خیزش مردم و بحران فهم نخبگانی

 در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران تجربه‌ای را از سر گذرانده که با بسیاری از الگوهای شناخته‌شده علوم اجتماعی مدرن تفاوت دارد. علوم اجتماعی مدرن ــ از سیاست و فلسفه گرفته تا جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی ــ عمدتا بر این پیش‌فرض استوار بوده‌اند که فهم و هدایت جامعه در اختیار نخبگان است و آنان به دلیل برخورداری از دانش تخصصی، «یک سر و گردن» بالاتر از توده‌های مردم قرار می‌گیرند اما انقلاب اسلامی ایران از ابتدا بر اراده مردم عادی شکل گرفت‌؛ نه بر محور نخبگان سیاسی و دانشگاهی.
کد خبر: ۱۵۵۳۵۰۲
نویسنده  سیدجواد طاهایی
خیزش مردم و بحران فهم نخبگانی

 استمرار آن نیز طی ۴۷ سال گذشته، بیش از هر چیز بر دوش همین مردم بوده است. امروز نیز آنچه در قالب تجمعات شبانه و خیزش‌های مردمی مشاهده می‌شود، ادامه همان روح مردمی انقلاب اسلامی است. مسأله اساسی اینجاست که آیا می‌توان این پدیده را با همان ابزارهای متعارف علوم اجتماعی مدرن فهم کرد؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است. هرچه بیشتر با عینک علوم اجتماعی مدرن به این خیزش‌ها نگاه کنیم، از فهم حقیقت آن دورتر خواهیم شد‌؛ زیرا این علوم بر بنیانی متفاوت از تجربه انقلاب اسلامی بنا شده‌اند. پدیده اخیر تجمعات مردمی را نمی‌توان صرفا با نظریه‌های کلاسیک سیاسی و جامعه‌شناختی توضیح داد. این رخدادها حامل نوعی بعثت اجتماعی‌اند‌؛ بازگشت دوباره مردم به صحنه‌ای که انقلاب اسلامی از آن متولد شد. فهم این وضعیت، پیش از هر چیز، مستلزم کنار گذاشتن «پوسته عالمانه» و فاصله گرفتن از خود برتربینی نخبگانی است. اگر کسی بخواهد حقیقت این اجتماعات را درک کند، باید بی‌واسطه و فارغ از فضایل برآمده از تجدد، با این پدیده مواجه شود. در غیر این صورت، شکست در فهم انقلاب اسلامی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود‌؛ به‌ویژه در فهم این برهه خاص که خود را در خیزش‌های شبانه و حضور دوباره مردم نشان می‌دهد. از همین رو، نیازمند نوعی «علم سیاست جدید» هستیم‌؛ علمی که مفروضاتش از متن انقلاب اسلامی برخاسته و با روح آن سازگاری داشته باشد، نه آن‌که صرفا ترجمه‌ای از الگوهای غربی باشد. این نگاه، البته صرفا نظری نیست و آثار عملی مهمی نیز دارد. تجمعات مردمی اخیر نشان‌دهنده امید و توقع مردم از رهبران سیاسی کشور است. مسئولان باید این حضور را نشانه سنگینی مسئولیت خود بدانند و مذاکرات و تصمیمات سیاسی را از منظر همین مردم ببینند. در شرایطی که ایران خود را در موضع پیروز یا دست‌کم نسبتا پیروز می‌بیند، هرگونه عقب‌نشینی، ترس یا شیفتگی نسبت به غرب می‌تواند به منزله نادیده گرفتن مردمی تلقی شود که در این سال‌ها با همه توان از انقلاب اسلامی دفاع کرده‌اند. از این منظر، نخستین گام برای فهم این تحولات، «ایمان آوردن» به اهمیت این خیزش‌هاست. همان‌گونه که آگوستین می‌گفت: «ایمان در جست‌وجوی دانستن است.» شاید تنها از مسیر چنین ایمانی بتوان به درکی عمیق‌تر از واقعیت اجتماعی و سیاسی امروز ایران دست یافت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها