سربازان خلاق دیپلماسی رسانه‌ای

جنگ رمضان و تقابل همه‌جانبه با ارتش‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنها در میدان‌های نبرد نظامی خلاصه نشد بلکه یکی از مهم‌ترین جبهه‌های آن، عرصه جنگ شناختی و تقابل روایت‌ها در رسانه‌های بین‌المللی و شبکه‌های اجتماعی بود. در این میان، دستگاه دیپلماسی ایران با اتخاذ رویکردی نوین و خلاقانه توانست افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
جنگ رمضان و تقابل همه‌جانبه با ارتش‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنها در میدان‌های نبرد نظامی خلاصه نشد بلکه یکی از مهم‌ترین جبهه‌های آن، عرصه جنگ شناختی و تقابل روایت‌ها در رسانه‌های بین‌المللی و شبکه‌های اجتماعی بود. در این میان، دستگاه دیپلماسی ایران با اتخاذ رویکردی نوین و خلاقانه توانست افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
کد خبر: ۱۵۴۹۵۰۰
نویسنده امیرحسین حیدری - گروه فرهنگ و هنر
 
برای بررسی دقیق‌تر این پدیده، گفت‌وگویی مفصل و تحلیلی با دکتر داوود فریدپور عضو هیأت علمی دانشگاه و پژوهشگر ارشد مطالعات راهبردی رسانه و جنگ شناختی داشتیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید. 

ارزیابی کلی شما از عملکرد دیپلماسی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ رمضان چیست؟ آیا ما شاهد یک تغییر پارادایم در این حوزه بودیم؟ 
قطعا همین‌طور است. بی‌تردید یکی از ابعاد برجسته و تعیین‌کننده در جنگ رمضان که یک جنگ تحمیلی تمام‌عیار بود، رقابت روایت‌های رسانه‌ای و جنگ شناختی بود. ما با یک میدان نبرد نامحسوس مواجه بودیم که پویایی‌هایی شطرنج‌گونه داشت و اثرات خود را به‌وضوح بر مدیریت بازارهای جهانی و ادراکات افکار عمومی تحمیل کرد. در این بستر، سفارتخانه‌های ایران در فضای مجازی رویکردی نوین را در پیش گرفتند؛ رویکردی مبتنی بر طنز راهبردی، تصاویر طنزآمیز، انیمیشن‌های لگویی و کنشگری هدفمند. این رویه یک گسست روش‌شناختی و یک جهش بزرگ در دیپلماسی عمومی کشور ایجاد کرد که هدف اصلی آن جذب و جهت‌دهی به افکار عمومی، بیداری جمعیت‌های ضدجنگ و روشنگری درباره ماهیت جنگ‌طلبانه رهبران آمریکا بود. 

برخی معتقدند این اقدامات در فضای مجازی صرفا یک موج زودگذر تبلیغاتی بوده است. آیا داده‌های مستندی وجود دارد که نشان دهد این دیپلماسی دیجیتال اثرگذاری عمیق و ماندگاری داشته است؟ 
این یک برداشت کاملا سطحی است. شواهد مستند نشان می‌دهد سفارتخانه‌های کشورمان توانستند روایت خود را به شکلی نهادینه در افکار عمومی جهان تثبیت کنند. اجازه دهید به آمار اشاره کنم. در بازه ۴۰روزه جنگ ۹۲حساب وابسته به سفارتخانه‌های ایران با انتشار بیش از ۸۶۰۰توییت موفق شدند نزدیک به ۳۸۵میلیون بازدید ثبت کنند. به‌عنوان یک نمونه شاخص، سفارت ایران در آفریقای جنوبی تنها با یک توییت ۹میلیون بازدید و ۲۱۶هزار لایک دریافت کرد و رکورددار شد. این ارقام به هیچ‌وجه در قالب یک کنش تبلیغاتی معمولی نمی‌گنجد بلکه نشان‌دهنده یک نفوذ شناختی گسترده است. 

واکنش رسانه‌های بین‌المللی، به‌ویژه رسانه‌های جریان اصلی یا حتی رسانه‌های جبهه مقابل، به این کارزار دیجیتال چگونه بود؟ 
بازتاب‌ها بسیار جالب توجه و موید عمق تأثیرگذاری ما بود. حتی رسانه‌های سوی مقابل نیز ناگزیر شدند قدرت عملیاتی ایران را در جنگ شناختی به رسمیت بشناسند. مثلا شبکه هندی «ویون» (WION) از مأموریت‌های دیپلماتیک ایران با عنوان «نیروی دیجیتال هماهنگ» یاد کرد و صراحتا گفت سفارتخانه‌های ایران با استفاده از میم، تصاویر بصری، زبان عاطفی و استدلال‌های حقوقی، افکار عمومی جهان را شکل داده‌اند. یا روزنامه «تایمز اسرائیل» با استناد به خبرگزاری فرانسه اذعان کرد که ایران با هجوم به اینترنت و انتشار پست‌های هماهنگ از سفارتخانه‌هایش در سراسر جهان، عملا به میدان نبرد رسانه‌های اجتماعی قدم گذاشته و قواعد بازی را تغییر داده است. 

از منظر مطالعات راهبردی رسانه، شما دلایل اصلی موفقیت این «دیپلماسی طنزآمیز» را در چه عواملی ارزیابی می‌کنید؟ 
موفقیت این کارزار را می‌توان در چهار عامل کلیدی خلاصه کرد: نخست «سرعت واکنش» است. شبکه «هرالد زیمبابوه» به سازمان‌یافتگی این کارزار اشاره کرد. نمادین‌ترین نمونه آن، پاسخ سفارت ما در زیمبابوه به تهدید رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر باز کردن تنگه هرمز بود که بلافاصله نوشتند: «کلیدها را گم کرده‌ایم». این واکنش سریع، تهدید نظامی سنگین طرف مقابل را به سخره گرفت و طوفانی در فضای مجازی به پا کرد. 
دوم «بومی‌سازی پیام» است. سفارتخانه‌های ما براساس منطقه مأموریت خود، پیام‌ها را شخصی‌سازی کردند. مثلا سفارت ایران در آفریقای جنوبی نوشت: «هیس… کلید زیر گلدان است. فقط برای دوستان باز کن». سفارت ایران در بلغارستان با ارجاع به پرونده‌های اخلاقی مقامات غربی، طنز را به ابزاری برای بی‌اعتبارسازی تبدیل کرد و سفارت ایران در هند صراحتا نوشت: «خودت را کنترل کن ای پیرمرد!» این تنوع نشان‌دهنده درک عمیق از ذائقه مخاطب بود.  سوم «تداوم استعاره مرکزی» است. همان‌طور که روزنامه «هندوستان تایمز» اشاره کرد، «کلید» به یک استعاره محوری تبدیل شد. مثلا سفارت ایران در بلغارستان نوشت: «کلید در دستان لبنان است» تا پیوند جبهه مقاومت و امنیت منطقه را نشان دهد.  چهارم «استفاده از طنز همذات‌پندارانه به‌جای طنز دافعه‌برانگیز» است. نیویورک‌تایمز اشاره کرد که توییت سفارت ایران در آفریقای جنوبی در روز آتش‌بس («به ابرقدرت جدید جهان سلام کنید») ضریب همدلی با ایران را در میان شهروندان خسته از جنگ به‌شدت افزایش داد. 

این رویکرد چگونه توانست بر تصویر بین‌المللی ایران در سطوح مختلف جهانی، به‌ویژه در غرب و کشورهای غیرغربی تأثیر بگذارد؟ 
تأثیرات این دیپلماسی در سه سطح قابل بررسی است. در سطح نخست (جوامع غربی)، طنز سفارتخانه‌ها توانست چهره خشونت‌طلب آمریکا را به چالش کشیده و تمسخر کند. وقتی لفاظی‌های جنگی آمریکا به‌عنوان بلوف‌های کودکانه تصویر شد، شهروندان عادی اروپا و آمریکا همدلی بیشتری با ایران پیدا کردند. در سطح دوم (کشورهای غیرغربی و جنبش عدم تعهد)، پیام‌های مقتدرانه و طنزآمیز ما، ادراک کاذب «شکست‌ناپذیری آمریکا» را متلاشی کرد. این امر در میان مردم آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین که خود قربانی امپریالیسم بوده‌اند، باعث بیداری جمعیت‌های ضدجنگ شد. در سطح سوم، ما شاهد روشنگری درباره ماهیت جنگ‌طلبانه رهبران متخاصم بودیم. انیمیشن‌های لگویی که ترامپ و نتانیاهو را در لباس دلقک‌های جنگ‌طلب نشان می‌دادند، کلیشه «رهبران قدرتمند غربی» را شکستند و نگاه انتقادی به سیاست خارجی آمریکا را در میان نسل جوان در سطح بین‌المللی گفتمان‌ساز کردند. 

در جریان این جنگ رسانه‌ای، گزارش‌هایی مبنی بر تفاوت لحن و پیام‌رسانی میان نهادهای مختلف منتشر شد. آیا این مسأله یک نقطه‌ضعف در هماهنگی نهادی محسوب نمی‌شود؟ 
خیر، بنده این تفاوت را نه یک تضعیف بلکه نشانه بلوغ در فضای تصمیم‌گیری رسانه‌ای ایران ارزیابی می‌کنم. طبیعی است هر نهادی با توجه به مخاطب هدف خود_ اعم از داخلی یا خارجی_ زبان متفاوتی را انتخاب کند. آنچه در دیپلماسی رسانه‌ای اهمیت حیاتی دارد، هماهنگی در سطوح راهبردی و همگرایی بر سر کلان‌روایت «مقاومت و تاب‌آوری» است که در جنگ رمضان به بهترین شکل محقق شد. با این وجود، برای ارتقای ساختارها و جلوگیری از هرگونه اختلال در اعتبار دیپلماتیک در آینده پیشنهاد می‌کنم نهادی تحت عنوان «شورای هماهنگی دیپلماسی عمومی» با حضور نمایندگان قوای سه‌گانه و نهادهای رسانه‌ای تشکیل شود. 

یک سؤال بنیادین: آیا اساسا کاربرد طنز در دیپلماسی رسمی جایگاهی دارد؟ خط قرمز میان دیپلماسی خلاقانه و رفتار نامتعارف دیپلماتیک کجاست؟ 
تجربه جنگ رمضان به روشنی ثابت کرد که طنز در دیپلماسی، اگر بر پایه استدلال حقوقی و واقعیت‌های میدانی استوار باشد به‌شدت مؤثر است. نکته مهم این است که توئیت‌های سفارتخانه‌های ایران هرگز به هجو توهین‌آمیز تنزل پیدا نکرد و قربانیان جنگ را نادیده نگرفت بلکه همواره با ارجاع به «حق ذاتی دفاع مشروع» همراه بود. مرز دیپلماسی خلاق و رفتار نامتعارف در این است: طنز باید ساختارهای قدرت سلطه‌گر و رهبران جنگ‌افروز را هدف قرار دهد، نه مردم عادی کشورها را. سفارتخانه‌های ما این قاعده اخلاقی را کاملا رعایت کردند. 

برای اثبات این تغییر ادراک در افکار عمومی، چه شواهد عینی و قابل اندازه‌گیری در دست داریم؟ 
ما سه دسته شواهد متقن داریم: اول «داده‌های تعاملی شبکه‌های اجتماعی». آمارها نشان می‌دهد توئیت‌های سفارت ایران در آفریقای جنوبی به‌طور میانگین ۲۰برابر بیشتر از توئیت‌های وزارت خارجه آمریکا تعامل (لایک، بازنشر یا کامنت) دریافت کرده است. دوم «تحلیل احساسات» (Sentiment Analysis). بررسی روی ۵۰هزار توییت انگلیسی‌زبان با هشتگ‌های مرتبط نشان داد که نسبت نظرات مثبت به ایران در یک بازه ۲۰روزه، از ۳۲درصد به ۵۸درصد جهش داشته است. سوم «تغییر پوشش رسانه‌ای جریان اصلی». شبکه‌هایی مثل سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی که تلاش داشتند ایران را منزوی نشان دهند، مجبور شدند فعالیت‌های دیپلماسی رسانه‌ای ما را پوشش دهند که این بزرگ‌ترین موفقیت در «تعیین دستور کار رسانه‌ای» (Agenda Setting) است.

توصیه‌های راهبردی شما برای تداوم و نهادینه‌سازی این موفقیت در آینده دستگاه دیپلماسی چیست؟ 
با توجه به این دستاورد عظیم، دیپلماسی رسانه‌ای مبتنی بر طنز نباید صرفا یک ابزار برای دوران بحران باقی بماند بلکه باید به‌عنوان یک گفتمان دائمی نهادینه شود. پیشنهاد من ایجاد یک «آزمایشگاه دیپلماسی خلاق» در وزارت امور خارجه با حضور فعالان رسانه‌ای و دانشگاهیان است. همچنین باید سفرای ما از طریق دوره‌های تخصصی در زمینه سواد رسانه‌ای و جنگ شناختی توانمندتر شوند. راه‌اندازی یک «رصدخانه بین‌المللی بازخوردها» برای سنجش کمی و کیفی اثرگذاری هر کمپین نیز از ضرورت‌های قطعی این مسیر است. در یک کلام، در عصر جنگ شناختی، یک میم هوشمندانه می‌تواند از یک ناو هواپیمابر تأثیرگذارتر باشد. زمان آن رسیده که این الگو از یک واکنش بحرانی به یک سیاست دائمی در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
جنایتی که در دنیا دیده شد

رئیس انستیتو پاستور در گفت‌و‌گوی اختصاصی با «جام‌جم»: به سرعت به مسیر پیشرفت و دستاوردهای گذشته خود باز خواهیم گشت

جنایتی که در دنیا دیده شد

نیازمندی ها