به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به پرونده ناپدید شدن مردی جوان به نام امیر و با شکایت همسرش درتهران آغاز شد؛ او با مراجعه به پلیس از بیخبری دو روزه از همسرش خبر داد و گفت: «امیر برای رفتن به محل کار از خانه خارج شد ودیگربرنگشت.هرچه دنبالش گشتم،اثری ازاوپیدا نکردم وتلفن همراهش هم خاموش است.نگرانم اتفاقی برایش افتاده باشد.»
با ثبت این شکایت، تحقیقات پلیسی کلید خورد و کارآگاهان در نخستین گام، سراغ بیمارستانها و مراکز درمانی رفتند تا شاید ردی از مرد ناپدیدشده به دستآورند اما این اقدامات بینتیجه ماند. در ادامه، روند تحقیقات به زندگی خانوادگی امیر گره خورد؛ جایی که بررسیها نشان داد او و همسرش مینا، زندگی پرتنشی را تجربه میکردند. اظهارات همسایهها درباره مشاجرههای مکرر این زوج، ظن کارآگاهان را به نقش احتمالی زن جوان در این ماجرا پررنگتر کرد. در جریان تحقیقات، نکات تازهتری نیز آشکار شد؛ ازجمله اینکه مینا که پنج سال از امیر بزرگتر بود، از ازدواج قبلی خود دو پسر داشت و این موضوع را از خانواده همسرش پنهان و آنها را بهعنوان برادرانش معرفی کرده بود. در مقابل، خانواده امیر نیز در اظهارات خود تاکید کردند از ابتدا با این ازدواج مخالف بود مدتی پس از آغاز زندگی مشترک، ارتباطشان با پسرشان قطع شده است.
کارآگاهان برای روشن شدن زوایای پنهان ماجرا، دوربینهای مداربسته اطراف محل زندگی این زوج را مورد بازبینی قرار دادند. تصاویر به دستآمده، مسیر تحقیقات را تغییر داد؛ چراکه نشان میداد در شب ناپدید شدن امیر، سه مرد ناشناس وارد خانه او شدهاند و ساعتی بعد، همراه با امیر از خانه بیرون رفتند. در این میان، نکته قابل توجه، حضور مینا پشت فرمان خودرو در زمان خروج از محل بود. با به دست آمدن این سرنخ مهم، بازپرس جنایی دستور بازداشت مینا را صادر کرد. او در ابتدا هرگونه اطلاع از سرنوشت همسرش را انکار میکرد اما در مواجهه با شواهد موجود، ناچار به بیان توضیحاتی شد و گفت: «مدتها با امیر اختلاف داشتم و بیشتر هم شده بود. میثم، یکی از دوستانش، هم با او درگیری مالی داشت. شب حادثه برای حل این مساله به خانه آمدند و من فقط آنها را تا غرب تهران رساندم و از آن به بعد، اطلاعی از سرنوشت شوهرم ندارم.»
با این اظهارات، کارآگاهان میثم و دو مرد دیگر را شناسایی و بازداشت کردند. در ادامه تحقیقات، میثم به قتل امیر اعتراف کرد و گفت: «با مینا ارتباط پنهانی داشتم. او از بدرفتاریهای همسرش میگفت و از من خواست او را بکشیم. شب حادثه طبق نقشهای که داشتیم، امیر را به منطقهای خلوت در حاشیه تهران کشاندیم و با ضربات چاقو به قتل رساندیم.»در پی این اعترافات، محل مخفی کردن جسد با راهنمایی متهمان شناسایی شد تا راز ناپدید شدن او برملا شود. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه محاکمه، اولیایدم با حضور در دادگاه، خواستار اجرای حکم قصاص برای عامل اصلی قتل و اشد مجازات برای دیگر متهمان شدند. سپس متهمان در جایگاه حاضر شده و به دفاع از خود پرداختند. میثم در دفاعیات خود ضمن عقبنشینی از بخشی از اعترافات اولیه گفت: «با امیر اختلاف مالی داشتم اما در آن حد نبود که او را بکشم. این کار به دستور مینا انجام شد. دو نفر دیگر هم به او ضربه زدند که کشنده بودند؛ من نقشی در این قتل نداشتم.»دو متهم دیگر نیز با رد این ادعا، ارتکاب قتل را به گردن میثم انداختند و هرگونه دخالت در جنایت را انکار کردند. در ادامه، مینا به اتهام آمریت در قتل در جایگاه ایستاد و با رد اتهامش گفت: «هیچ نقشی در قتل همسرم نداشتم و میثم دروغ میگوید. او و دوستانش بهدلیل اختلاف مالی با شوهرم دست به این کار زدند.»در پایان این جلسه، قضات دادگاه پس از استماع اظهارات متهمان و اولیایدم، برای تصمیمگیری وارد شور شدند.