آنچه این پویش را متمایز میکند، خاستگاه مردمی آن است. جانفدا، واژهای نبود که از بالا طراحی و سپس به جامعه عرضه شود بلکه عصارهای از شعارها و احساسات مردمی بود؛ مردمی که تأکید میکنند برای ایران، از جان خود خواهند گذشت و در برابر هرگونه تعرض به سرزمینشان ایستادگی میکنند.
به مرور، این مضامین در شهرهای مختلف تکرار و تثبیت شد و درنهایت در قالب مفهومی واحد به نام جانفدا تجلی یافت؛ مفهومی که میتوان آن را خلاصهای از اراده ملی برای دفاع از میهن دانست. پس از آن، این حرکت شکل سازمانیافتهتری به خود گرفت؛ ثبتنامها آغاز شد و مراکزی برای معرفی داوطلبان ایجاد شد، به گونهای که آمار مشارکتکنندگان به ۳۱میلیون نفر رسید.این عدد، در نسبت با جمعیت کشور، نشاندهنده ظرفیت عظیم اجتماعی است؛ ظرفیتی که بیانگر آمادگی بخش قابلتوجهی از جامعه برای مشارکت در دفاع از میهن است. حتی اگر سایر اقشار جامعه را نیز در نظر بگیریم، میتوان گفت این روحیه به صورت بالقوه در میان اکثریت مردم وجود دارد.
برای فهم این پدیده، باید به پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران نیز توجه کرد. ملت ایران از دیرباز واجد ویژگیهایی چون شجاعت، غیرت، استقلالطلبی و بیگانهستیزی بوده است. این ویژگیها را میتوان در روایتهای اسطورهای و تاریخی از جمله در شخصیتهایی چون رستم، مشاهده کرد.
با ورود اسلام به ایران، این مؤلفههای فرهنگی با مفاهیم معنوی و الهی همچون ایثار، کرامت انسانی و پاداش اخروی پیوند خورد و ترکیبی منحصربهفرد پدید آورد؛ ترکیبی که هویت ایرانی-اسلامی را شکل دادهاست. در چنین بستری، مفهوم جانفدا تنها یک شعار نیست بلکه بازتابی از هویت تاریخی و فرهنگی است؛ هویتی که هم ریشه در سنتهای ملی دارد و هم از آموزههای دینی تغذیه میکند. از این منظر، جانفدا را میتوان یکی از مهمترین نمودهای سرمایه اجتماعی در ایران دانست؛ سرمایهای که هر کشوری آرزوی برخورداری از آن را دارد.