جام جم آنلاین – تراکتور فروپاشید. تیمی که میتواند مدعی شماره یک و بی رقیب فوتبال ایران باشد اسیر سلسله ضعفهایی شده است که این تیم را از درون از هم میپاشد. تراکتور باز هم در بزنگاه از هم پاشید. البته که با توجه به شرایط عجیب و غریبی که تراکتور برای رسیدن به عربستان پشت سر گذاشت و آن ۴۰ ساعتی که در راه بود مگر میتوانستیم نسبت به صعود تیم امیدوار بودیم؟ تراکتور آماده نبود و این ناآمادگی میتواند این پیش بینی را به وجود بیاورد که تیم ملی در جام جهانی ممکن است همین گونه باشد، ناآماده و ناکام در راه کسب نتیجه.
کوه اشتباهات تراکتوریها
اولین و شاید مهمترین عامل شکست سه بر صفر تراکتور مقابل شباب الاهلی و حذف آسیا اشتباهات فردی و تیمی در خطوط مختلف زمین است. تراکتور در این دیدار نشان داد که از نظر تمرکز و هماهنگی دچار ضعفهای جدی است. از خط دفاع گرفته تا خط حمله بازیکنان مرتکب اشتباهاتی شدند که کمر تیم را خم کرد. بازیکنی مثل شجاع خلیلزاده که به عنوان یک مدافع باتجربه شناخته میشود در چند صحنه جایگیریهای اشتباه داشت و نتوانست رهبری خط دفاع را به درستی انجام دهد. مهدی ترابی هم نه تنها عملکرد مؤثری خوبی نداشت بلکه حتی سایه خودش هم نبود.
تراکتور یک معضل ساختاری دارد.
از بیرو بعید بود
دومین نکته مهم درباره شکست سنگین تراکتور اخراج عجیب علیرضا بیرانوند در این دیدار بود. بیرانوند یکی از باتجربهترین دروازهبانهای فوتبال ایران است، بازیکنی که در جام جهانی بازی کرده و سالها در سطح اول فوتبال حضور داشته است. اما خیلی راحت اخراج شد. سردار آزمون ستاره ایرانی شباب هم عامل اخراج او بود.
اخراج بیرانوند نهتنها تیم را دهنفره کرد بلکه از نظر روانی نیز ضربه بزرگی به تراکتور وارد کرد. بازیکنی با این میزان تجربه و ادعا خطایی مرتکب شد که میتوانست خیلی هوشمندانهتر آن را جمع کند. بیرانوند هنوز نمیداند در لحظات حساس چگونه تصمیم بگیرد.
مارکو یوهانسون به عنوان دروازهبان جایگزین وارد میدان شد، اما عملکرد او فاجعهبار بود و سه گل دریافت کرد. البته نمیتوان تمام تقصیر را به گردن یک دروازهبان انداخت، اما واقعیت این است که یک گلر در سطح آسیایی باید بتواند در چنین شرایطی حداقل عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
اینکه چرا باشگاهها به سراغ دروازهبانهای خارجی بیکیفیت میروند، سوالی است که سالهاست در فوتبال ایران مطرح میشود. به جای سرمایهگذاری روی استعدادهای داخلی یا جذب بازیکنان باکیفیت برخی تیمها به گزینههایی روی میآورند که نهتنها کمکی به تیم نمیکنند بلکه در لحظات حساس به نقطه ضعف تبدیل میشوند. حضور یوهانسون در این بازی بهخوبی نشان داد که انتخابهای اشتباه مدیریتی چگونه میتواند به قیمت از دست رفتن اعتبار یک تیم تمام شود.
دفاع یا پنیر سوئیسی
شاید بتوان گفت بزرگترین مشکل تراکتور ساختار دفاعی متزلزل این تیم است. خط دفاعی تراکتور در این مسابقه چیزی شبیه به یک «پنیر سوئیسی» بود، پر از حفره و شکاف. مهاجمان شباب الاهلی بارها و بارها در موقعیتهای تک به تک قرار گرفتند و به راحتی به دروازه این تیم نزدیک شدند. این حجم از ناهماهنگی در خط دفاع کمر تراکتور را خم کرد.
حداقل وظیفه خط دفاعی این بود که فاصله خطوط خود را حفظ کند، پوششهای دفاعی مناسبی داشته باشد و در موقعیتهای حساس تمرکز خود را از دست ندهد. نه مدافعان میانی هماهنگ بودند نه مدافعان کناری وظایف خود را به درستی انجام میدادند و نه هافبکهای دفاعی توانستند از خط دفاع حمایت کنند.
حذف تراکتور از لیگ نخبگان آسیا نتیجه یک عامل خاص نبود، بلکه حاصل مجموعهای از اشتباهات فردی، ضعفهای مدیریتی و مشکلات ساختاری در تیم بود.
حال فوتبال ایران بد است. آن هم در حالی که جام جهانی در پیش است. ضعف باشگاهی همیشه روی تیم ملی تاثیر دارد. چه سرنوشتی در انتظار تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد بود؟