حملات دشمن به زیرساختهای حیاتی ازجمله انبارهای نفت، پالایشگاهها، نیروگاهها و مراکز ذخیره سوخت، نقش اصلی را در تشدید این بحران ایفا کردهاند. براساس گزارشهای رسمی، آتشسوزی گسترده در مخازن نفتی تهران و البرز، به انتشار نزدیک به یکمیلیون تن دیاکسید کربن در جو منجر شده است. علاوهبرآن، هزاران تن ترکیبات سمی و آلی نیز وارد هوا شده که میتواند آثار بلندمدتی بر سلامت انسانها و سایر موجودات زنده داشته باشد.
کارشناسان، اثرات حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را تنها در دو هفته ابتدایی جنگ، معادل رد پای کربن ۶۰ کشور در یکسال برآورد کردهاند؛ رقمی تکاندهنده که ابعاد یک بحران زیستمحیطی گسترده را آشکار میکند که نتیجه جنایت ترامپ است. رد پای کربن، شاخصی برای سنجش میزان انتشار دیاکسید کربن و سایر گازهای گلخانهای ناشی از یک فعالیت، سیستم یا جمعیت است. این شاخص، مجموع انتشار گازهای گلخانهای را در یک بازه زمانی و مکانی مشخص، معمولا برحسب کیلوگرم یا تن (معادل دیاکسید کربن آن) بهازای هر واحد مقایسه نشان میدهد.
در همین حال، پیامدهای جنگ تنها به آلودگی هوا محدود نمیشود. برآوردها نشان میدهد هزاران هکتار از جنگلها و مراتع کشور، دچار آتشسوزی و تخریب شدهاند. این آسیبها، بهویژه در حوزه خاک، میتواند غیرقابل بازگشت باشد؛ چراکه فرسایش شدید، نابودی پوشش گیاهی و ازبینرفتن موجودات زنده خاک، عملا چرخه حیات را در بسیاری از مناطق مختلمیکند.
از سویی، خسارات وارده به مناطق تحت حفاظت و زیرساختهای محیطزیستی نیز قابل توجه است. در جریان این جنگ، اهداف غیرنظامی و زیرساختی ازجمله انبارهای نفت، نیروگاهها، پتروشیمیها و پالایشگاهها مورد حمله قرار گرفتند. در پی این رخدادها، شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، طی نامهای به دبیر اجرایی برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (یونپ)، نسبت به پیامدهای زیستمحیطی این حملات و افزایش چشمگیر ردپای کربن هشدار داده است.
اعداد تکاندهنده از آلودگی
براساس گزارش سازمان حفاظت محیطزیست، بیش از ۳۶۰هزار مترمکعب مواد نفتی در مخازن تهران (شهران، شهرری و کوهک) دچار حریق شد. در نتیجه این آتشسوزیها، نزدیک به یکمیلیون تن دیاکسید کربن وارد جو شد و حدود ۴۰۰۰تن ترکیبات آروماتیک و آلی فرار انتشار یافته که تهدیدی جدی برای سلامت انسان و محیطزیست محسوب میشود. حمله به مخازن سوخت فردیس در استان البرز نیز بالغ بر ۵۳هزار تن دیاکسید کربن و حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آلاینده وارد جو کرده است.
حملات به تأسیسات صنعتی، نفتی و خدماتی در ۱۰ استان کشور ازجمله آذربایجانشرقی، تهران، خوزستان، فارس و بوشهر، پیامدهای زیستمحیطی با شدتهای مختلف از کم تا زیاد بههمراه داشته است. همچنین مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست در هفت استان هدف حمله قرار گرفته و درمجموع ۱۳ منطقه طبیعی دچار آسیب شدهاند.
پیامدهای این حملات تنها به انتشار گازهای گلخانهای محدود نمیشود. فعالان محیطزیست هشدار میدهند که آلودگی صوتی ناشی از انفجارها، موجب تلفات گسترده پرندگان شده است. همچنین، بارانهای اسیدی، پوشش گیاهی را تخریب کردهاند و فرسایش شدید و بعضا بازگشتناپذیر خاک، زنجیره حیات را در بسیاری از زیستبومها مختل کرده است. مجموع این رخدادها نشان میدهد که جنگ، فقط زیرساختها و زندگی انسانها را هدف قرار نمیدهد، بلکه به شکلی عمیق و ماندگار، محیطزیست را نیز تخریب میکند؛ تخریبی که آثار آن ممکن است سالها و حتی دههها باقی بماند. حمید ظهرابی، معاون محیطزیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست تأکید میکند که محیطزیست و عرصههای طبیعی از اصلیترین قربانیان حملات نظامی بودهاند. این حملات علاوه بر تخریب زیرساختهای محیطزیستی، با هدفقراردادن مراکز ذخیره سوخت، موجب آلودگی شدید هوا بهویژه در پایتخت شده است. ظهرابی خاطرنشان میکند: «در جریان جنگ ۱۲روزه، حدود ۸۵۰۰هکتار از مناطق تحت حفاظت کشور، شامل جنگلها و مراتع، دچار آتشسوزی شدند؛ بخش عمده این خسارتها نیز در ناحیه رویشی زاگرس داده بود.» او با تأکید بر تداوم مأموریتهای حفاظتی سازمان محیطزیست، تصریح میکند که با وجود این خسارات، برنامههای حفاظت از تنوع زیستی با قوت ادامه دارد.
پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی
به باور برخی کارشناسان این حوزه، انتشار نزدیک به یکمیلیون تن دیاکسید کربن و هزاران تن ترکیبات سمی آروماتیک در استانهایی مانند تهران و البرز، تنها یک بحران مقطعی نیست. این آلایندهها میتوانند تا سالها در محیط باقی بمانند و بهعنوان عوامل سرطانزا و مختلکننده سیستمهای تنفسی و تولیدمثلی، سلامت انسانها و سایر موجودات زنده را تهدید کنند.
کارشناسان، تخریب خاک براثر انفجارها را یکی از جدیترین پیامدهای این جنگ میدانند. فرسایش شدید در مناطق کوهستانی، نابودی پوشش جنگلی و ازبینرفتن موجودات زنده خاک، به معنای گسست زنجیره حیات و تبدیل تدریجی زمینهای حاصلخیز به اراضی بیجان است؛ فرآیندی که در بسیاری موارد بازگشتناپذیر خواهد بود. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در این خصوص اعلام کرده است که در جریان این حملات، ساختمانها و تجهیزات ادارات کل محیطزیست در ۲۰ شهرستان کشور هدف قرار گرفتهاند. او گفت: «این جنایات محیطزیستی قابلیت پیگیری در محاکم بینالمللی را دارند و مستندسازی آنها با همکاری وزارت دادگستری در حال انجام است.» امینحسین رحیمی، وزیر دادگستری نیز با اشاره به دستور رئیسجمهور، از تهیه مستندات برای پیگیری حقوقی و مطالبه خسارات در مراجع داخلی و بینالمللی خبر داده است. او تأکید کرد: «اگرچه این روند ممکن است طولانی یا با اعمال نفوذ قدرتهای بینالمللی همراه باشد، اما تا دستیابی به نتیجه ادامه خواهد یافت.»
البته، در جریان این حملات، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نیز هدف قرار گرفت؛ نهادی با بیش از یک قرن سابقه در حفاظت از عرصههای طبیعی. در حمله به مجموعه لویزان در ۸فروردین ۱۴۰۵، هفت نفر از کارکنان، ازجمله فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی، جان خود را از دست دادند. همچنین ساختمان اداری، موزه تاریخ منابع طبیعی ایران، کتابخانه و دفتر یگان حفاظت این سازمان دچار تخریب و خسارت شدند.
حملات به زیرساختهای حیاتی، مراکز صنعتی، منابع طبیعی و حتی نهادهای حفاظتی، نهتنها مصداق تخریب گسترده محیطزیست است، بلکه میتواند در چارچوب جنایات جنگی نیز مورد بررسی قرار گیرد. پیامدهای این اقدامات، از آلودگی هوا و تخریب خاک گرفته تا تهدید سلامت عمومی، نشان میدهد که هزینههای جنگ، بسیار فراتر از میدان نبرد و برای نسلهای آینده خواهد بود. درمجموع، آنچه امروز در پی این درگیریها رخ داده، صرفا یک بحران مقطعی نیست و تهدیدی بلندمدت برای محیطزیست، منابع طبیعی و سلامت انسانها محسوب میشود؛ بحرانی که آثار آن ممکن است تا سالها و حتی دههها باقی بماند.