استاد دانشگاه ملی مهارت یزد:

حکمرانی یزد در ترازو عدالت میوه و سفره

سه میدان، یک ایران:

نبض بازار در جنگ، حماسه‌ی استقامت اقتصادی ملت

در هنگامه نبرد، آنگاه که چکاچک شمشیرها و غرش توپ‌ها، نوای روزگار می‌شود، سرزمینی استوار است که نبض حیاتش، نه تنها در رزمگاه، که در دلِ بازارِ شهر نیز می‌تپد. جنگ، پدیده‌ای چندوجهی است؛ تهاجمی است که مرزهای جغرافیایی را درمی‌نوردد، اما ریشه‌هایش عمیق‌تر از سنگرها و خاکریزهاست. این تهاجم، اقتصاد را هدف می‌گیرد، سفره‌های مردم را به چالش می‌کشد و اراده ملت‌ها را محک می‌زند. در چنین ایامی، “بازار” نه تنها جایی برای خرید و فروش، که عرصه‌ای استراتژیک، میدان نبردی پنهان و رگ حیاتی کشوری است که باید با تمام قوا از آن پاسداری کرد.
کد خبر: ۱۵۵۰۰۶۰
نویسنده کاظم یاوری نسب

رزمگاه اقتصادی؛ اهمیت استراتژیک بازار در زمان جنگ 

جنگ، در هر قالبی که باشد، نیازمند پشتیبانی همه‌جانبه است. نیروی نظامی در خط مقدم، شجاعت و ایثار را فریاد می‌زند، اما این ملت است که در پشت جبهه، با اراده‌ای پولادین، تداوم این حماسه را تضمین می‌کند. و قلب تپنده این تداوم، "بازار" است. تصور کنید کشوری را که درگیر جنگی تمام‌عیار است؛ در این شرایط، ثبات قیمت‌ها، دسترسی به مایحتاج ضروری، و اطمینان از تأمین نیازهای اولیه، به اندازه‌ی مهمات و سلاح، حیاتی است.مدیریت بازار در زمان جنگ، فراتر از یک وظیفه اقتصادی صرف، یک ضرورت امنیتی و اجتماعی است. افزایش بی‌رویه قیمت‌ها، احتکار، و کمبود کالا، نه تنها سفره‌های مردم را تنگ‌تر می‌کند، بلکه ناامیدی را در دل‌ها می‌نشاند و اراده مقاومت را سست می‌نماید. در این میان، مدیران و مسئولان، در قامت سکان‌دارانی امین، وظیفه دارند تا از این "میدان نبرد اقتصادی" با قاطعیت و درایت پاسداری کنند. نظارت دقیق، برخورد با سودجویان، اولویت‌بندی در تأمین کالاهای اساسی، و شفافیت در اطلاع‌رسانی، همگی ابزارهایی هستند که در دست مدیران، نقشی کلیدی در حفظ پایداری جامعه ایفا می‌کنند. نوسانات شدید و افزایش قیمت‌های بی‌منطق، مصداق خیانت به خون شهدا و تضعیف روح مقاومت ملت است.

فریاد ملت؛ حماسه‌ی حضور در اوج سختی‌ها

اما این روایت، تنها روایت مدیران و سیاست‌گذاران نیست. در بطن این حماسه اقتصادی، حضور پرشور و ایثارگرانه ملت، معنایی عمیق‌تر می‌یابد. در خیابان‌ها دیدیم؛ زنی که با پای شکسته و گچ‌گرفته، برای دفاع از ارزش‌ها حاضر بود؛ مردانی که از محل کار به مرخصی گرفتند تا در حفظ سنگر "خیابان، خیابان و خیابان" سهیم باشند؛ خانواده‌هایی که، چای و دمنوش مهر می‌نوشانند؛ پیرمردی را دیدیم که با موتوری که وسیله کارش در اسنپ بود، با اسباب‌بازی‌های ساده، لبخند بر لبان کودکان می‌نشاند؛ سالمندانی که با عصا و ویلچر، آمدند تا بگویند "ما نیز هستیم"، نوزادی را دیدیم که در یک دست شیشه شیر و دست دست دیگرش پرچم داشت که نوشتند "یک دست جام باده و یک دست زلف یار...".

این‌ها تنها چند تصویر نیستند؛ این‌ها نمادهای ایستادگی، عشق به وطن، و معنای واقعیِ "پشتیبانی مردمی" و حفظ سنگر "خیابان، خیابان و خیابان" در اوجِ سختی‌هاست.

 این حضور، پیام روشنی دارد: ما تنها نیستیم، ما متحدیم، و اراده‌ی ما بر هر تهاجمی پیروز خواهد شد. مردم آمدند تا بگویند حضور در "خیابان، خیابان و خیابان" برای  زدن توی دهان آمریکا و اسرائیل  است و گره زدن آن به عدم مذاکره، صلح و یا هر تصمیم نظام بسیار غلط است.

مردم آمدند تا بگویند هدف از "خیابان، خیابان و خیابان" این است که اقتدار را به دنیا نشان دهیم و بگوییم اگر بمب و موشک و پدافند را روی سرمان بریزید ما در "میدان" هستیم و میدان را خالی نمی‌کنیم نه تعریف گزاره‌ی غلط اینکه اکثر مسولان نظام منافق، خیانت‌کار و غرب زده هستند.

  این همان سرمایه‌ی اجتماعی ارزشمندی است که دشمنانِ این مرز و بوم، از درکش عاجزند. همین روحیه، همین فداکاری بی‌منت، است که به اقتصاد زمان جنگ، معنا می‌بخشد و آن را از یک معادله خشک آماری، به حماسه‌ای انسانی بدل می‌سازد. این ملت، با حضور خود در "میدان خیابان"، حماسه‌ی "میدان نبرد" را تکمیل می‌کند و در "میدان بازار"، با صبر و استقامت خود، بر طمع سوداگران مُهرِ شکست می‌زند.

سکان‌داران بازار؛ قاطعیت، نظارت، و تدبیر

در این میان، نقش مدیران، نقشی حیاتی و بی‌بدیل است. آن‌ها حافظانِ "میدان بازار" هستند؛ میدانی که مستقیم بر سفره‌ی مردم و روحیه مقاومت آنان تأثیر می‌گذارد. در شرایط جنگ و تحریم، دیگر جای مماشات با سودجویان، یا غفلت از نیازهای اساسی مردم نیست.

نظارت قاطع و واقعی: مدیران باید در خط اول نظارت باشند. گشت‌های بازرسی، رصد مستمرِ قیمت‌ها، شناسایی انبارهای احتکار، و برخورد قاطع با متخلفان، از اولویت‌های اساسی است. قیمت‌هایی که بدون هیچ منطق اقتصادی، چندین برابر می‌شوند، نه تنها گناه اقتصادی، بلکه خیانت به خون شهدا و آرمان ملت است.

اولویت‌بندی معیشت: نبض اقتصاد جنگ، در گرو تأمین اقلام ضروری مردم است. مدیران باید با تمامِتوان، بر تأمین "میدان معیشت" متمرکز شوند؛ از کالاهای اساسی خوراکی گرفته تا نیازهای اولیه. این، خط مقدم مبارزه با ناامیدی است.

شفافیت و امیدآفرینی: در فضایی که دشمنان با شایعات و اخبار کذب، به دنبال ایجاد یأس هستند، صداقت و شفافیت مدیران، بالاترین سرمایه است. اطلاع‌رسانی صحیح در مورد وضعیت بازار، راهکارهای اتخاذ شده، و میزان پیشرفت، می‌تواند امید را در دل‌ها زنده نگه دارد.

مدیریت هوشمندانه: گاهی، افزایش قیمت‌ها اجتناب‌ناپذیر است؛ اما این افزایش باید منطقی، کنترل‌شده، و با تدبیری همراه باشد تا فشار مضاعفی بر مردم وارد نشود.

سخن پایانی: سه میدان، یک حماسه

جنگ، عرصه‌ای چندبعدی است و پیروزی در آن، نیازمند مدیریت همزمان جبهه‌های مختلف است. همانطور که اشاره شد، سه میدان کلیدی وجود دارد که هر سه، برای بقا و اقتدار یک ملت، حیاتی هستند:

  میدانِ خیابان: که با حضور حماسی مردم، سرشار از شور و عشق به وطن، حفظ می‌شود.

  میدان نبرد: که با رشادت فرزندان این مرز و بوم، در برابر دشمنان قسم‌خورده، پاسداری می‌گردد.

  میدان بازار: که با درایت، قاطعیت، و نظارت مدیران، نبض حیات اقتصادی جامعه را در دست دارد.

این سه میدان، نه تنها از هم جدا نیستند، که در هم تنیده‌اند و موفقیت در یکی، بر دیگری تأثیرِ مستقیم دارد. هنگامی که بازار، آرام و باثبات است، مردم با روحیه‌ای مضاعف در خیابان‌ها حاضر می‌شوند و جبهه‌ی نبرد نیز با پشتوانه‌ی قوی‌تر، به پیش می‌رود. برعکس، بی‌ثباتی در بازار، می‌تواند تمام زحمات در جبهه‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار دهد.

پس، بیایید همگان، از ملت قهرمان گرفته تا مدیران مسئول، در حفظ این سه میدان حیاتی، کوشا باشیم. بگذاریم "نبض بازار"، با استقامت ملت و تدبیر مدیران، همچون رگ حیاتی تپنده‌ای، پیام اقتدار و سربلندی را به گوش جهانیان برساند. چرا که "مقاومت اقتصادی"، خود، بخشی جدایی‌ناپذیر از "حماسه‌ی مقاومت" این ملتِ سربلند است.

در این میان، نباید از نیروی جوانی که شور و خلاقیت را به همراه دارد و تجربه گرانقدر بزرگان که چراغ راه آینده است، غافل شد. استفاده از پتانسیل نیروهای جوان و ترکیب آن با تجربه بزرگان، اکسیری است که چونان که در "میدان نبرد" و "میدان خیابان" نتیجه بخش بوده، در "میدان بازار" هم می‌تواند نتیجه بخش باشد. این هم‌افزایی، نوآوری را در تصمیم‌گیری‌ها تزریق کرده، سرعت عمل را افزایش می‌دهد و با بهره‌گیری از دانش نسل پیشین، مسیری روشن‌تر و پایدارتر را برای حفظ ثبات اقتصادی در سخت‌ترین شرایط رقم خواهد زد. این اتحاد نسلی، تضمین استمرار "حماسه‌ی مقاومت" برای رسیدن به پیروزی "مردم مبعوث شده" است

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها