داستان گمگشته ترین مرد ژرمن در سرزمین بی عاقبت اسکاتلند
شکی نیست که برتی فوگتس معروف و آلمانی و 56ساله ، بدترین شروع ممکن را در سمت سرمربی تیم ملی فوتبال اسکاتلند طی 7ماهی که کارش را در این کشور آغاز کرده داشته و این تیم در 7بازی نخستی که زیرنظر وی از اسفند 80تا مهر 1381برگزار کرد
کد خبر: ۱۵۴۸۷
، فقط یک برد به دست آورد که در برابر تیم فاقد ارزش هنگ کنگ بود. کار به جایی کشید که اسکاتلند در اواسط شهریور ماه درشروع کارش در مرحله انتخابی جام ملتهای اروپا 2004 در برابر تیم ضعیف جزایر فارو نیز به نتیجه ای بهتر از تساوی 2-2 نرسید و صدای همه را درآورد و اتحادیه فوتبال اسکاتلند بسیار مقاومت کرد که به همین جرم (!) وی را از کار برکنار نکرد. اکثر دست اندرکاران فوتبال اسکاتلند معتقدند که باید وقت بیشتری به فوگتس ، سرمربی سالهای 1990 تا 1998 تیم ملی آلمان داد تا بر کار مسلط شود و او هنوز نمی داند که با چه چیزی مواجه است . از این قبیل افراد می توان به مارتین اونیل ، مربی ایرلندی سلتیک گلاسکو اسکاتلند وتری بوچر اشاره کرد که سابقه بازی در گلاسکو رنجرز یعنی رقیب بزرگ سلتیک را دارد.تری بوچر که کاپیتان تیم ملی انگلیس نیز بوده است و یکی از اعضای تیم حایز رتبه چهارم جام جهانی 1990 بود، درباره فوگتس که اسکاتلند را در 7دیدار نخست تحت رهبری خود به سوی 5شکست ناخواسته رهنمون شد، می گوید: کار فوگتس به قدری سخت است که هیچ کس به او حسادتی نمی کند و نمی خواهد جای او باشد. من با او احساس همدردی زیادی می کنم و شاید بتوان گفت حرفه او سخت ترین شغل دنیاست . او و شاگردانش هنوز روی دور نیفتاده اند؛ ولی باید به خاطر داشت که انگلیس نیز شروع بسیار بدی در دور مقدماتی جام جهانی 2002داشت و ارجاعش به مرحله پلی اف و حتی حذفش قطعی به نظر می رسید. اما خود را جمع وجور کرد و به عنوان فاتح گروهش مستقیما بالا رفت . الان به فوگتس هم باید فرصت داد تا بتواند برنامه هایش را عملی کند. در تیم او بازیکنانی خوب و کاراکترهایی قوی حضور دارند و قاعدتا پس از مدتی ، دوباره روی دور خواهند افتاد. حسن موفقیت فوگتس در کارش این است که روی فوتبال باشگاهی اسکاتلند نیز اثر گذاشته و تیمهای لیگ و بازیکنان آن را نیز متحول خواهد کرد و فوتبال اسکاتلند را به جایگاه شایسته اش که از تصورات فعلی بسیار بالاتر است ، خواهد رساند. مارتین اونیل که دوسال و 5ماه پیش از لسترسیتی انگلیس به سلتیک رفت و این تیم را دوباره حاکم فوتبال اسکاتلند کرد، به مساله ای دیگر اشاره می کند. او می گوید اگر اسکاتلند طالب اوجگیری و رهایی از شرایط فعلی اش است ، باید قوانینی که تصریح می کنند تیمهای لیگ برتر این کشور حق دارند در هر بازی خود فقط از 2بازیکن رده سنی جوانان سود جویند و نه بیشتر تغییر یابد و این محدودیت از میان برود. اونیل می گوید: از ورود فوگتس به اسکاتلند حتی 9ماه نیز نمی گذرد، اما تقصیر تمام مسائلی را هم که از قبل وجود داشته به گردن او انداخته اند و کم مانده است او را بکشند. خوب ، اسکاتلند است دیگر و باید عادت کند! اما لازم است که خود اسکاتلندی ها به مسائل مهمی که مربوط به خودشان است ، توجه کنند و یکی از آنها قواعد بازدارنده حضور وسیع جوانان دربالاترین دسته لیگ کشور است . من مدتهاست با این قضیه مخالفم ؛ چون جلوی رشد فوتبال کشور را می گیرد و باید برچیده شود. البته نباید به این بازیکنان نیز بیهوده وبیش از حد لیاقتشان میدان داد؛ زیرا کسی که خوب باشد، تحت هرشرایطی هم خودش را نشان خواهد داد و اگر کسی بد باشد، با کمک و راهنمایی قوانین نیز پیشرفت نخواهد کرد. اما این که اجازه استفاده وسیع از بازیکنان خارجی در لیگهای اسکاتلند وجود دارد و در نقطه مقابل جلوی حضور گسترده رده های سنی امید را در این میادین گرفته اند، نشانه بی خردی است . خود من حاضر نیستم که به خاطر روحیه گرفتن جوانان نامزد حضور در تیم ملی اسکاتلند، آنها را در صورت ضعیف تر بودن نسبت به خارجی ها به میدان بفرستم . اما قواعد فعلی نیز کمکی نمی کند. برایان کوئین ، رئیس باشگاه سلتیک نیز معتقد است که به خاطر وظیفه و پستش ، ابتدا باید به منافع تیمش بیندیشد. او می گوید: در کل ما نیز در قبال فوتبال اسکاتلند مسوولیت و تعهد داریم ؛ اما وظیفه اول من این است که باید به منافع این تیم بیندیشم . ما هر کاری برای اعتلای فوتبال اسکاتلند از دستمان برآید، انجام می دهیم ؛ اما این کار در درجه اول جزو حوزه و وظایف اتحادیه فوتبال اسکاتلند و مربیان ملی است . اما در این میان ، خود فوگتس چه می گوید؛ باید گفت او تا هفته ها پس از تساوی غیرمنطقی با جزایر فارو، هنوز از شوک آن بیرون نیامده و در چنین فضایی تیمش را مهیای نبردهای بعدی می کرد. در این چارچوب ودرادامه رقابت های مقدماتی جام ملتهای اروپا 2004، اسکاتلند شنبه شب 20مهر در ریکیاویک با ایسلند روبه رو شد و پس از آن تساوی مشعشع با جزایر فارو، اسکاتلندی ها حق داشتند که از این بازی بسیار بترسند؛ زیرا ایسلند چند کلاس از جزایر فارو قویتر و پرسابقه تر است و سابقه انجام بازیهایی پایاپای با فرانسه در مرحله مقدماتی دوره قبلی یورو را نیز دارد. اسکاتلند می داند که پس از تساوی روز نخست با جزایر فارو، کارش برای صعود مستقیم از گروه پنجم انتخابی این جام سخت تر شده است . بخصوص که آلمان یعنی تیم ملی کشور زادگاه فوگتس نیز در این رقابت ها حاضر است و اسکاتلند باموقعیت فعلی اش ، شانس زیادی در مقابله با رقیبی که با کسب مقام نایب قهرمانی جام جهانی بار دیگر از نظر روحی اوج گرفته است ، نخواهد داشت و باید زیرورو شود تا در چنان مصافی نتیجه بگیرد. جالبتر این که فوگتس در بدو ورود به اسکاتلند بی خبر از همه جا و غافل از ضعف بنیان برافکن وپیش رونده در اردوی ملی این کشور، وعده داده بود که برای زخم زدن به هموطنانش آماده است و اسکاتلند را از معبر آلمان عبور خواهد داد. امروز که او تازه فهمیده دوروبرش چه خبر است واینک که هفته ها از توقف در برابر جزایر فارو می گذرد، وی می گوید: نمی فهمم چرا همه چیز این جوری شده است و اصلا سر در نمی آورم و آنچه ما در نیمه اول در مقابل جزایر فارو انجام دادیم ، اصلا فوتبال نبود. این مسائل اصلا قابل تحمل نیست واین را به خود بازیکنان نیز گفته ام . اشاره فوگتس به این نکته بود که جزایر فارو با همه کوچکی وبی سابقه بودنش به جهان فوتبال نیمه اول را 2 -0 از اسکاتلند برده و صرفا در نیمه دوم بود که شاگردان تنبل فوگتس دو گل زده و بازی را به تساوی کشانده بودند و معلوم نبود اگر برتری جزایر فارو محفوظ می ماند، چه روی می داد و چگونه درجامعه اسکاتلند همه چیز به هم می ریخت . پس از آن بازی و در اوج عصبانیت ، فوگتس دو سه بازیکن ملی پوش اسکاتلند را بیش از سایرین کوبیده و محکوم کرده بود که یکی از آنها دیوید ویر هافبک تیم بود. اما رسانه های اسکاتلند حملات فوگتس را به ویر و همتاهایش بیشتر یک پوشش بر ضعفهای اصلی وعمومی تیم و به قصد پنهان نگهداشتن آن دانسته و آن را نامنصفانه تلقی کرده بودند. همه این اتفاقات با آنچه دراواخر پاییز و اوایل زمستان سال 1380و در زمان پایه ریزی ورود فوگتس به اسکاتلند صورت می گرفت ، زمین تا آسمان تفاوت دارد. کریگ براون که پس از 8سال از پست سرمربیگری تیم ملی اسکاتلند کناره می گرفت ، اولین کسی بود که آمدن فوگتس را به جای خودش پیشنهاد کرد و روی این مساله پای فشرد و در آن زمان فوگتس یک منجی و اسکاتلند «آرمانشهر» او به حساب می آمد وهمه چیز نویدبخش و روشن بود. اینک در دل پاییز 2002او گمگشته ترین مرد در وادی بسیار سبز و زیبا، اما کاملا بی عاقبت و تحلیل رفته فوتبال اسکاتلند به شمار می آید و همان قدر که رویکرد انگلیس به اولین مربی خارجی اش اسون گوران اریکسون سوئدی بالنسبه موفق نشان داده ، رویکردی مشابه در کشور همسایه شمالی اش پاسخ رد دربر داشته است .