با گذشت زمان، خیابانها دیگر صرفا خیابان نبودند؛ به رودخانهای از جمعیت تبدیل شده بودند که آرام و پیوسته به سمت محل برگزاری مراسم جریان داشت. پرچمهای ایران بر فراز سرها موج میخورد و نوای سرودها، دلها را به هم نزدیکتر میکرد. در طول مسیر، گروههایی به چشم میخوردند؛ عدهای مشغول خوشنویسی نام امام، برخی در حال تزئین پارچههایی با جملات ارادتآمیز و آنسوتر، اجرای سرودهای حماسی که جمعیت را با خود همراه میکرد.
در میان این همه صدا و رنگ، لحظاتی هم بود که زمان انگار آهستهتر میگذشت. در اجتماع مردمی پایتخت، مردی میانسال در گوشهای ایستاده و زیر لب دعا میخواند. زنی با ویلچر خود را به میدان آزادی رسانده و پرچمی در دست داشت. چند قدم آنطرفتر، مادری دست کودک خود را گرفته و چیزی در گوشش زمزمه میکرد. دختر جوانی اشکهایش را پاک میکرد و دوباره به جمعیت میپیوست. اینجا اشک و لبخند در کنار هماند؛ آمیزهای از دلتنگی و امید، از نیاز و نزدیکی.بانزدیک شدن به غروب،جمعیت فشردهتر میشد؛صداهابلندتروهماهنگتر.شعارهایی که ازدل جمعیت برمیخاست، گاه آرام و گاه پرصلابت، در امتداد خیابانها طنینانداز میشد. گویی شهرها یکصدا شده بود؛ صدایی برای ابراز ارادت، برای نمایش همبستگی و برای ایستادن در کنار یکدیگر.
برنامههای فرهنگی و هنری، ریتم این حضور را حفظ میکردند؛ از سرودهای گروهی تا اجراهای حماسی که هر یک، بخشی از این تصویر بزرگ را کاملتر میکردند.هیچکس عجلهای برای رفتن نداشت؛ مسیر، خود به مقصد تبدیل شده بود.
این اجتماع که با عنوان «ایران امام رضا (ع) در بیعت با رهبر معظم انقلاب اسلامی» در سراسر کشور برگزار شد، فقط یک مراسم مناسبتی نبود؛ روایتی زنده از مردمی بود که کنار هم بودن را تمرین میکنند؛ مردمی که با وجود تفاوتها، در نقطهای مشترک به هم میرسند.
شاید بتوان این حالوهوا را در عددی هم خلاصه کرد؛ میلیونها ایرانی که نامشان با نام امام رضا (ع) گره خورده است. با این حال، آنچه دیروز در خیابانهای تهران و ایران جریان داشت، فراتر از هرعدد و آماری بود؛ حسی زنده، جاری و مشترک که در قدمها، نگاهها و صداهای مردم شکل گرفته بود.
وقتی ساعت به ۲۱ نزدیک میشد، جمعیت همچنان در حرکت بود اما چیزی در فضا باقیمانده بود که با پایان مراسم هم از بین نمیرفت. گویی این همدلی و همصدایی در دل شهر میماند؛تا فرصتی دیگر و بهانهای دیگر،دوباره خود را نشان دهد.
سرمایه اجتماعی در آیینه اجتماع مردمی
یکی از مفاهیم مهم در جامعهشناسی، اراده جمعی یک ملت است؛ مفهومی که در انقلاب اسلامی به خوبی تجلی پیدا کرده است. محسن نصری، جامعهشناس مذهبی در این باره به جامجم میگوید: «اراده جمعی یعنی حضور و همصدایی همه اقشار جامعه؛ از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، شهری و روستایی، دانشآموز، طلبه، کارگر و کارمند. با وجود تفاوت در سلیقهها و دیدگاهها، این گروهها در یک هدف و آرمان مشترک کنار هم قرار میگیرند.»
نصری میافزاید: «یکی از مصادیق این اراده جمعی را میتوان در رخدادهای اخیر، از جمله حضور گسترده مردم در مناسبتهای مختلف مشاهده کرد. مردمی که با شور، شعور، شوق و شعار، در صحنه حاضر میشوند و با درک شرایط کشور، حمایت خود را از منافع ملی و ایستادگی در برابر سلطه نشان میدهند.»
این جامعهشناس مذهبی با بیان اینکه در آستانه ولادت امام رضا (ع) این اجتماع مردمی در تهران و سایر شهرها، جلوهای دیگر از همین همبستگی است، اظهار میکند: «مردم برای عرض ارادت به این امام بزرگوار و تجدید پیمان با آرمانهای خود، گرد هم آمدند و پیامی روشن به دشمنان دادند؛ ملت ایران نهتنها خسته و پشیمان نشده، بلکه استوارتر از گذشته بر مواضع خود ایستاده است.»
او با اشاره به اینکه این حضور در عین حال دو پیام مهم در داخل کشور دارد، ادامه میدهد: «نخست برای رزمندگان و مدافعان کشور که نشان میدهد مردم همواره پشتیبان آنها هستند. دوم، برای مدیران و مسئولان که یادآوری میکند مردم در کنار حمایت، مطالبهگر نیز هستند و انتظار دارند مشکلاتشان حل شود و در تصمیمگیریها، خواست و منافع آنها در اولویت قرار گیرد.»
نصری خاطرنشان میکند: «ظهور این اراده جمعی، آثار مهمی به همراه دارد. نخست، افزایش تابآوری اجتماعی و تقویت روحیه مقاومت در برابر فشارها و تهدیدهاست. دوم، تقویت سرمایه اجتماعی و پیوندهای میان مردم؛ بهگونهای که حس مسئولیتپذیری و خدمت به دیگران افزایش مییابد.»
از سوی دیگر، این اجتماعات به تحکیم وحدت ملی کمک میکنند. آنطور که این جامعهشناس مذهبی توضیح میدهد: در شرایطی که تلاشهایی برای ایجاد شکاف و تفرقه در جامعه صورت میگیرد، حضور مردم میتواند انسجام اجتماعی را تقویت کرده و مانع از آسیب به وحدت شود. در مجموع، این نوع گردهماییها علاوه بر تقویت همبستگی و سرمایه اجتماعی، به افزایش اقتدار و پایداری جامعه نیز منجر میشوند.