آمریکاییها تصور میکردند با تکیه بر پایگاههایشان در کشورهای حوزه خلیجفارس میتوانند معادلات جدیدی بسازند، اما پاسخ دندانشکن ایران و همه محور مقاومت بهخصوص مقاومت عراق و لبنان به تجاوز اخیر، همه معادلات آنها را برهم زد.
امروز، واشنگتن با یک واقعیت تلخ روبهروست: اینبار نه با ایران تنها، که با مجموعهای منسجمتر از جبهه مقاومت در عراق، یمن و لبنان مواجه است.جبههای که در میدان،حرف آخر رازده واجازه نداده دشمن به هیچیک ازاهدافش برسد. تحرکات و اقداماتی که مقاومت عراق در کنار حزبالله لبنان و انصارالله یمن از خود بروز دادند بار دیگر اثبات کرد که محور مقاومت میتواند مرزهای کارآمدی و بهرهوری در جنگ را کاملا جابهجا کند و خامبودن تصورات دشمن را بیس از پیش عیان سازد.
در چنین شرایطی، پایان جنگ دیگر به خواست آمریکا نیست. جمهوری اسلامی ایران آغازگر این نبرد نبود، اما اینبار پایان آن منوط به تحقق شروط اوست؛ شروطی که نه از سر ضعف، بلکه از موضع قدرت تعریف میشود.
ترامپ برای خروج از این بحران فقط باید بپذیرد که شکست خورده است. دولت آمریکا نمیتواند آنچه را در جنگ به دست نیاورده، پای میز مذاکره و از طریق تحمیل اراده بهدستآورد. اینبار، هیچ راهی جز کوتاهآمدن در برابر نیروی بهشدت منسجمشده مقاومت پیشروی آمریکا نیست.
ایران آتشبسی را میخواهد که منطقهای باشد، نه موقتی و تاکتیکی و قطعهقطعه، بلکه آتشبسی مبتنی بر آرایش جدید قدرت در منطقه و جهان که شبح جنگ را برای همیشه از سر تمام منطقه دور کند. همانگونه که رهبر شهید انقلاب پیشبینی کرده بودند، اگر جنگی در منطقه شروع شود، منطقهای خواهد شد و حالا هم پایان آن باید منطقهای باشد و این تنها با شروط تهران رقم خواهد خورد.جمهوری اسلامی ایران بهخوبی نشان داده با وجود فقدان خسارتبار قائد امت، شهید امام خامنهای، توان بههمزدن محاسبات را دارد، چراکه نظامی است با اتکا به اراده و توان ملت و هماهنگی بیسابقه جبهه مقاومت. تنندادن آمریکا به شروط ایران برای آتشبس دائمی فقط هزینه تجاوزش را برای او و شهروندان آمریکایی و متحدانش سنگینتر خواهد کرد، به گونهای که دیگر کسی جرات و جسارت ماجراجویی علیه ایران را نداشته باشد.