضور مؤثر خانواده‌ها در دانشگاه هموار شده و این تعامل دو‌سویه به ثمر نشسته و به تعالی نظام آموزشی کمک کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها