مسعود دهنوی، کارگردان مجموعه تلویزیونی مادران، در گفتوگو با جامجم درباره نحوه تولید این سریال، انتخاب بازیگران، تنوع جغرافیایی لوکیشنها و میزان واقعگرایی قصهها، توضیح میدهد؛ توضیحاتی که نشان میدهد پشت این مجموعه، یک نگاه پژوهشی و عاطفی نسبت به مادران شهدا وجود دارد و هم تلاشی جدی برای تجربهگرایی در فرم و روایت.
کارگردان سریال مادران درباره ساختار این مجموعه تلویزیون میگوید هر قسمت سریال، اپیزودی و مستقل است، اما عنصر ثابت که در همه اپیزودها حضور دارد؛ شخصیت مادر شهید است: نقش مادر شهید را در همه قسمتها خانم رؤیا افشار بازی میکند. او در باره دلیل این انتخاب نیز توضیح میدهد: معتقدیم همه مادران شهدا درواقع یک نفر هستند؛ باوجود تفاوتهای جغرافیایی، مذهبی، اقتصادی و سبک زندگی، وجه اشتراک همه آنها این است که فرزندانشان برای میهن جان دادهاند و همین اشتراک، محور اصلی سریال را میسازد.
دلیل انتخاب رویا افشار
او در توضیح انتخاب رؤیا افشار برای نقش مادر شهید، چند معیار را برمیشمرد. به گفته دهنوی، گروه سازنده به دنبال بازیگری حرفهای بود که سابقه تئاتری جدی داشته باشد و بتواند در نماهای متنوع، از نظر بصری، چهرهای رنجدیده و سختیکشیده را باورپذیر نشان دهد. او تأکید میکند: مهمترین ویژگی رؤیا افشار، توانایی منحصربهفرد او در بازیگری است و همین توانایی باعث شده این نقش به او سپرده شود.
یکی از نکات مهم در طراحی این مجموعه، تنوع جغرافیایی و پرهیز از فضاهای تکراری شهری و آپارتمانی بوده است. دهنوی درباره این انتخاب توضیح میدهد که عوامل مجموعه، خود را بیش از آنکه صرفا یک گروه سریالسازی بدانند، مستندساز میدانند و به همین دلیل فضای آپارتمانی و شهری پایتخت را برای چنین مضمونی نمیپسندیدند. او میگوید: فضای پایتختی و آپارتمانی متعلق به بخش محدودی از جامعه است و برای ما مهم بود نشان دهیم مردم ایران با فرهنگها، عقاید و شرایط جغرافیایی مختلف در نقاط گوناگون کشور زندگی میکنند و همه آنها میتوانند مادر شهیدی باشند که فرزندش را برای این خاک داده است. به همین دلیل، از یک روستای کوهستانی در اردبیل تا روستایی کویری در حوالی مشهد بهعنوان لوکیشنهایی انتخاب شده که تنوع اقلیمی و فرهنگی را به تصویر میکشد.
او تأکید میکند: گروه تولید، آگاهانه سراغ کاری سخت رفته تا تصویری تازه از سریال تلویزیونی ارائه کند؛ تصویری که فراتر از تهران و آپارتمانهای معمولی باشد.
دهنوی درباره لوکیشنها و دشواری تولید بیشتر توضیح میدهد: ضبط سریال بسیار سخت بوده و در مجموع ۸۰ روز طول کشید. بخشی از تصویربرداری در دو شهر از استان اردبیل انجام شد، سپس گروه به تهران آمد و در دو منطقه متفاوت این شهر فیلمبرداری انجام شد. یکی از قسمتها به طور کامل در قطار ضبط شده و همه سکانسهای آن در همین فضای محدود شکلگرفته است. قسمت دیگر براساس قصه واقعی یک شهید ساخته شده که در جزیرهای در میانه سد لفور (مازندران، سوادکوه شمالی) دفن است.
او میافزاید: گروه سازنده برای حفظ اصالت فضا، همانجا فیلمبرداری را انجام داده است. بهعنوان مثال قسمت دیگری از سریال، در شهر مشهد میگذرد و بخشی هم در روستایی حوالی نیشابور فیلمبرداری شده است. بهاینترتیب، هم قصهها و هم لوکیشنها در هر اپیزود، رنگوبوی متفاوتی دارند.
دهنوی در پاسخ به این که داستانها تا چه میزان واقعی است، چنین میگوید: همه داستانهای سریال، اقتباس آزاد از قصههای واقعی هستند. حتی یکی از قسمتها کاملا براساس قصه عموی شهید خودم ساخته شده است. یکی دیگر از قصهها نیز به مادربزرگ تهیهکننده همین سریال مربوط میشود که او هم مادر شهید است و این دو قصه کاملا واقعی است.
او درباره دیگر اپیزودها اشاره میکند که بخش مهمی از داستانها از کتابی با عنوان مادران الهامگرفته شده است. او توضیح میدهد که گاهی یک خط کوتاه یا یکلحظه خاص در یک روایت مکتوب، الهامبخش تبدیلشدن به یک قصه کامل در سریال شده و گروه نویسندگان از همین خطوط ساده، داستانهای تلویزیونی را اقتباس کردهاند.
بازنویسی داستان و هماهنگی با شرایط جنگی
با وجودی که این سریال قبل از جنگ تحمیلی سوم ساخته شده است؛ اما حالوهوای آن روزها را میتوان در برخی صحنهها احساس کرد. دهنوی در اینباره میگوید: کار ضبط سریال ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه به پایان رسیده بود، اما همزمان شدن پخش یا تکمیل مراحل کار با وقوع این رخداد، گروه را به این سمت برده که یکی از قصهها را متناسب با شرایط جدید و نزدیک به زمان حال تنظیم کنند. به گفته او، قصه شهید پدافند که به جنگ ۱۲روزه مربوط میشود، درعینحال با شرایط کنونی نیز قابلانطباق است. او تأکید میکند که فیلمنامه پیش از آغاز این جنگ نوشته شده بود، اما با شروع درگیریها، آن بخش از داستان را طوری بازنویسی کردند که با زمان حال و فضای جدید هماهنگ شود.
اگر مخاطب درگذشته از روی نوع خودروها و لباس بازیگران به زمان تقریبی ساخت اثر پی میبرد، این روزها از روی قیمتهایی که در گفتوگوها به آن اشاره میشود، میتوان چنین حدسی زد. در تنها اپیزود پخش شده به نام خواستگاری از سریال مادران جایی داماد به هزینه هفت میلیونتومانی گل و شیرینی اشاره میکند. این در حالی است که داماد سریال از طبقه متوسط جامعه محسوب میشود. دهنوی در توضیح آن (با خنده) میگوید: این رقم براساس برآورد گروه صحنه و مشورت با آنها تعیین شده است. عوامل صحنه قیمتها را تخمین زدهاند و قیمتی که در دیالوگ مطرح شد، برایناساس بود. به نظرم اگر امروز شما یک دستهگل و چند کیلو شیرینی برای خواستگاری بخرید، تقریبا همین قیمت میشود.
تجربه کنار هم قرار گفتن دو نسل
دهنوی میگوید: این سریال با همراهی خانه تولیدات جوان مرکز سیما ساخته شده و حمایتهای جدی همکاران در این مسیر نقش تعیینکنندهای داشته است.
او تأکید میکند که تیم اصلی سریال، بسیار جوان است: کارگردان و تهیهکننده خود را متعلق به نسل جوان میدانند و در کنار آنها، استاد اسکندری بهعنوان چهرهای باتجربه در بخشی از کارها، بهویژه در بخشهایی که نیاز بهدقت و ظرافت بیشتری داشته، کنار گروه قرار گرفته و کمک کرده است.
دهنوی توضیح میدهد که طراح صحنه و طراح لباس نیز از میان نیروهای جوان و بسیار فعال انتخاب شدهاند و حتی در کنار بازیگر حرفهای سینما، تلاش شده گروهی از بازیگران جدید معرفی و از توان آنها استفاده شود.
او مهمترین جنبه این تجربه را کنار هم قرارگرفتن دو نسل میداند. به گفته دهنوی، رؤیا افشار حتی از سن او هم، تجربه بازیگری بیشتری دارد و همین تفاوت نسلی میتوانست فاصلهای جدی ایجاد کند، اما ترکیب نگاه و انگیزه آنها باعث شد تعامل سازندهای شکل بگیرد. او تأکید میکند که هر دو طرف با یک هدف مشترک وارد کار شدند؛ یعنی ساختن یک اثر باکیفیت: در این مسیر، افشار به تیم جوان بسیار کمک کرده و در مقابل گروه نیزباانرژی و ایدههای تازه، تلاش کردهاند پاسخ این اعتماد را بدهند.
او نتیجه این همافزایی را خروجی فعلی سریال میداند که در نگاه او حاصل اعتماد به گروهی از جوانان خلاق است که ایدههای خود را با تلاش سخت و حمایت مدیران به نتیجه رساندهاند.
چالشهای انتخاب موسیقی تیتراژ
تهیهکننده سریال «مادران» در پاسخ به این که چه شد از صدای علیرضا افتخاری برای تیتراژ سریال استفاده کرده، میگوید: گروه سازنده درباره فضای موسیقایی مجموعه بسیار فکر کرده است. اگر تیتراژ به سمت موسیقی پاپ میرفت، ممکن بود سطح کار از نظر محتوایی کمی تنزل پیدا کند یا دستکم این تصور ایجاد شود. از سوی دیگر، استفاده از موسیقی صرفا سنتی نیز این خطر را داشت که قصهها قدیمی و دور از حالوهوای امروز دیده شوند. ازاینرو برای پرهیز از هر دو افراط، تصمیم گرفته شد تلفیقی از هر دو فضا حفظ شود؛ موسیقیای که هم اصالت و عمق احساسی داشته باشد و هم با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند. دهنوی اضافه میکند: این همکاری برای گروه فرصتی ارزشمند بود، زیرا قطعه انتخابشده پیشتر ضبط و قرار بود از سوی بنیاد شهید منتشر شود. در نهایت، در جریان گفتوگوها توافق شد این قطعه بهصورت انحصاری برای تیتراژ سریال مادران استفاده شود و این اتفاق را برای گروه سازنده یک امتیاز ویژه میدانم.
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد