اربعین تو، آقای من

چگونه نیستی؟ نه! لعنت خدا بر شیطان  توچه جوری نیستی؟ 
کد خبر: ۱۵۴۸۲۵۶
نویسنده احمد میراحسان

چگونه نیستی؟
نه! لعنت خدا بر شیطان 
توچه جوری نیستی؟ 

☆☆☆☆☆
ناگهان امروز 
از بی تویی پریشانم 
پریشانم
پریشان 

☆☆☆☆☆ 
تو هستی‌
می‌روی، می‌آیی 
سخن می‌گویی 
ونگاه می‌کنی 
نگاه می‌کنی
 در شکوفه‌های انبوه درخت آلوچه 
در بهارنارنج‌ها هستی 
درباد هستی 
در پرنده‌ای که پیش از طلوع آفتاب 
بر شیشه پنجره نوک می‌زند 
در نان گرم و امید ما می‌وزی 
چگونه نیستی؟

☆☆☆☆☆
در دلم 
با چفیه و انگشت سلیمانی و
انگشتری عقیق
 با نقش نگار ان معی ربی 
در دلم 
تو آن صدا صدا صدایی 
صدای ایستادگی 
صدای صخره‌ای رو به دربا 
و سیلی بر صورت بی سیرت ابلیس 
هستی 
هستی 

☆☆☆☆☆
پساوایی 
در دهلیز بطن دمبرگ نرگس 
به نماز می‌ایستی در دلم 
نگاه می‌کنی در دلم 
قرآنی صبحگاهی تلاوت می‌کنی 
برصندلی ایرانی نشسته‌ای 
میز چوبی و ترمه
جاجیم ساده آبی و سفید 
همیشه بوی نوروز و عاشورایی
بی گسست.

☆☆☆☆☆ 
لبخندی به سوی ماه
در تاریکترین شب زمینی

معمای سحرگاهی
رهروی و راه بر
نازنین سرزمینی و
شراب صافی یک اربعینی

☆☆☆☆☆ 
درونی روشن از غیب و
 چراغی
در بر آن دلبر خلوت نشینی 
تو هم میخانه، هم می‌هم خود
 مآل خویش می‌دانی و 
هم خود پیش بین خویشی و
پیشگوی آل خویشی
حافظی و مولانا و سعدی و فردوسی
بی گسست

☆☆☆☆☆
با دستانت 
کشتزار‌ها به رقص می‌آیند 
باران‌ها بر ما می‌بارند 
و ما مجمع الجزایر روُیا‌های فرشتگانیم

☆☆☆☆☆
عبای تو 
یا غیاث المستغیثین 
قبای تو شهادت 
ردای تو استجابت بود 

☆☆☆☆☆
نگاه کن 
نگاه کن
این همان مردم مبعوث هستند 
مادری با لبخند منتظر ۸ شهیدش 
می‌گوید:
دیر کردند قرار بود دیروز بیایند؛ و لبخند می‌زند 
ما تسلیم نمی‌خواهیم 
تسلیم خواهان را از خود می‌رانیم 

☆☆☆☆☆
چگونه 
درخت دستانت 
درین دهم رمضان 
درین زمستان جهان
شکوفه باران است
 
☆☆☆☆
دختری جوان ضجه ضجه، ضجه
حالا چه کنم که او را دیر شناختم‌
می‌گفت شما مرا می‌بینید دوست دارید 
من 
شمارا ندیده دوست دارم؛ و ضجه ضجه ضجه 

☆☆☆☆☆
دوسوی سپاس 
خداست 
ترا می‌موید 
خدا را می‌ستاید 
مویرگان شنوایی
شریان‌های بینایی 

☆☆☆☆☆
مردی می‌گوید: 
حرف را آقا تمام کرد:
ما داریم می‌رویم 
 به قله دماوند‌
می‌شود دشواری نباشد؟
درد نباشد 
باد و بوران نباشد. 
اما ما می‌رویم 
می‌رویم 
می‌رویم 

 کژراهه‌های گریز 
منحنی واژگان به سوی هیچ 
گدار رخ داد بی قلب 
همه این‌ها دور کردی از ما
و ما از مرداب‌ها
به سمت ستیغ سپیده
 رهسپار شدیم باتو
 
☆☆☆☆☆
مادری جوان، مادر عاشورایی 
که حتی سر بریده فرزندش را 
هم نمی‌طلبد 
مادر شهیدی ۵ ساله. 
شهیدی ۱۱ ساله
که فریاد می‌زند:
 فرزندانم با صورت متلاشی، به کنار 
ما منتقم خون امام شهیدیم 
نگران نجوای سازش و شیطان 

☆☆☆☆☆☆
این دلیری را زنان 
از کدام چشمه 
نیوشیدند
ملکوت بانوی آسمان و آب را؟

آوا در رگان تو بود جوشید
فوران کهکشان راه شیری 
جاری شد 
وجاری شد 
در جهان 
جان فاطمی زنان خیابان جمهوری 
در اربعین سوگ تو؛ و بانویی پریشان گیسو 
 آه و اندوه مو به مو:
اینهمه پلاتفرم 
اینهمه شبکه
اینهمه همه دروغ بر او باراندند 
اینهمه مظلومیت ...
آقا بود 
برایم بابا بود
علی کوفه، همان سایه‌ی مولا بود 
برسرما.
خودش می‌گفت 
شهادت کار رندان است 
حالا ما چه کنیم‌ای رند جانسوز؟

☆☆☆☆☆
و مردم بلد شدند چه کنند
برانگیخته شدند و 
رندان عاشقان در خیابان‌ها 
روان شدند 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها