تحلیل اجمالی از نتایج و آثار جنگ رمضان

دومین تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان که در اسفندماه ۱۴۰۴ با شهادت رهبری معظم انقلاب اسلامی رقم خورد و به جنگ رمضان مشهور شد، پدیدآورنده آثار و نتایج عمده‌ای در عرصه داخلی و نظام بین‌الملل شد که در ذیل، به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌شود.
دومین تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان که در اسفندماه ۱۴۰۴ با شهادت رهبری معظم انقلاب اسلامی رقم خورد و به جنگ رمضان مشهور شد، پدیدآورنده آثار و نتایج عمده‌ای در عرصه داخلی و نظام بین‌الملل شد که در ذیل، به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌شود.
کد خبر: ۱۵۴۹۶۱۷
نویسنده سید مرتضی کاظمی دینان - پژوهشگر ارشد رسانه و روابط بین‌الملل


وقوع تحول بی نظیر در جامعه ایرانی
این امر در مواردی همچون تاب‌آوری بالا و متانت رفتاری مردم ایران، گسترش همدلی و رقم‌خوردن صحنه‌های زیبا و به‌یادماندنی از شجاعت، حمیت، وطن‌دوستی و اتحاد ایرانیان، ازبین‌رفتن ملاک‌ها و معیار‌های قبلی در تقسیم افراد جامعه، کاهش گسست بین نسلی و حضور عجیب و باورنکردنی جوانان و نوجوانان در جنگ به‌ویژه خیابان‌ها و فضای مجازی برای حمایت از کشورشان و مدافعان وطن بروز کرد به نحوی که صدق وعده رهبر حکیم و شهید مبنی بر «بعثت مردم» برای مقابله با دشمنان، در این تحول مشخص شد.
افزایش آگاهی و درک جامعه از ماهیت دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی 
برای سالیان متمادی، رسانه‌های غربی و همچنین رسانه‌های فارسی‌زبان معاند، تلاش می‌کردند با وارونه کردن واقعیت‌ها، چنین القا کنند که نقطه شروع مشکلات ایران و آمریکا از بهمن ۱۳۵۷ بوده و عامل اصلی تعارض‌ها، اقدام‌ها و رفتار‌های جمهوری اسلامی ایران است و اصطلاحا «درک نادرست از جامعه جهانی و نظم بین‌الملل» از سوی جمهوری اسلامی، باعث بروز دشمنی آمریکا شده است. جنگ اخیر با نمایش رفتار‌ها و گفتار عجیب سران آمریکا به‌ویژه شخص ترامپ، پرده از ماهیت ضدبشری آمریکا به‌عنوان نماینده تمدن غرب و رژیم صهیونیستی به‌عنوان محصول این تمدن برداشت.
رفتار‌ها و اقدامات متوحشانه‌ای همچون بمباران مدارس و دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز و وسایل نقلیه امدادی، کارخانه‌ها، زیرساخت‌های حیاتی، کشتار زنان و کودکان و تهدید به از بین بردن تمدن چندهزارساله ایران، به همگان نشان داد آن چهره بزک‌کرده و زیبایی که سال‌ها از آمریکا نشان داده می‌شد به‌هیچ‌وجه واقعی نبوده و به تعبیر رهبر شهید، در زیر دستکش مخملین آنها، یک پنجه چدنی بی‌رحم و خونریز وجود دارد. 
از بین رفتن قواعد و رویه‌های بین‌المللی و افول جایگاه و اثرگذاری نهاد‌های بین‌المللی همچون سازمان ملل، شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.
ترامپ و نتانیاهو با حمله دوباره به میز مذاکره و زیر پا گذاشتن کلیه قوانین و قواعد بین‌المللی، باعث شدند ادبیات روابط بین‌الملل تغییر اساسی کرده و برخی اصول و قواعد آمره شکل دهنده این نظام و سازمان‌های بین‌المللی مورد تشکیک و تردید قرار گیرد. بعنوان مثال در مخاصمات مسلحانه، یک سری قواعد و رویه‌ها برای حفظ جان غیر نظامیان و کارکنان نهاد‌های امدادی وجود دارد. این مسأله در جنگ رمضان بار‌ها نقض شد و نشان داد که تمام این قواعد مذکور، از کمترین ضمانتی برای اجرا و احیانا برخورد با ناقضان آنها وجود نداشته و به معنای واقعی کلمه، " قانون جنگل" در نظام بین‌الملل حکمفرماست؛ لذا بر همین مبنا، کشور‌ها دریافتند که هیچ ملجا و راه چاره‌ای جز اتکا به قدرت درونی و افزایش توانمندی‌های داخلی خودشان وجود ندارد. همان چیزی که در شعر مرحوم علی اکبر آزادی (متخلص به گلشن) نمود پیدا کرده است:
"برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پامال است"
نابودی جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل بعنوان ابرقدرت و هژمون پذیرفته شده که در مواردی همچون از هم پاشیدن نظم بین‌الملل تحت رهبری آمریکا، عدم قدرت اجماع سازی و پاسخ منفی اروپایی‌ها به ترامپ برای حضور نظامی در این جنگ، ناتوانی در کنترل روند‌های جهانی از جمله روند تامین انرژی و کنترل بازار‌های سرمایه، مشخص شدن ناتوانی آمریکا در تامین امنیت کشور‌ها و مناطق اقمار خویش به‌ویژه کشور‌های عربی حوزه خلیج‌فارس و همچنین کاهش چشمگیر توان آمریکا در جایگزینی تسلیحات و پشتیبانی از نیرو‌های نظامی خود بروز و ظهور پیدا کرد.
 کم اثر سازی تهدید‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر وجود همه گزینه‌ها روی میز:
 برای سالیان طولانی، هر گاه بحران روابط ایران و آمریکا بالا می‌گرفت آمریکایی‌ها بر این نکته تاکید می‌کردند که همه گزینه‌ها روی میز است و تلاش داشتند تا بخشی از جامعه و حتی دولتمردان ایرانی را مرعوب تهدید جنگ (و به تبع آن تهدید سقوط نظام) کنند. در جنگ رمضان، با عملی شدن این تهدید و نمایان شدن ضعف‌های اساسی آمریکایی‌ها در تحقق اهداف شان و حتی ناتوانی شان در مواردی همچون بازگشایی تنگه هرمز، اساسا این تهدید بی اثر شد و دیگر این تهدید برای جامعه و حکومت جمهوری اسلامی ایران، محلی از اعراب نخواهد داشت.
هماهنگی بی نظیر سه ضلع میدان، دیپلماسی و خیابان برای پیگیری منافع ملی و مقابله با زیاده خواهی‌های دشمنان. در این جنگ، یک هماهنگی کامل و بی نظیر بین نیرو‌های مسلح و مردان دیپلماسی و همچنین مردم حاضر در خیابان‌ها شکل گرفت و به پشتوانه این امر، مذاکره کنندگان ایرانی با قدرت و جسارت کامل به پاکستان رفتند و با مشاهده بد عهدی آمریکاییها، به تقاضای آنها و میانجیگران پاکستانی برای حضور دوباره در اسلام آباد پاسخ منفی دادند و نشان دادند دیگر دوران مذاکره از موضع قدرت و باج خواهی و انتظار تسلیم ایران، گذشته است و تنها راه ممکن برای پایان این بحران، کنار گذاشتن ادبیات تهدید و احترام به مردم ایران و تامین منافع و مطالبات آنهاست. 
بر باد رفتن رویا‌ها و آمال اپوزیسیون و بخشی از دیاسپورای ایرانی برای به سقوط کشاندن نظام و رسیدن ربع پهلوی به سلطنت (با توجه به زمینه سازی قبلی چند ساله رسانه‌های معاند به‌ویژه شبکه‌های من وتو و ایران اینترنشنال برای القاء خاندان پهلوی بعنوان خاندان ایران ساز). در این زمینه رفتار مفتضحانه شخص رضا پهلوی و حامیانش در حمایت از تجاوز خارجی به کشور و کشتار غیرنظامیان و کودکان و حمله به زیرساخت‌های کشور، ماهیت درونی این افراد را برای جامعه ایرانی روشن کرد و دروغ بودن ادعا‌های قبلی شان مبنی بر وطن پرستی و ایران دوستی را به عینه نمایان کرد.
افزایش چشمگیر حمایت مردمی جهانی از ایران و محبوبیت و الگو شدن سبک رفتاری ایرانیان در مقاومت علیه ظلم و زیاده خواهی. در این جنگ، جلوه‌های متعددی از حمایت مردم عادی و یا شخصیت‌ها و سلبریتی‌های خارجی از مردم ایران و محکومیت جنایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی بروز و ظهور کرد و به جهانیان نشان داد که می‌توان در برابر یک ابرقدرت اتمی زورگو و یک رژیم نامشروع متجاوز ایستادگی کرد و تسلیم خواسته‌های غیر منطقی آنها نشد. بارز‌ترین این حمایت‌ها را می‌توان در راهپیمایی‌های گسترده مردمی در آمریکا و برخی کشور‌های اروپایی برای محکومیت این جنگ مشاهده کرد. همچنین در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز پیام‌ها و فیلم‌های متعددی با محتوای تجلیل از شجاعت و ایستادگی ملت ایران، منتشر شد.
ایجاد فرصت طلایی برای آسیب شناسی سیستم‌های پدافندی و تجهیزات نظامی و همچنین ارائه فرصت بی نظیر برای فعال کردن ظرفیت خود ترمیمی ایران در زیر ساخت‌ها و مراکز صنعتی و خدمات رسان (اصلاح و ترمیم نیروگاه‌های برق، پالایشگاه ها، جاده‌ها و مسیر ریلی، کارخانجات و.) در دوران جنگ و در کمترین زمان ممکن. ضمنا در این جنگ یک برآورد مناسب از قدرت تجهیزات و سلاح‌های ایرانی انجام شد که بطور حتم می‌تواند به ارتقاء جدی این ظرفیت‌ها در دوران پس از جنگ رمضان منتهی شود.
۱۰-ایجاد زمینه بروز خلاقیت جوانان ایرانی در عرصه‌های مختلف به‌ویژه تولید‌های رسانه‌ای نظیر لگو ها، کلیپ ها، میم‌ها و ... که از اثرگذاری بسیار بالایی در افکار عمومی جهانی و روایت برتری ایران در این جنگ برخوردار شد. تا جایی که رسانه‌های مغرضی همچون بی بی سی فارسی نیز نتوانستند این موضوع را پنهان کنند و مطالبی در این زمینه منتشر کردند.
۱۱-تجربه بی نظیر برای مدیران و برنامه سازان رسانه‌ملی (بعنوان ضلع چهارم مدافعان کشور) که با غیرت و پشتکارشان، باعث ثبات و پایداری آنتن و تداوم پخش برنامه‌ها در کل دوران جنگ رمضان شدند. ضمن این‌که خلاقیت‌ها و تلاش مضاعف این سربازان رسانه‌ای کشور، موجب افزایش مراجعه و اعتماد مردم به رسانه‌ملی و ارتقاء جایگاه آن بعنوان رسانه مرجع انتشار اخبار و تحلیل‌های جنگ و همچنین رسانه روحیه بخش و مسبب تداوم حضور مردم در خیابان‌ها شد. در این زمینه نقش آفرینی چشمگیر رادیو بعنوان رسانه پایدار بحران با انعطاف و دسترسی و چابکی فوق العاده، بار دیگر ضرورت توجه ویژه مسئولان ارشد کشور به آن را برجسته‌تر کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها