این احتمال وجود دارد که سه ستون قبلی بازدارندگی ایران-توان موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای- در نظم امنیتی جدید نیز ماهیتی تهاجمیتر پیدا کند که شامل افزایش برد و قدرت تخریب موشکها، تغییر در دکترین هستهای و خروج از انپیتی و گسترش گروههای همپیمان منطقهای شود. توقف حملات اسرائیل در فلسطین و لبنان و عدم مداخله خارجی در لبنان و عراق بر ضد گروههای مقاومت نیز بهعنوان خطوط قرمز جدید دانسته میشود که در شرایط قبل از جنگ رمضان چنین مواردی قابل طرح نبود.
در وضعیت جدید امنیتی و ژئوپلتیکی، ایران با بهرهمندی از اهرم تنگه هرمز که میتواند اقتصاد جهانی و قیمت انرژی را تحتالشعاع قرار دهد، ضمانت عملی و اجرایی لازم را برای تامین خواستههای خود از جمله رفع تحریمها و پایبندی آمریکا و اسرائیل به سیاست عدم تجاوز در دست دارد. ایران در دور جدید مذاکرات تا حصول و موافقت با برخی مفاد آتشبس از جمله آزادسازی اموال بلوکهشده، آتشبس کامل در لبنان و عدم تجهیز مجدد پایگاههای آمریکا در منطقه از بازکردن تنگه هرمز خودداری کرده است.
بستهماندن تنگه هرمز و تداوم افزایش قیمت انرژی، همراه با تورم جهانی و رکود اقتصادی ناشی از آن، بزرگترین اهرم فشار ایران برای تحمیل شرایط خود به طرف آمریکایی است. دشمن، با وجود ناتوانی در گرفتن نظامی این اهرم، با تهدیدات مختلف در طول جنگ بر علیه زیرساختهای مختلف، قصد عقبنشینی ایران از موضع کنترل تنگه هرمز را در نظر داشت که به نتیجه نرسید.
باید در نظر داشت که در تمام طول جنگ که آمریکا و رژیم صهیونی چشم انتظار اعتراضات مردمی بودند، حضور شبانهروزی مردم در خیابانها و حمایت از نظام نشان داد شهروندان نه تنها در برابر فشارهای دشمن تابآوری دارند که آماده حراست از منافع ملی و ایثار هستند.
در چنین شرایطی بهدلیل انسداد تنگه هرمز، صادرات نفت از کشورهای پیرامون تنگه هرمز از ۱۷.۳میلیون بشکه در روز در ماه مارس سال گذشته به ۱۰.۳میلیون بشکه در روز در سال جاری میلادی (یک ماه جنگ رمضان) کاهش یافته و حجم صادرات در عراق، کویت و قطر بهترتیب با کاهش سهم ۸۳، ۸۱ و ۷۶ درصدی همراه بوده است. بر همین اساس، بانک جهانی در گزارش جدید خود رشد اقتصادی کشورهای عراق، کویت و قطر را بهدلیل بستهبودن تنگه هرمز بهترتیب منفی ۸.۶، ۵.۷ و ۶.۴درصد در سال جاری میلادی پیشبینی کرده است.
اما در دو کشور امارات و عربستان با کاهش ۳۰ و ۲۵ درصدی در صادرات نفتی خود بهدلیل بهرهمندی از خط لوله انتقال به پشت تنگه با خط لوله (حبشان-فجیره) در امارات و (ابقیق-ینبع و پترولاین) در عربستان توانستند سطح درآمدی خود را بهدلیل افزایش قیمت نفت در همان سطح قبلی نگه دارند. لازم به ذکر است این دوکشور و بهویژه امارات همراهی جدیتری با اقدامات خصمانه علیه ایران از سوی آمریکا در طول دوره جنگ داشتهاند که درصورت شکست مذاکرات آتشبس و ارتقای بازدارندگی کشور، لازم است مسیرهای جایگزین تنگه بهطور جدی مورد تهاجم واقع شوند. با کاهش صادرات دو کشور امارات و عربستان بهمیزان حدود ۸۰ درصد میتوان انتظار داشت ۴.۵میلیون بشکه نفت در روز از سهم صادراتی این کشورها از دست برود و نفت عبوری از تنگه هرمز به سطح حدود ۶ میلیون بشکه در روز برسد. این شرایط اقتصاد جهانی را با مشکلات پیچیدهتری دچار خواهد کرد.
از سوی دیگر، با مسدودبودن تنگه هرمز، بهعنوان یکی از گلوگاههای حیاتی جهان، مردم کشورهای مختلف شاهد تاثیرات مستقیم و اثرات عینی اقدامات نظامی آمریکا در جنگ اخیر بر زندگی روزمرهشان هستند. این تجربیات ملموس، مخالفت جهانی با جنگ را ورای ملاحظات اخلاقی، تقویت کرده است. در این میان، افکار عمومی مردم آمریکا شاهد روندی قابل توجه بوده که در محاسبات سیاسی و تصمیمگیریهای مرتبط با جنگ مؤثر بوده است. با وجود همراهی نسبی پایگاه مردمی جمهوریخواهان و حزب منتسب به ترامپ با رویکردهای تهاجمی، امتدادیافتن جنگ و آشکارشدن پیامدهای اقتصادی آن، منجربه افزایش مخالفت عمومی شده است.
این موضوع اهمیت انسداد تنگه هرمز در نتیجه انتخابات میاندورهای پیشرو را دوچندان میسازد چرا که هرچه آثار جنگ برای جامعه ملموستر شود، وزن مخالفت عمومی و تاثیر آن بر محبوبیت حزب حاکم و متحدانش افزایش یافته است. طبق دادههای Polymarket، حزب دموکرات (حزب رقیب ترامپ) شانس ۸۱ درصدی برای پیروزی در مجلس نمایندگان در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را دارند و شانس این حزب برای کنترل سنا نیز از ۳۶ درصد در شروع جنگ به ۵۲ درصد رسیده است. با تسلط دموکراتها در دو مجلس سنا و نمایندگان، احتمال استیضاح ترامپ بالاست. در نتیجه، افکار عمومی از یک عنصر حاشیهای به متغیری کلیدی در محاسبات سیاسی و تصمیمگیریهای مرتبط با جنگ بدل شده است.
حتی در صورت عدم موفقیت مذاکرات آتشبس و عدم حصول شرایط دهگانه مذاکرات، کنترل و بسته نگهداشتن تنگه هرمز بهعنوان اولویت استراتژیک ایران باقی میماند. دلیل این امر، وجودیبودن جنگ پیشرو است؛ نبردی که بقای کل ایران را هدف قرار داده، نه صرفا نظام جمهوری اسلامی. توییتهای ترامپ در دوره جنگ مبنی بر نابودی ایران و نفرت او از مردم ایران، شاهدی بر این مدعاست. بنابراین، ایران ناگزیر به جنگیدن با تمام توان خود است. هرچند هزینهها در این نبرد سرنوشتساز سنگین خواهد بود اما فداکاری برای تضمین آینده و بازدارندگی، امری ضروری است. زیرا از دست دادن تنگه هرمز بهمعنای نابودی کامل آینده ایران خواهد بود.
