سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری چندان که ازنامش پیداست، سالهاست تصدی رویدادهای فرهنگ وهنرکشور در سطوح شهری را بهعهده دارد تا صرفنظر از احیای هرکدام از این هنرها، شهرها هم از رهگذر دستاوردهای هنرها بهرهمند شوند. به این بهانه بامحمد خراسانیزاده،معاون هنری سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری تهران درباره طرح و برنامههای این سازمان به گفتوگو نشستهایم.
اغلب هنرمندان موسیقی و تئاتر، همواره کمبود سالنهای استاندارد برای اجراهای تخصصی را اصلیترین معضل موجود عنوان میکنند. در دوره تصدی شما چقدر به این مسأله توجه شده است؟
در این دوره از مدیریت شهری اتفاقات خوبی در این زمینه رقم خورده است بهطوریکه همزمان در حال پیشبردن چند پروژه در بخشهای مختلف هستیم تا فضای تئاتر در پایتخت از توسعه بیشتری برخوردار شود. یکی از اینها، فاز جدید تماشاخانه ایرانشهر در ضلع شمالی بوستان هنرمندان است که فروردینماه ۱۴۰۴ کلنگ آن توسط شهردار محترم و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی زده شد. تلاش دستاندرکاران در مدیریت شهری بر این است این فضا در سال آینده به بهرهبرداری برسد که به لحاظ ضریب صندلیهایی که به تئاتر تهران اضافه میشود، کمنظیر است. مورد بعدی، پروژه تماشاخانه آیینی ــ سنتی «صبا»ست که بهدلیل چالشهای حقوقی متوقف مانده بود. این تماشاخانه که به لحاظ موقعیت جغرافیایی در خیابان شریعتی نزدیک به سهراه ملک قرار دارد، مسیر پرپیچوخمی را پشت سر گذاشته و فرآیند تکمیل آن نزدیک به ۱۷ سال متوقف مانده بود. اما در این دوره از مدیریت شهری، پیگیریهای زیادی صورت گرفت تا به لطف خداوند، سرانجام مسیر این پروژه هموار شد و درحالحاضر چند پیمانکار بهصورت همزمان، مشغول کار روی این پروژه هستند تا ضمن اتمام بخشهای نیمهکاره، فرسودگیهایی را که در این مدت بهوجود آمده جبران کرده و ملزوماتی را فراهم کنند. امیدوارم بهزودی این تماشاخانه برای میزبانی از اجرای نمایشهای آیینی ــ سنتی مهیا شود. سومین فضای ارزشمند هم «خانه نمایش تهران» است که همزمان با افتتاحیه هفتمین جشنواره «تئاترشهر» با حضور تعدادی از هنرمندان پیشکسوت تئاتر در مجموعه اراضی عباسآباد، مراحل ساخت خود را آغاز کرد.
در جریان برگزاری دوسالانه کاریکاتور شاهد مشارکت سازمان فرهنگی _ هنری شهرداری بودهایم. بااینحال سازمان تصمیمی برای مشارکت در برگزاری دیگر رویدادهای تجسمی هم دارد؟
خانه کاریکاتور یکی از زیرمجموعههای سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری تهران بهشمار میرود که دبیرخانه دوسالانه کاریکاتور هم در این خانه قرار داشته است. لذا این سازمان یکی از متولیان برگزاری دوسالانه بوده است. اما امسال سعی کردیم علاوه بر احیای خانه کاریکاتور بهعنوان دبیرخانه، در برپایی این رویداد، مشارکت اجرایی داشته باشیم. علیرغم اینکه متولی تمام دوسالانههای کشور، اداره کل هنرهای تجسمی ارشاد است، بهواسطه اینکه کشور در ماههای اخیر از شرایط ویژهای برخوردار بود، تصمیم گرفتیم به این حوزه ورود کنیم. کما اینکه شاید اگر سازمان به این حیطه ورود نمیکرد، امکان برگزاری دوسالانه وجود نداشت. خوشبختانه این رویداد با مشارکت ما و اداره کل تجسمی وزارت ارشاد، به شکل پایاپای به بهترین نحو برگزار شد؛ هرچند کماکان، ریاست جشنواره بهعهده مدیرکل هنرهای تجسمی است و من نیز درجایگاه معاون هنری سازمان، بهعنوان نایبرئیس در این دوره از دوسالانه حضور یافتم تا کار به ثمر برسد. نهتنها درباره دوسالانه کاریکاتور، بلکه تلاش کردهایم در این مدت در حد وسعمان، درباره تمام رویدادهای مهم هنری، با نهادهای مختلف کمال همکاری را داشته باشیم. نمونه آن برگزاری جشنواره تئاتر «بسیج» بود که هرساله با مشارکت سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری برگزار میشود و تمامی جشنوارههای هنری فجر با مشارکت شهرداری برگزار شده است.
البته منظورم دیگر شاخههای تجسمی مثل نقاشی، نگارگری، گرافیک و مجسمهسازی است که در این سالها و در قیاس با کاریکاتور و خوشنویسی، اقبال کمتری برای برپایی دوسالانههای خود را داشتهاند.
بخش عمدهای از این مسأله به گروههای تخصصی مرجع برمیگردد که طبعا آنها میبایست برگزارکننده دوسالانهها باشند. بعضی از این گروهها دارای انجمن تخصصی هستند و چالشهایی در بدنه انجمن دارند. در بعضی شاخهها، بهدلیل اینکه خود انجمنهای تخصصی در سالهای اخیر پا پیش نگذاشتهاند، طبعا دوسالانه هم برگزار نشده است، بهجز یکی دو شاخه هنرهای تجسمی_ برای نمونه دوسالانه خوشنویسی از معدود بیینالهایی است که تا امروز به شکل منظم برگزار شده و وقفهای در آن ایجاد نشده است_ دلیل برپایی مستمر این رویداد هم به همراهی انجمن خوشنویسان ایران برمیگردد که علیرغم تغییر مدیریتها، با داشتن عرق و علاقه پای برگزاری این رویداد ایستادهاند. یا مثلا درباره دوسالانه سفالوسرامیک، خود انجمن همیشه پا پیش گذاشته و خواهان برگزاری این رویداد بوده است. میخواهم بگویم اگر مشارکت هنرمندان در انجمنهای تجسمی نباشد، برگزاری دوسالانهها هم معنایی نخواهد داشت. از طرفی، نمیتوان این نکته را نادیدهگرفت که برگزاری دوسالانههای تجسمی نقش زیادی در بالندگی جریانهای هنری کشور میگذارد.
البته توجه داشته باشید که این مقایسه دقیقی نیست و آن دسته از هنرمندانی که چنین قیاسی را ارائه میکنند، باید ابعاد حکمرانی کشور ما و دیگر کشورها را هم در نظر داشته باشند. قواعد حکمرانی برخی کشورها مبتنی بر مدیریت ایالتی و شهری است و اصلا این مردم هستند که بهطور مستقیم، شهردار را انتخاب میکنند. در نتیجه، شهردار عملا حکمران آن منطقه یا شهر بهشمار میرود. این مسأله نهتنها در زمینه موسیقی که اشاره کردید، بلکه درباره تمام ابعاد زندگی مردم صدق میکند. بنابراین در کشورهایی که شهرداری صرفا متولی حمایت از موسیقی است، درواقع تولیگری تمام هنرها را بهعهده دارد. درحالیکه در کشور ما اینگونه نیست و سازوکار حاکمیتی براساس تصمیمات دولت و وزارتخانههای مربوطه شکل میگیرد و شهرداریها هم ذیل شورای شهر فعالیت دارند. از اینرو، نمیتوان کشور ما را با دیگر کشورها از این منظر مقایسه کرد. بهخصوص اینکه کماکان فرآیند صدور مجوز، ضابطهگذاری و راهبریهای کلان بهعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری بهواسطه ظرفیتهایی که دارد، در سطح اجراییتری کار را پیش میبرد. درحالحاضر ما چندهزار هنرجوی موسیقی داریم که در فرهنگسراهای تهران مشغول یادگیری این هنر هستند. همچنین حدود ۳۰۰۰ بانوی پیشکسوت در زیرمجموعه «گروه کر مادران» در هشت فرهنگسرا فعالیت موسیقایی دارند. برگزاری این رویداد، صرفنظر از ارتقای دانش موسیقایی این افراد، جنبه هنردرمانی نیز دارد و بهطور قطع یکی از بزرگترین اقدامات سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری در این سالها بهشمار میرود. علاوهبر این، قصد داریم سال آینده با برنامهریزی مدون، به برگزاری جشنوارههای ملی در این حیطه بپردازیم و از منظر تولید و انتشار اثر، به موسیقی در بطن پایتخت توجه بیشتری نشان دهیم.
در ماههای اخیر، نهتنها اهالی فرهنگ که نگاه اقشار مختلف جامعه هم بیش از گذشته نسبت به مفهوم هویت ملی معطوف شده، سازمان فرهنگیــ هنری شهرداری در این زمینه چه راهکارهایی را برای نهادینهکردن این موضوع در نظر گرفته است؟
به جرات میتوان گفت بعد از جنگ ۱۲ روزه و پیش از جنگ اخیر، در حوزه عمرانوبازسازی، اقدامات بسیار ویژهای از سوی شهرداری تهران صورت گرفته و شهرداری تهران در زمینه مدیریت بحران عملکرد موفقیتآمیزی داشته و با وجود آنکه در شرحوظایفش نبوده، در حد توان و امکانات، آسیبدیدگان جنگ را با تخصیص مکان اسکان و وعدههای غذایی مورد حمایت قرار داده است تا مرمت منازل این گروه از شهروندان محترم به پایان برسد. از سوی دیگر، در بدو ورود من، با همت همکارانم در سازمان، پروژه «ایران عزیز» را برگزار کردیم که ماحصل آن، اجرای کنسرتهای رایگان از سوی هنرمندان تراز اول کشور به مدت دو هفته در دریاچه خلیجفارس بود. هدف از برپایی این کنسرتها، ایجاد همگرایی و میهندوستی بین اقشار مختلف مردم بود. بهطور کلی، اگر به کارنامه سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری در ماههای اخیر نگاه کنید میبینید که همه این رویدادها از خط محتوایی متقنی تحتعنوان وحدت ملی بهرهمند بودهاند. هرچند این نگاه هویتی، پیش از جنگ هم دغدغه سیاستگذاران و دستگاههای اجرایی بوده است، ولی بههرحال بروز جنگ ۱۲روزه بهانهای شد تا این مفهوم به شکل عملیاتی تسری یابد.
صحبت ازاجرای کنسرت درخیابان شد. درماههای اخیربرگزاری کنسرت همایون شجریان درمیدان آزادی و بهنتیجهنرسیدن این طرح، حواشی بسیاری را رقم زد، با این اوصاف اگر شرایط کشور به ثبات برسد میتوان امیدوار بود برگزاری کنسرت هنرمندانی مانند ایشان در چنین فضاهایی عملی شود؟
پیش از هر چیز باید به این مسأله اشاره کنم که برگزاری یا عدم برگزاری کنسرت، تصمیمی نبود که با مشورت شهرداری تهران رقم خورده باشد، بلکه در بخشی دیگر، از سوی یکی از مدیران که تجربه چندانی برای برگزاری یک مراسم ساده هم نداشت مطرح شده بود! کما اینکه وقتی نامه درخواست برپایی این رویداد به شورای تامین رسانهای شد، مشخص شد که این درخواست، تنها چند روز پیش از زمان اجرای این برنامه نوشته شده بود! کنسرتها باید به گونهای در معابر عمومی اجرا شوند که گره ترافیکی ایجاد نکنند و آرامش سایر شهروندان را بههم نزنند. طبعا برقراری نظم در این زمینه برعهده دستگاههای نظارتی و استانداری تهران است. وگرنه شهرداری تهران آمادگی دارد در فضاهای متعلق به خود این طرح را عملی کند. همانطور که اشاره کردم در ماههای اخیر از سوی شهرداری، کنسرتهای چندین هزارنفره در دریاچه خلیجفارس برگزار شد و ما در برگزاری این کنسرتها با چالش ترافیکی وموانع دیگرمواجه نشدیم.باید به جزئیات برگزاری چنین برنامهای دقت کرد و زمان مناسبی را برای برگزاری این رویدادها در نظر گرفت. میدان آزادی از دروازههای غربی شهر است و بهنوعی گلوگاه تهران بهشمار میرود وحتی درساعات عادی هم شاهد ترافیک در این میدان هستیم. بهویژه روزهای تعطیل که مردم از سفر برمیگردند، این ترافیک شدت مییابد. ولی درباره میدان انقلاب که مثال زدید، این امر برعکس است و این میدان در روزهای جمعه از بار ترافیکی کمتری برخوردار است. بنابراین برگزاری کنسرت در میدان آزادی، همیاری نهادهای دیگری مانند فرماندهی نیروی انتظامی و شورای تامین را میطلبد. لذا سازمان فرهنگی ــ هنری شهرداری تهران آمادگی همکاری برای عملی کردن این طرح را در زمان و مکان مناسب خود دارد. متاسفانه تصمیمگیری شتابزده در این زمینه باعث شد حرمت هنرمند گرامی ما دچار خدشه شود و درعینحال، فرصتی که میتوانست به شادی مردم مبدل شود هم دچار حاشیه شود. البته مدتی پس از آن، شهرداری ابراز آمادگی کرد این کنسرت در ورزشگاه آزادی برگزار شود که دوستان تمایلی به این مسأله نشان ندادند. امیدوارم برگزاری برنامههایی از این دست برای اجرای هنری و شاد کردن مردم باشد، نه برای دیدهشدن و مشهور شدن برخی اشخاص!
هنرمندان هنرهای آیینی ــ سنتی سالهاست در انتظار فراهمشدن فضایی در پایتخت هستند تا متناسب با شأن و جایگاه این هنر به فعالیت بپردازند. به نظر شما ظرفیت تماشاخانه «صبا» جوابگوی این مسأله خواهد بود؟
اطمینان دارم راهاندازی تماشاخانه آیینی ــ سنتی «صبا» میتواند تا حدودی در رفع خلأهای موجود در این زمینه مؤثر باشد. این تماشاخانه در فضای موقوفی مرحوم ملک واقع شده و حالوهوای آن مبتنی بر چنین رویکردی است. خوشحالم که بالاخره گره ۱۷ساله این تماشاخانه باز شد و امروز این مکان میتواند بهمثابه پاتوقی برای هنرمندان این عرصه قرار گیرد و آنها آثار خود را در چنین فضای رسمی و فاخری ارائه کنند. نهتنها افتتاح این تماشاخانه، بلکه خوشبختانه برگزاری رویدادهای دیگری مانند دوسالانه کاریکاتور، هفتمین جشنواره «تئاترشهر»، جشنواره «فیلم شهر»، جایزه ملی «شهر شعر» و ... که تا پیش از این به دلایل مختلف متوقف مانده بود، در ماههای اخیر به جریان افتاده و با نگاه مدیریت شهری جدید، سایر پروژههای فرهنگی ــ هنری هم درحال احیا شدن است. تردیدی نیست هرکدام از این رویدادها، گنجینههای ارزشمندی هستند که میتوانند در معرفی هنر معاصر ایران نقش داشته باشند. ضمن اینکه امروز، تهران غنیترین سطح هنر معاصر غربآسیا را دارد و این رویدادها اثباتکننده بخشی از ظرفیتها در این زمینه بهشمار میروند. نمونه آن برگزاری دوسالانه کاریکاتور امسال بود. برخلاف تلاش دشمنان که میکوشند ایران را کشوری منزوی جلوه دهند، با استقبال و حضور پرشور هنرمندان خارجی از ۷۰ کشور دنیا برگزار شد. طبعا این اتفاق درباره سایر رویدادها هم میتواند محقق شود و در تثبیت هویت فرهنگی و هنری تهران نقش زیادی داشته باشد.