تیموری از هنرمندان پرسابقه درعرصه خوشنویسی بهشمار میرود که تاامروز نمایشگاههای داخلی متعددی در ایران و خارج از کشور برپا کرده است. این گفتوگو بهمناسبت برگزاری نمایشگاه تازه این هنرمند صورت گرفته است.
نمایشگاه شما درحالی دربرج آزادی به نمایش درآمده که ازیک سو این اولین رویداد هنری بعد ازتخریب برج در روزهای جنگ تحمیلی بهشمار میرود و درعینحال، رویکرد آثار شما به مفهوم هویت ملی اشاره دارد. بهنظرتان نمایشگاههایی ازایندست چقدر میتوانند در تقویت حس وطنپرستی نقش داشته باشند؟
خط وطن نمایشگاهی در ستایش نام ایران است، ضمن اینکه ما مفهومی جامعهشناختی بهنام سرمایه اجتماعی داریم که غیرمادی و سرشار از عناصر معنوی است. بهنظرم مفهوم وطن و عشق به آن، در روزگار فعلی بیش از گذشته در جامعه اهمیت یافته است. بهزعم من، وطن سرمایه ارزشمندی است که باید بکوشیم برای آن ارزش افزوده حاصل شود نه آنکه آن را به حال خود رها کنیم. خوشبختانه امروز نگاههای عاطفی مردم نسبت به مفاهیمی چون وطندوستی و هویت ملی بیشازپیش معطوف شده است. اگرچه وطن از دیرباز برای ما ایرانیان واژهای مقدس بهشمار میرفته است. یکی از سرچشمههای هویت ملی ما علاقهمندی به کشورمان است. شاید جالب باشد اگر بدانید آثار این مجموعه، خلقالساعه شکل نگرفتهاند؛ از آنجایی که من دانشآموخته رشته جامعهشناسی هستم، برای خلق هرکدام از این آثار زمان زیادی را صرف کردهام. درواقع، موضوع وطن از دوره کودکی همواره بخشی از وجود و ذات اجتماعی من بوده و بعد از آن که پا در مسیر خوشنویسی گذاشتم، بهلطف خداوند، قلمم در این مسیر به گردش درآمد.
پیش از گفتوگو اشاره کردید که چندین سال از عمرتان را صرف تدوین چنین مجموعهای کردهاید.
همینطوراست، پنج سال پیش مطالعات گستردهای را در این زمینه شروع کردم و با واکاوی گزیدههای ناب ادب فارسی، تصمیم به نگارش این مجموعه گرفتم. یکی دیگر از سرچشمههای هویت ملی ما، گنجینه کهن و بیانتهای ادبیات فارسی است و مفاهیم غنی در ادبیات کهن ایران همیشه دستمایه خلق اثر خوشنویسان بوده و به آنها انگیزه معنوی داده تا در حد توان خود کاری انجام دهند. خط وطن با تکیه بر چنین مولفههایی شکل گرفت؛ درواقع میخواستم به یمن این آثار، دین خود را به «ایران» ادا کنم. البته جا دارد که به تیم تذهیبکاران در این مجموعه نیز اشاره کنم که با سرپرستی استاد رفعتالسادات کوهستانی و تعدادی از شاگردان ایشان، زینتبخش این تابلوها بودهاند. از آنجایی که بهعنوان مدرس هنر در بنیاد رودکی حضور دارم، طی روزهای گذشته دستاندرکاران بنیاد به این مساله اشاره کردند که درصورت داشتن آثاری متناسب با موضوع ایران، نمایشگاهی در برج آزادی برپا کنند؛ وقتی دیدند که من در این زمینه بیش از ۳۵ قطعه مشتمل بر گزیدههای ناب ادب فارسی را به نقش قلم سپردهام، غافلگیر شدند و این نمایشگاه شکل گرفت. خوشبختانه تاامروز استقبال از سوی مخاطبان هم وضع مطلوبی داشته است. هرچند بهشخصه براین باورم که باتوجه به شرایط فعلی، نیاز داریم کارهای بیشتری در این زمینه انجام دهیم.
یکی از ویژگیهای این نمایشگاه، دربرگیری بخشهای مختلف از جمله اجراهای نمایشی بوده، ممکن است دراین ارتباط هم توضیح دهید؟
این نمایش درقالب یک پرفورمنس تاثیرگذار اجرا شد که یادآور شهادت مظلومانه کودکان مدرسه شجره طیبه میناب بود. اجرای این اثر موجب شد تا مفهوم وطن بیش از پیش نزد مخاطبانی که بهتماشای این تابلوها نشسته بودند، تداعی شود.
در سالهای اخیر، شاهد تعدد رویدادهایی با محور خوشنویسی در قالب برگزاری دوسالانه، جشنواره، نمایشگاههای انفرادی و گروهی بودهایم اما سؤال اینجاست که چرا سیاستگذاران فرهنگی به خوشنویسی و البته کاریکاتور، در قیاس با دیگر شاخههای تجسمی، توجه بیشتری نشان میدهند؛ از نظر شما دلیل این مساله چیست؟
اگر جز این بود باید سؤال ایجاد میشد، چرا که خوشنویسی یکی از پرقدمتترین و هویتسازترین هنرهای ما ایرانیان است. درواقع پیش از آنکه دولتمردان توجه ویژهای به این هنر داشته باشند، هنرمندان این عرصه هستند که عاشقانه در این مسیر گام برداشته و برغنای کارنامه این هنر میافزایند. اهمیت خوشنویسی در جامعه تا جایی است که خوشنویسی، بهخصوص نستعلیق، بیشترین همخوانی و آمیختگی را با ذات شهروندان ایرانی داشته است. برگزاری منظم دوسالانههای خوشنویسی، جشنواره تجسمی فجر و نمایشگاههای انفرادی و گروهی هنرمندان، بهخوبی نشانگر این موضوع است. در بهمنماه سال گذشته من بهعنوان سخنران در جشنواره «مشق انتظار» که در دانشگاه آزاد برگزار شد، حضور یافتم؛ در واقع، ماهی از سال نیست که درباره این هنر ارزشمند صحبت بهمیان نیاید و رخدادی بهوقوع نپیوندد. منتها باز هم تاکید میکنم که همت و بدنه اصلی این هنر را خوشنویسان عاشقپیشهای تشکیل دادهاند که شبانهروز به خلق اثر مشغولند. این را هم بگویم که خوشنویسی فرصتی را پدید میآورد تا هنرمند، منویات وجود خود را به نوک قلم سپرده و نقش بر کاغذ کنند. هرچند همچنان معتقدم میتوان جایگاهی بهمراتب پررنگتر از امروز را برای خوشنویسی تعریف کرد تا کارکرد اجتماعی آن بیشتر تبیین شود. خود من در سالهای اخیر کارهایی در این زمینه انجام داده و نمایشگاههایی مناسبتی بهفراخور مسائل روز جامعه برگزار کردهام؛ نمونه آن، نمایشگاهی برای تقدیر از معلمان در برج میلاد (۱۳۹۹)، نمایشگاه بهیاد صدوچهل شهید پرستار در دوره کرونا (۱۴۰۰)، نمایشگاه مدافعان سلامت (۱۴۰۱) و... بوده است. بهخصوص در نمایشگاه یادبود پرستاران شهید، تابلوهای این مجموعه ازسوی سازمان مربوطه حمایت، چاپ و در بیمارستانها نصب شد. طبعا قرارگرفتن آثار خط در لایههای مختلف جامعه اتفاق خوشایندی است و باعث میشود مردم با نستعلیق ایرانی بیشتر آشنایی پیدا کنند. امروز هم در این شرایط خاص که «وطن» بهعنوان بزرگترین سنگر برای ما بهشمارمیرود، جا دارد که این مفهوم با کارکرد اجتماعی خوشنویسی تقویت شود. همیشه براین باورم که ما به هنر شریف خوشنویسی بدهکاریم و درعینحال، دولت هم میبایست حمایت بیشتری از این هنر بهعمل بیاورد.
درسالهای اخیر که توجه به مبحث رونق اقتصاد هنر بیشتر معطوف شده، سهم خرید دستگاههای دولتی در خرید آثار خوشنویسی را چطور میبینید؟
بهقول استاد شهریار «من دلی درویش دارم هرچه پیشآید خوشآید». واقعیت این است که در این زمینه کار چندانی صورت نگرفته است. همانطور که اشاره کردم طی روزهای اخیر، تعدادی از مسئولین، از نمایشگاه خط وطن بازدید کرده و قولهای مساعدی در این زمینه دادهاند؛ حالا باید منتظر ماند و دید چقدر از این وعدهها محقق خواهد شد. در این سالها البته بعضی از نهادها اقدام به خرید آثار خوشنویسی کردهاند که به نمونه آن اشاره شد. در مجموع، هنر باید تاثیر اجتماعی داشته باشد تا کارکرد اصلیاش نمایان شود و اگر غیرازاین باشد، تفاوتی با مفهوم «هنر برای هنر» نخواهد داشت. اگر امکاناتی دراختیار داشتم، پروژهای را تعریف میکردم تا آثار مجموعه خط وطن بر روی شاسیها قرار گرفته و در سازمانهای مرتبط با نیروهای دفاعی کشور به نمایش گذاشته شود، چرا که موضوع این آثار به مقاومت ملی و دفاع از تمامیت ارضی ما اشاره دارد و ازاینجهت میتواند به تقویت روحیه نظامیان و مردم عزیزمان در شرایط دشوار منجر شود.
بهنظر شما در سالهای گذشته هم بهاندازه امروز، خط در خدمت وقایع اجتماعی قرار داشته است؟
در این سالها تاحدود زیادی بنیان خوشنویسی کارکردگرا نهاده شده و قدمهای مفیدی نیز در این زمینه برداشته شده است. آنچه در این بین اهمیت دارد این است که باید ببینیم اصلا هدف از برگزاری نمایشگاههای خوشنویسی چیست و چه تاثیراتی میتواند بر جامعه داشته باشد. حمایت دولتی اینجا بهکار میآید و میتواند با بهرهگیری از ظرفیت گسترده خوشنویسان، آثاری در راستای حفظ و توجه به هویت ملی سفارش داده شود.
نکته دیگری که درباره هنر خوشنویسی مطرح است، اقبال کشورهای حاشیه خلیجفارس نسبت به آثار خط و نقاشیخط هنرمندان ایرانی است؛ این درحالی است که عربها با خط بیگانه نیستند و ازگذشته تا امروز با دراختیارداشتن شاخههای مختلف خط مانند نسخ و ثلث، آثار متعددی ارائه کردهاند اما واقعا دلیل گرایش آنها، بهخصوص در حراجهای آنطرفآب نسبت به آثار خط ایرانی چیست؟
من هم با شما در این زمینه همعقیدهام که عربها در سالهای اخیر به خط و نقاشیخط ما توجه ویژهای نشان دادهاند اما درباره این اشاره شما که خود آنها هم در خط سرآمد هستند، باید بگویم، قدمت خوشنویسی آنها با خوشنویسی ما قابلقیاس نیست و به همین خاطر است که آنها همچنان چشم به زیبایی آثار هنرمندان ایرانی دارند. با وجود اینها، امروز پایتخت خوشنویسی جهان را باید شارجه، ترکیه و اصولا کشورهای عربی دانست. حتی در مواردی در این جشنوارهها خاستگاه تاریخی خط نستعلیق تحریف میشود!
تصور میکنم اینهم ناشی از کمکاری ما دراینزمینه بوده است.
دقیقا، اصلیترین دلیل دراینزمینه، خلاء یک جشنواره بینالمللی خوشنویسی در داخل کشورمان است و کشورهای دیگر پیش از ما نسبت به این مساله اقدام کردهاند. امروز بعضی از خوشنویسان در همان تعداد از جشنوارههای ملی که درحال برگزاری است شرکت نمیکنند و به این مساله اشاره میکنند که باید پنجاه میلیون تومان برای ارائه اثر در این جشنوارهها صرف کنیم تا شاید ده میلیون تومان جایزه بگیریم! درحالیکه در کشورهای دیگر، برای جوایز جشنوارههای خوشنویسی ارزش زیادی قائل میشوند و این مساله باعث شده تا هنرمندان گرایش بیشتری به شرکت در این رویدادها داشته باشند. اقتصاد هنر که در سؤالات پیشین به آن اشاره کردید، اینجا باید مورد استفاده قرار بگیرد. از گذشته تا امروز، نفت شاهرگ حیاتی کشور ما بهشمارمیرفته اما تا امروز حتی یک تابلوی خوشنویسی درباره نفت شکل نگرفته است. استاد شهریار در سال ۱۳۳۲، شعری درباره راهآهن سرود، ولی در این سالها ما کار چندانی در باب ستایش از زحمات کارکنان راهآهن انجام ندادهایم. درباره خیرین مدرسهساز نیز بههمینترتیب؛ کمااینکه خود من در سالهای اخیر مجموعه آثاری در این ارتباط کار کردم، بیآنکه از سوی دستاندرکاران سازمان نوسازی مورد حمایت واقع شود. طبعا با تشکیل اتاقهای فکر، میشود صدها موضوع را برای خلق آثار خوشنویسی درنظر گرفت و ازاینرهگذر به پررنگکردن جریان این هنر در بطن جامعه پرداخت.