جنگ با ایران به سبک رمبو!

در سینما به‌خصوص سینمای هالیوود، تا چشم کار می‌کند، فیلم‌ها و آثار احمقانه و ابلهانه دیده می‌شود که براساس فرمولی نخ‌نما‌شده و کلیشه‌ای، قهرمان اصلی یا به‌قول معروف همان «آرتیسته»، یک‌تنه فوجی از آدم‌ها را لت‌و‌پار کرده و از سخت‌ترین شرایط و دهان اژدها و دیو و غول و مانند آنها، در آخرین لحظات نجات پیدا کرده و همه دشمنان خود را هم نیست و نابود می‌گرداند!
در سینما به‌خصوص سینمای هالیوود، تا چشم کار می‌کند، فیلم‌ها و آثار احمقانه و ابلهانه دیده می‌شود که براساس فرمولی نخ‌نما‌شده و کلیشه‌ای، قهرمان اصلی یا به‌قول معروف همان «آرتیسته»، یک‌تنه فوجی از آدم‌ها را لت‌و‌پار کرده و از سخت‌ترین شرایط و دهان اژدها و دیو و غول و مانند آنها، در آخرین لحظات نجات پیدا کرده و همه دشمنان خود را هم نیست و نابود می‌گرداند!
کد خبر: ۱۵۴۸۷۴۴
نویسنده سعید مستغاثی - مستندساز و کارشناس سینما
شکست مفتضحانه آمریکایی‌ها
از وسترنرهای قدیمی بگیرید تا شزم و فلاش گوردون رمبو و راکی و ایتن هانت و ماوریک و جیمزباند و سوپرهیروها تا آثار به‌اصطلاح تاریخی و ظاهرا واقعی که از مفتضح‌ترین شکست‌ها برای آمریکا و دار‌و‌دسته‌‌اش، حماسی‌ترین پیروزی‌ها را روی پرده برده است. 
مانند شکست پروژه پر سروصدای آپولو که در سیزدهمین پرتابش، به فاجعه‌ای تکان‌دهنده انجامید اما در فیلمی ساخته ران هاوارد به نام «آپولو ۱۳»، آن فروپاشی همچون شکوفایی و پیروزی نشان داده شد یا فیلم «آرگو» (بن افلک) درباره فراری‌دادن ۶ گروگان آمریکایی پناهنده‌شده در سفارت کانادا که خود سفیر وقت کانادا، آن را احمقانه‌ترین نمایش از واقعه فوق دانست!
حالا بخوانید جدیدترین فیلمنامه هالیوودی درباره دن‌کیشوت‌بازی‌های آمریکایی که بلاهت و حماقت موجود در آن و تناقضش با واقعیت، چندین برابر آثار قبلی است: این موضوع به عملیات نافرجام آمریکا در ۱۶ فروردین امسال  در جنوب اصفهان بازمی‌گردد که به افتضاحی برای ترامپ تبدیل شد اما او به دروغ نوشته بود:
«...هموطنان آمریکایی، طی چند‌ساعت گذشته، ارتش ایالات متحده یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های جست‌وجو و نجات در تاریخ آمریکا را برای یکی از افسران خدمه ما که یک سرهنگ بسیار مورد احترام نیز هست، انجام داد. با خوشحالی اعلام می‌کنم که او اکنون سالم است. این نیروی شجاع در کوه‌های خطرناک ایران، پشت خطوط دشمن قرار داشت و توسط نیروهای دشمن تعقیب می‌شد‌؛ آنها هر ساعت به او نزدیک‌تر می‌شدند اما او هرگز تنها نبود، زیرا فرمانده کل قوا، وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک ارتش و سایر نیروها به‌صورت ۲۴ ساعته موقعیت او را زیر نظر داشتند و با دقت برای نجاتش برنامه‌ریزی می‌کردند. به‌دستور من، ارتش آمریکا ده‌ها هواپیمای مجهز به پیشرفته‌ترین و مرگبارترین سلاح‌ها را برای بازگرداندن او اعزام کرد.... این عملیات نجات، علاوه بر نجات موفق یک خلبان دیگر در روز گذشته انجام شد... این اولین‌بار در تاریخ نظامی است که دو خلبان آمریکایی به‌صورت جداگانه، در عمق خاک دشمن نجات داده می‌شوند. ما هرگز هیچ نیروی آمریکایی را جا نمی‌گذاریم...»
نویسنده این فیلمنامه پرت‌و‌پلا، یعنی دونالد ترامپ، مشنگ‌تر از آن است که اساسا بتواند تفاوت میدان جنگ با استودیوهای هالیوود و همچنین خودش را با رمبو و راکی و تارزان و... تشخیص دهد! او در هپروتش، تصور کرده عرصه نبرد با ایران، صحنه مثلا فیلم «تاپ‌گان: ماوریک» است که تام کروز بیاید همه تاسیسات را به‌سهولت بمباران کرده و بعد هم دوباره برگردد و خلبان هواپیمای ساقط‌شده را بی‌چک‌و‌چانه نجات داده و با جنگنده همان کشور مورد حمله قرار گرفته، به سر خانه‌و‌زندگیش برود!
   
یک فیلمنامه ابلهانه
حالا مقایسه کنید فیلمنامه ابلهانه ترامپ را با آنچه رخ داد:یک جنگنده آمریکایی ساقط شد، دو خلبانش در خاک ایران فرود آمدند. ۴-۳ روز آمریکا همه نیرویش را گذاشت تا این دو خلبان را پیدا نماید. حتی وقتی ناامید شد، مکان‌های احتمالی اختفای آنها را براساس «پروتکل هانیبال» چندین‌بار بمباران کردند تا اثری از آثارشان نماند. (همان پروتکلی که باعث شد در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، هلیکوپترهای آپاچی اسرائیلی، افراد خودشان را در آن مراسم موسیقی به رگبار ببندند تا اسیر نشوند!) 
اما بالاخره با چند فروند هواپیمای سی ۱۳۰ و هلیکوپترهای بلک‌هاوک به جست‌وجوی آنها آمدند. فرماندهان آمریکایی بر این تصور بودند که اگر از نقاط کور وارد کشور شوند و در ارتفاع پایین هم پرواز کنند، روی رادارها دیده نمی‌شوند اما عشایر غیور لر و برخی از ماموران فراجا آنها را مشاهده کرده و به سمت‌شان شلیک کردند و جالب این‌که هلیکوپترهای گران‌قیمت بلک‌هاوک با شلیک تفنگ‌های قدیمی ایرانیان به زمین افتادند! 
مانند فیلم سقوط بلک‌هاوک (ریدلی اسکات) که همین اتفاق برای این هلیکوپترهای غول‌پیکر در سومالی و در نبرد با مردم آن کشور می‌افتد ولی در آنجا خدمه این هلیکوپترها تا پای جان با مردم می‌جنگند اما در واقعیت جنگ با ایران، خدمه آن هلیکوپترها چه سرنوشتی پیدا کردند؟!
پس از آن، دو فروند سی ۱۳۰ و دو هلیکوپتر بلک‌هاوک در جنوب اصفهان مورد اصابت قرار گرفته و ناگزیر به فرود اضطراری شدند. اینجا بود که باز پای «پروتکل هانیبال» پیش آمد و این پرنده‌های (به‌قول خودشان دچار نقص فنی شده) آمریکایی توسط جنگنده‌های خودشان بمباران شدند تا (طبق بیانیه سنتکام) مانند فیلم «کاپریکورن یک»، هرچه و هر کس درون‌شان بود، نابود شود. 
ترامپ در فیلمنامه مضحک خود نوشته: «ما هرگز هیچ نیروی آمریکایی را جا نمی‌گذاریم»! آیا آن دو فروند هواپیمای غول‌پیکر سی ۱۳۰ و دو هلیکوپتر بلک‌هاوک، هیچ سرنشین و خلبان و خدمه‌ای نداشتند؟! یعنی کاملا خالی پرواز می‌کردند و بعد خودشان در جنوب اصفهان فرود آمدند؟!! 
این در‌حالی است که براساس استاندارد پروازی، هواپیماهای سی ۱۳۰ بین ۶ تا ۸ سرنشین اعم از خلبان و کمک خلبان و مهندس و خدمه پروازی دارند و هلیکوپترهای بلک‌هاوک هم به ۲ تا ۴ نفر برای هدایت و تامین خود نیاز دارند.  
یعنی حتی اگر ترامپ، آن دو خلبان جنگنده ساقط‌شده آمریکایی را هم نجات داده باشد (که هنوز هیچ عکس و فیلمی از آنها ارائه نشده و حتی بنا بر بیانیه سنتکام، یکی از آنها مرده است) در واقع حداقل ۲۰ نفر خلبان و خدمه دیگر پروازی ارتش آمریکا را به بدترین وجه قربانی کرده است! و فاجعه‌ای دهشتناک‌تر از طبس سال ۱۳۵۹ برای ارتش ایالات متحده رقم زده است.  اگرچه اینک گفته شده ماموریت دو هواپیمای سی ۱۳۰ و هلیکوپترهای بلک‌هاوک، نجات دو خلبان نبوده و احتمالا عملیاتی گسترده‌تر مانند خارج‌ساختن اورانیوم غنی‌شده را برعهده داشتند! که در این صورت داخل هواپیماها و هلیکوپترهای ساقط و بمباران شده، ده‌ها کماندو و سرباز و تفنگدار حضور داشته‌اند که همگی در بمباران، سوخته و خاکستر شده‌اند!
در اینجا برخلاف همه فیلمنامه‌های هالیوودی، مانند صحرای طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، باز هم امدادهای الهی رسیدند و کار را یکسره کردند، آنچه که هیچ‌گاه به مخیله نویسندگان این‌گونه آثار راه پیدا نمی‌کند. 
این تفاوت واقعیت موجود و یکی از بلاهت‌آمیزترین سناریوهای اخیر آمریکا به‌قلم زنجیری‌ترین رئیس جمهوری تاریخ این کشور می‌تواند نگاه تازه‌تری را نسبت به فیلم‌های هالیوودی در جهان ایجاد کند تا کمی هم بازار این کارخانه توهم‌سازی تخته شود.
newsQrCode
برچسب ها: شکست
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها