سلاح روایت

بازنمایی هویت انقلاب به پیام رسانه‌ای

انقلاب اسلامی، از همان لحظه‌های نخستین تکوینش، بیش از آن‌که یک رخداد سیاسی صرف باشد، «رخدادی معنوی» بود. رخدادی که از دل ایمان برآمد و با خون شهیدان، آبیاری شد.
ارزش‌هایش ــ استقلال، آزادی معنوی، عدالت، کرامت انسانی، مقاومت در برابر طاغوت ــ ریشه در وحی داشتند و میوه‌اش را در خاک تاریخ می‌دادند. این ارزش‌ها، «حقایق زنده»‌ای بودند که در کوچه و بازار، در جبهه و دانشگاه، نفس می‌کشیدند. اما دنیای امروز، دنیای «تصویر» است. دنیایی که در آن، حقیقت، اگر در قالب روایتی جذاب و تصویری بسته‌بندی نگردد، گم می‌شود و خاموش. رسانه، زبان این دنیاست. زبانی که هم می‌تواند ترجمان آن نور باشد و هم می‌تواند پرده‌ای ضخیم بر روی آن بیفکند.
انقلاب اسلامی، از همان لحظه‌های نخستین تکوینش، بیش از آن‌که یک رخداد سیاسی صرف باشد، «رخدادی معنوی» بود. رخدادی که از دل ایمان برآمد و با خون شهیدان، آبیاری شد. ارزش‌هایش ــ استقلال، آزادی معنوی، عدالت، کرامت انسانی، مقاومت در برابر طاغوت ــ ریشه در وحی داشتند و میوه‌اش را در خاک تاریخ می‌دادند. این ارزش‌ها، «حقایق زنده»‌ای بودند که در کوچه و بازار، در جبهه و دانشگاه، نفس می‌کشیدند. اما دنیای امروز، دنیای «تصویر» است. دنیایی که در آن، حقیقت، اگر در قالب روایتی جذاب و تصویری بسته‌بندی نگردد، گم می‌شود و خاموش. رسانه، زبان این دنیاست. زبانی که هم می‌تواند ترجمان آن نور باشد و هم می‌تواند پرده‌ای ضخیم بر روی آن بیفکند.
کد خبر: ۱۵۴۸۳۹۸
نویسنده حامد حجتی- مدیر کل پژوهش‌های اسلامی صداوسیما

در دهه‌های نخستین انقلاب، «جهاد» عمدتا در میدان‌های نبرد مسلحانه و سازندگی‌های فیزیکی معنا می‌یافت. اما به تعبیر شهید آوینی، با پایان جنگ تحمیلی، «جبهه جدیدی» گشوده شد: جبهه فرهنگ و رسانه. او در مقاله‌ای درخشان با عنوان «توسعه و مبانی تمدن غرب» هشدار می‌دهد که خطرناک‌ترین تهاجم، تهاجم فرهنگی است، زیرا هویت یک ملت را نشانه می‌رود. امروز، این جبهه، گسترده‌تر و پیچیده‌تر شده است. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، همگی عرصه‌هایی هستند که در آن، «روایت» از انقلاب و هویتش شکل می‌گیرد، می‌رود، می‌آید و گاه تحریف می‌شود.
مسأله اینجاست که ما، گاه در مواجهه با این عرصه، دچار دو آفت بزرگ شده‌ایم: یا با دیده افراطی «ابزارانگاری» به رسانه نگریسته‌ایم و گمان کرده‌ایم صرف انتقال خشک و بی‌روح شعار‌ها و داده‌های تاریخی کافی است؛ یا دچار آفت «تقلید» شده‌ایم و قالب‌ها و زبان رسانه‌های بیگانه را ــ که برآمده از فلسفه‌ای مادی و سکولار است ــ برای بیان محتوایی الهی و انقلابی به کار گرفته‌ایم. این است که گاه پیام ما درست به مقصد نمی‌رسد. گویی کسی بخواهد قرآن را با نت‌های موسیقی غربی بخواند؛ ممکن است آهنگی زیبا بسازد، اما روح کلام گم می‌شود.
ارزش‌های انقلاب، «متن اصلی» ما هستند. زبان رسانه‌های امروز ــ اعم از سنتی و دیجیتال ــ «زبان مقصد» است. کار ما، ترجمه آن متن غنی و ناب به زبانی است که نسل امروز و فردا، با آن سخن می‌گویند و می‌اندیشند. اما این کار بسیار خطیر و مهم است. وقتی از «ایثار» شهید، فقط یک تصویر دراماتیک و احساس‌برانگیز می‌سازیم، اما از «عقیده» و «ایمان» راسخ او که منشأ آن ایثار بود غافل می‌شویم، درواقع ما شهید را به یک «قهرمان اکشن» تقلیل داده‌ایم. اینجاست که باید به یاد آوریم فرمایش امام‌خمینی (ره) که انقلاب ما را «انقلاب معنوی» خواندند و شهید آوینی که در مجموعه «رستاخیز شهید» تأکید می‌کند: «شهید، محصول نهایی تربیت اسلامی است.» بنابراین، بازنمایی رسانه‌ای، باید بتواند آن «معنویت» و آن «تربیت» را منتقل کند، نه صرفا «حادثه» را.
در دنیای مدرن، «روایت» (Narrative) جای «ایدئولوژی» خشک و جزمی را گرفته است. مردم، به‌ویژه نسل جوان، کمتر مجذوب بیانیه‌های سیاسی می‌شوند، اما با داستان‌ها و روایت‌های اصیل و باورپذیر، ارتباط برقرار می‌کنند. انقلاب اسلامی و به‌ویژه هشت سال دفاع مقدس، سرشار از روایت‌های ناب و انسانی است. این روایت‌ها، «خانه‌های حقیقت» هستند. رسانه، معمار این خانه‌هاست. معماری این خانه، اصولی دارد. اصل اول، «اصالت» است. روایت باید ریشه در واقعیت داشته باشد، نه ساخته ذهن تخیل‌پردازی که تنها در پی جذب مخاطب است. اصل دوم، «تناسب» است. قالب روایت ــ خواه فیلم کوتاه باشد، خواه پست اینستاگرامی، خواه مستند بلند ــ باید با محتوایش تناسب داشته باشد. نمی‌توان عمق فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه را در یک «استوری» ۱۵ثانیه‌ای نشان داد. اصل سوم، «هنر» است. اثر رسانه‌ای، باید از جنس «هنر متعهد» باشد؛ هنری که در خدمت حقیقت است، نه در خدمت بازار و جلب نظر. همان‌گونه که آوینی در کتاب «آینه جادو» می‌گوید، سینمای حقیقی، سینمایی است که بتواند «رابطه ظاهر و باطن عالم» را نشان دهد.
هیچ هویتی در خلأ شکل نمی‌گیرد. هویت انقلاب اسلامی نیز در تقابل و تعامل با «دیگری» تعریف‌شده است: استکبار جهانی، صهیونیسم، لیبرالیسم و بنیادگرایی تحریف‌شده. روایت‌رسانی ما نیز ناگزیر از این تقابل است. اما هوشمندی در اینجاست که این تقابل، به «دیگرسازی» افراطی و خصومت‌آفرینی کور منجر نشود. روایت ما باید بتواند ضمن افشای ماهیت استکبار، کرامت و عقلانیت انقلاب را نیز به نمایش بگذارد. باید بتواند نشان دهد که مقاومت ما، نه از روی تعصب کور، که از روی آگاهی و برای دفاع از حق است. اینجاست که نقش «مستند» و «تحلیل» پررنگ می‌شود. همان‌گونه که مجموعه مستند «روایت فتح» به کارگردانی شهید آوینی، نه‌فقط عملیات‌های نظامی، که «روح حاکم بر جبهه» را روایت می‌کرد و در تقابل با روایت دشمن، تصویری حقیقی و باشکوه ارائه می‌داد.
این نوشته بر آن است تا یادآوری کند که دفاع از انقلاب و ارزش‌هایش، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند «سلاح روایت» است. روایتی که از سر صدق باشد، با هنر درآمیخته باشد و از عمق ایمان و معرفت بجوشد. باید اعتراف کرد این مسیر، پر از خطر و پیچیدگی است. اما همان‌گونه که نور خورشید، وقتی از منشور می‌گذرد، به رنگین‌کمانی از رنگ‌ها تجزیه می‌شود، حقیقت انقلاب نیز باید بتواند در منشور روایت، جلوه‌های متنوع و زیبای خود را بیابد، بی‌آن‌که ماهیت نورانی‌اش خدشه‌دار شود. این، هنر بازآفرینی ارزش به روایت است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها