در گفتوگو با دکتر طاهره چنگیز، معاون آموزشی وزارت بهداشت و درمان به بررسی ابعاد مختلف این مسائل، از آسیبهای واردشده به مراکز آموزشی و درمانی تا راهکارهای جبران خلأهای آموزشی و الزامات بازنگری در سیاستگذاریهای آموزشی پرداختهایم.
از آخرین برآوردها در خصوص آسیب به دانشگاههای علوم پزشکی در جنگ تحمیلی سوم بگویید.
دانشگاههای علوم پزشکی، بهواسطه ماهیت خاص خود، صرفا متشکل از دانشکدهها و فضاهای آموزش نظری نیستند؛ بیمارستانهای آموزشی و مراکز بهداشتیدرمانی نیز بخش مهمی از فرآیند آموزش را تشکیل میدهند؛ بنابراین در ارزیابی خسارتها، علاوه بر دانشکدهها، بیمارستانها و مراکز درمانی نیز باید مد نظر قرار گیرند. در واقع برخی از بیمارستانها آموزشی بودند. برای نمونه، بیمارستان بوشهر که یکی از مراکز اصلی آموزشی کشور به شمار میرفت بهشدت آسیب دیده است. ازجمله دانشگاهها و مراکز آسیبدیده میتوان به دانشگاههای علوم پزشکی ایلام، اصفهان، بوشهر، ایران، شهید بهشتی، چابهار، کرمانشاه، هرمزگان، همدان و همچنین انستیتو پاستور اشاره کرد؛ مرکزی که میزبان دانشجویان دورههای دکتری (PhD) و سایر دورههای تخصصی است. بهطور کلی باید بگویم که میزان خسارتها بسته به شهر و منطقه متفاوت بوده است. در برخی نقاط، آسیبها جزئی بوده و با مرمت امکان استفاده مجدد از فضاها وجود دارد، اما در برخی مراکز خسارتها کلی بوده و نیاز به بازسازی اساسی احساس میشود.
در حال حاضر، روند بازسازی چگونه است؟
فرآیند بازسازی، کموبیش در اغلب مراکز آغاز شده و با پیگیریها و حمایتهای معاونت توسعه وزارت بهداشت ادامه دارد. این اقدامات از ترمیم آسیبهای جزئی تا مقاومسازی سازهها را شامل میشود. البته در برخی مراکز، مانند انستیتو پاستور، خسارتها گسترده بوده و بازسازی بهسادگی و در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. نباید فراموش کرد که آسیبها صرفا به ابنیه محدود نبوده و در برخی موارد تجهیزات نیز دچار خسارت شدهاند. در مراکز آزمایشگاهی، بهویژه انستیتو پاستور، بهدلیل ماهیت تخصصی تجهیزات، میزان خسارتها سنگینتر بوده و آمادهسازی مجدد فضاها زمانبر است. امید ما به خداست و قطعا بازسازی انجام خواهد شد، اما مدتزمان و منابع مورد نیاز برای بازگشت هر مرکز به چرخه کامل آموزش، بسته به منطقه و میزان خسارت، متفاوت است.
آیا آماری کلی از میزان خسارتها وجود دارد؟
میزان خسارتها متغیر است و صرف اعلام اعداد خام، گویای واقعیت نیست. با این حال، تا ابتدای اردیبهشت در مجموع ۲۳ مرکز آموزشی در کشور دچار آسیب شدهاند.
جنگ اخیر چه تأثیری بر حوزه آموزش علوم پزشکی گذاشته است؟
بخشی از آسیبهای این جنگ، فارغ از اثرات فیزیکی آن، ناشی از الزام به آموزشهای غیرحضوری بوده است. درواقع آموزش کاملا مجازی، حتی برای دروس نظری هم مطلوب نیست؛ ترجیح میدهیم حتی در آموزشهای مجازی نیز بخشهایی را حضوری برگزار کنیم تا تعامل انسانی حفظ شود. این تعاملات واقعی حامل پیامهای تربیتی مهمی هستند که در بسترهای صرفا مجازی از بین میروند و عملا قابل جبران نیستند. البته این آسیب در مقاطع دبستان و آموزش عمومی شدیدتر است و در دانشگاهها تا حدی کمتر نمود دارد.
اما بخش دیگر این آسیبها، ناشی از فشردهسازی آموزشهای عملی و بالینی است که در گروه پزشکی میتواند آسیبزا باشد. همچنین، بیمارستانها و فضاهای آموزش بالینی در شرایط جنگی، شرایط طبیعی نداشتند؛ نوع بیماران مراجعهکننده و خدمات ارائهشده متفاوت از وضعیت عادی بود و در نتیجه، بخشی از تجربههایی که دانشجویان باید در شرایط معمول کسب میکردند، از مشاهده و معاینه تا ارائه خدمات، بهطور کامل فراهم نشد. البته که دانشجویان تجربه آموزش در شرایط بحران را به دستآوردند، اما نواقص ناشی از عدم مواجهه با شرایط عادی باید به شیوهای دیگر جبران شود.
در این میان، وضعیت امتحانات دانشجویان هم قرار است بهصورت مجازی برگزار شود؟
از ابتدای دیماه و حتی پیش از آن، در آذرماه که بحث آزمونهای مجازی مطرح شد، بارها تأکید کردیم که آزمونهای پایانترم نمرهدار بهصورت حضوری برگزار خواهند شد. این موضوع مورد پذیرش دانشجویان نیز قرار گرفته است. اکنون با آرامتر شدن شرایط، برخی دانشگاهها آموزش حضوری را از سر گرفتهاند. آزمونهای جبرانی برای دانشجویانی که در پایانترم قبل بهدلیل غیبت موجه شرکت نکردهاند، بهصورت حضوری برگزار خواهد شد و انشاءالله تا پایان مرداد این فرآیند تکمیل میشود تا دانشجویان به روال عادی آموزشی بازگردند.
برای جبران این خلأ آموزشی چه برنامهای دارید؟
آموزش پزشکی، ماهیتی رفتوبرگشتی و مارپیچی دارد. دانشجو در طول دوره آموزشی خود، هر بخش را فقط یکبار تجربه نمیکند؛ بلکه در مراحل مختلف، یعنی دوره دانشجویی، دوره بالینی، کارآموزی، اکسترنی و کارورزی، بارها با همان بخش مواجه میشود. این بازگشتهای مکرر، اما در سطوح بالاتر، کمک میکند فرصتهایی که ممکن است در یک مقطع از دست رفته باشد، در دورههای بعدی جبران شود. اتفاقی که با مدیریت صحیح گروههای آموزشی، این کمبودها قابل ترمیم خواهد بود.
به نظر شما چرا دشمن دانشگاههای کشور را مورد هدف قرار داد؟
دانشگاهها مهد پرورش و تربیت نیروی انسانی ماهر، فرهیخته و آیندهساز کشور هستند. مهمترین دستاورد دانشگاهها، سرمایه انسانی است؛ سرمایهای که مدیریت، توسعه و آینده کشور را در دست خواهد گرفت. طبیعی است اگر هدف، نابودی آینده یک کشور باشد همانطور که مدارس را هدف قرار دادند، تمامی عرصههای آموزش و پژوهش نیز مورد هجمه قرار گرفت. تخریب یک کارخانه، هرچند خسارتبار است، اما با وجود نیروی انسانی ماهر و دانش بومی، میتوان آن را دوباره به چرخه تولید بازگرداند، اما اگر نیروی انسانی متخصص، امیدوار، خلاق و خردمند وجود نداشته باشد، حتی علم و فناوری وارداتی نیز دوام نخواهد داشت؛ درست مانند گلی شاخهبریده که مدتی میدرخشد، اما چون ریشه ندارد، بهزودی از بین میرود. توسعهای که پس از انقلاب اسلامی در کشور شکل گرفته، صرفا توسعهای وارداتی نبوده، بلکه درونزا و مبتنی بر دانش بومی بوده است. این توسعه با پول به دست نیامده، بلکه با فکر، مغز و سرمایه انسانی شکل گرفته است. روشن است که دانشگاهها و مراکز تولید دانش، ریشههای این درخت توسعه هستند. در نظام سلامت نیز پیشرفتها مبتنی بر دانشمندان بومی بوده و رشد، طبیعی و ریشهدار شکل گرفته است؛ بنابراین اگر بخواهند باغ سرسبز توسعه کشور را از بین ببرند، طبیعی است که ریشهها را هدف بگیرند و یکی از اصلیترین ریشههای کشور، دانشگاهها هستند.
با نگاهی به سال گذشته، مهمترین چالشهای معاونت آموزشی وزارت بهداشت چه بوده و چگونه مدیریت شدهاند؟
معاونت آموزشی اساسا نهادی است که آموزش میدهد چگونه با چالش و بحران مواجه شویم. حتی در شرایط عادی نیز نظام آموزش پزشکی با بحران سروکار دارد، زیرا ماهیت گروه پزشکی، مواجهه مستمر با وضعیتهای بحرانی است. موضوع اصلی ما سلامت و بیماری است؛ یعنی خروج از تعادل و نحوه بازگرداندن آن. سال گذشته نیز با مجموعهای از چالشها مواجه بودیم که تلاش شد با انعطافپذیری، رویکرد حل مسأله، مشارکت جمعی و بهرهگیری از ظرفیتها و فرصتهای بیرونی مدیریت شوند، اما یکی از جدیترین چالشها، پذیرش بیش از ظرفیت در برخی رشتههاست؛ مسألهای که اگر برای آن چارهاندیشی نشود، مستقیما ریشههای نظام آموزش را هدف میگیرد.
با توجه به خروج برخی بیمارستانهای آموزشی از چرخه خدمت، آیا شرایط در حوزه افزایش ظرفیت آموزش پزشکی سختتر شده است؟
بله، بدون تردید شرایط سختتر شده است. برخی از بیمارستانهای آموزشی ما از چرخه خارج شدهاند؛ در حالی که حتی پیش از این نیز زیرساختهای موجود پاسخگوی ظرفیتها نبودند. این موضوع هشداری که بارها نسبت به آن تأکید شده است. اگر به درختی بیش از توانش بار وارد شود، در نهایت خواهد شکست. پذیرش بیش از حد ظرفیت، بهویژه در رشتههای پزشکی و دندانپزشکی، دقیقا شبیه تحمیل بار اضافی به ریشههای یک درخت است که میتواند به فروپاشی سیستم منجر شود.
راهکار شما برای جلوگیری از آسیب به نظام آموزش پزشکی چیست؟
باید واقعیتها را به رسمیت بشناسیم. هر سیستمی، حتی اگر با مشکلات متعدد بتواند خود را حفظ کند، تابآوری نامحدود ندارد و ممکن است در نقطهای فروبپاشد. در آموزش، خطر این فروپاشی بسیار جدی است، زیرا صدای آن دیر شنیده میشود. اگر یک بیمارستان بیش از توان خود تحت فشار قرار گیرد، فروپاشی آن در مدت کوتاهی آشکار میشود، اما در آموزش، این فروپاشی دیرتر خود را نشان میدهد. زمانی متوجه میشویم که با نیت خیر، سرمایه انسانی وارد سیستم کردهایم، اما بهدلیل تراکم بیش از حد و فرسودگی زیرساختها، نه تنها این سرمایهها حفظ نشدهاند، بلکه کارکرد اصلی نظام آموزشی نیز مختل شده است.