با سیما تیرانداز و راهی که به حلقه سبز رسید
سرسخت مثل گلبهار
سیما تیرانداز در دنیای تئاتر، چهره ای شناخته شده است. او نمایشنامه نویس خوبی است. با شور و هیجان روی صحنه بازی
کد خبر: ۱۵۴۷۳۶
و تماشاگران را با خود همراه می کند و البته کارگردان قابلی هم به شمار می آید.
حضور تیرانداز با سابقه ای که از او ذکر شد در سینما و تلویزیون غنیمتی است. آنها که به سینما علاقه مندند بازی او را در فیلم «بانو» به کارگردانی داریوش مهرجویی به خاطر دارند هرچند این بازیگر پیش از بانو در فیلم «هامون» با مهرجویی کار کرده بود و باز هم پیشتر از آن در فیلم «سایه های هجوم» به ایفای نقش پرداخته بود. سال گذشته این بازیگر پس از چند سال فاصله گرفتن از سینما در فیلم «پاداش سکوت» بازی کرد و نشان داد آمادگی دارد که بار دیگر در سینما و تلویزیون حضور پیدا کند. اکنون تیرانداز سریال «حلقه سبز» را در حال پخش از شبکه 3 سیما دارد. این حضور باعث شد با او به گفتگو بنشینیم :
پیش از این که با حاتمی کیا کار کنید، چقدر مخاطب کارهای او بودید؛ به عنوان یک مخاطب کارهایش را دنبال می کردم ، اما به عنوان یک بازیگر همیشه دوست داشتم با ایشان کار کنم.
این مساله ای که به آن اشاره کردید، در واقع یک جور خواسته یا بهتر است بگویم یک آرزو برای بیشتر بازیگران است. فکر می کنید بزرگترین دلیل این خواسته چه چیزی می تواند باشد؛ حاتمی کیا یک کارگردان حرفه ای است که از این نظر کاملا قابل اعتماد است ، ضمن این که او همیشه حرف های خوبی در سینما زده است ؛ حرف هایی که تازگی و جسارت خاصی را هم در بر داشته است. این را هم اضافه کنم که همه بازیگران به هر حال مایلند با کارگردان های مطرح کار کنند.
شما کار ایشان را از چه جهت می پسندید؛ در واقع نوع نگاه شما به این کارگردان از چه زاویه ای است؛ نوع نگاه ایشان را به مسائل مختلف بسیار می پسندم. نگاه خاصی به مسائل جامعه و آدم های آن دارند.
فیلم خاص حاتمی کیا از نظر شما؛ «آژانس شیشه ای» را خیلی دوست دارم ، چون ترکیب درستی به لحاظ قصه و ساختار داشت. به هر حال این فیلم خیلی به دلم نشست.
چه شد که گلبهار حلقه سبز شدید؛ ابتدا از طرف حبیب رضایی ، بازیگردان کار برای بازی در این مجموعه دعوت شدم که به دلیل مسافرتی که در پیش داشتم نتوانستم بپذیرم ، تا این که ساخت این مجموعه بنا به دلایلی عقب افتاد و در نهایت قسمت من بود که ایفاگر این نقش شوم.
بازی در این مجموعه برای شما یک اتفاق بود یا یک جور خوش شانسی؛ در این مورد بیشتر شانس با من یار بوده است ، آن هم از این نظر که حاتمی کیا به عنوان کارگردان تشخیص داده است که من گزینه مناسب تری برای این نقش هستم.
چه وجه اشتراکی میان سیما تیرانداز و گلبهار حلقه سبز وجود دارد؛
خیلی از خصوصیات گلبهار مثل خودم است.
مثل چی؛ او یک سرسختی هایی دارد که من هم دارم و در عین حال یک دلرحمی و مهربانی ای که من هم با آن بیگانه نیستم. فکر می کنم همه ما مجموعه ای از برخی خصوصیات رفتاری و روحی هستیم. حالا یکی کمتر و یکی بیشتر.
سعی کردید کدام وجه از شخصیت گلبهار را به نمایش بگذارید و آن را بیرون بکشید و به مخاطبتان القا کنید؛ سرسختی یا دلرحم بودنش را؛ شاید مهربانی و دلرحمی اش را، چون تمام ذهنیتم در مورد نقش این بود که کمک کردن او را به آدم های اطرافش نشان دهم. گلبهار بشدت دوست دارد به آدم های دور و برش کمک کند. نشان دادن این وجه از شخصیت او برایم مهمتر و دلپذیرتر بود.
فکر می کنید در این زمینه موفق شده اید؛ به طور قطع نمی توانم جواب دهم ، چرا که عوامل دیگری هم در کنار بازی من قرار می گیرند، از بازی بازیگران دیگر گرفته تا مونتاژ و حتی نوع تصویربرداری. همه اینها مسائلی هستند که به من در نزدیک شدن به نقشم کمک می کنند. به هر حال من سعی خودم را کردم.
وقتی بازی در این مجموعه به شما پیشنهاد شد، فیلمنامه آماده بود؛ بله ، البته بجز 2قسمت آخر که در طول کار نوشته شد و به پایان رسید.
قصه حلقه سبز را چقدر دوست داشتید؛ زیاد. قصه تازه و متفاوتی داشت.
چقدر خودتان به مسائل متافیزیکی و دنیای ارواح اعتقاد دارید؛ خودم به این مسائل علاقه خاصی دارم و موضوعی است که برایم بسیار جذاب است ، ضمن این که بنا به ضرورت شغلی که دارم سعی می کنم از همه حیطه ها اطلاعاتی داشته باشم تا بتوانم در موارد ضروری از آن بهره بگیرم. روح هم چیزی است که در قرآن به آن اشاره شده است. به هر حال با این مساله چندان بیگانه نبودم.
مدتی است که توجه خاصی به این مقوله به خصوص در تلویزیون شده و کارهای زیادی در این زمینه دیده می شود. ضرورت ساخت این نوع کارها را چگونه ارزیابی می کنید؛ این مساله برمی گردد به سیاست های تلویزیون که در یک موقعیتی بتواند موضوعات جدید را مطرح کند، آن هم در قالب سریال. مگر ما در جهان کلا چند قصه و روایت داریم که بتوانیم در مورد آنها سریال یا فیلم بسازیم .موضوعات محدود و یکسان هستند و این طرز نگاه و ساختار است که کارها را از یکدیگر متفاوت می کند؛ بنابراین با ساخت این نوع مجموعه ها مخالف نیستم و فکر می کنم مخاطب هم توانسته با آن ارتباط برقرار کند.
ضعف ما در خصوص کارهای متافیزیکی چیست؛ بیشتر به لحاظ تکنیکی ضعف داریم و باید از این نظر کارهایمان را تقویت کنیم.
می گویند حاتمی کیا، کارگردان سختگیری است. حساسیت و وسواس او را در طول کار چقدر احساس کردید؛ ایشان نسبت به همه چیز حساسیت و وسواس داشتند و سختگیر بودند، حتی نسبت به نور و زاویه دوربین ؛ اما این سختگیری را دوست داشتم و برایم شیرین بود، چرا که باعث رشد و تقویت بازی ام می شد.
کارگردان این مجموعه در جایی گفتند شخصیت های حلقه سبز لایه های پنهان طنز دارند. شما این مساله را قبول دارید؛ بله ، قبول دارم ، چون فیلمنامه را خواندم و بازیش کردم.
آیا گلبهار هم این لایه پنهان طنز را داشت؛ بله ، قطعا داشت.
بیشتر کجاها و از چه جهت؛ ببینید، بعضی از موقعیت ها ناخودآگاه طنز را به وجود می آورند. در گلبهار هم این مساله به لحاظ موقعیت و کاراکتر وجود داشت ؛ مثلا در زندگی عادی ما خیلی هم جدی راه نمی رویم . گاهی ممکن است بخوریم زمین یا با چیزی برخورد کنیم که همه اینها موجب به وجود آمدن موقعیت های طنز می شوند. پس لایه های پنهان طنز در این کار هم وجود داشته است.
اما گلبهار را بیشتر آشفته و مضطرب می بینیم. او به هیچ وجه رفتار طنزگونه و حتی آرامی ندارد؛ بله. او این ویژگی ها را هم دارد، چون به هر حال دیدن یک روح برای آدم اتفاقی معمولی نیست و هرگز نمی توان نسبت به دیدن یک روح که حرف هم می زند ساده و خونسرد رفتار کرد. ناخودآگاه اضطراب به وجود می آید که گلبهار هم از این مساله مستثنا نیست.
بازی در مقابل حمید فرخ نژاد با آن نقش خاصی که داشت چطور تجربه ای بود؛ خیلی خوب بود. ایشان بشدت در قالب نقش شان فرورفته بودند و بخوبی از عهده این کار برآمدند.
به عنوان نقش مقابل فرخ نژاد، توانستید ابتدا با گریم خاص او ارتباط برقرار کنید؛ بله. به نظرم گریم ایشان بسیار درست و دقیق انجام شده بود و محمد قومی به عنوان گریمور، یکی از بهترین گریم هایش را در این کار انجام داده بود. در نهایت به آن چیزی که حاتمی کیا می خواست نزدیک شده بود.
حدود یک سال با این نقش درگیر بودید. در طول کار از گلبهار خسته نمی شدید؛ خیر، به هیچ وجه و به جرات می توانم بگویم تا لحظه های آخر کار درست مثل همان روز اول انرژی و انگیزه برای کارم داشتم و در طول این یک سال هم به عنوان بازیگر نقش گلبهار در این مجموعه لذت خودم را بردم و تجربه هایی را هم که به دنبالش بودم و نیازمندشان بودم ، کسب کردم.
بزرگترین تجربه ای که کسب کردید چه بود؛ بزرگترین تجربه و درس را از خود حاتمی کیا گرفتم. این که به همه چیز ساده نگاه نکنم و ساده از کنار هر چیزی رد نشوم.
در پرونده حرفه ای تان به حلقه سبز چطور نگاه می کنید؛ با افتخار به آن نگاه خواهم کرد، چون با امضای کارگردان صاحب نامی است ؛ البته این را هم باید اضافه کنم که بازی در این کار مسوولیت زیادی را هم برای من به دنبال داشته است ، چون من در طول مدتی که سر این کار بودم به سختگیری های حاتمی کیا عادت کردم که حالا این سختگیری ها باعث شده حتی نسبت به خودم هم سختگیرتر شوم.
شما جزو بازیگرانی هستید که با وسواس به سمت یک کار می روید. این وسواس و حساسیت در انتخاب کارهایتان چقدر موفقیت شما را تضمین کرده است؛ به جرات می توانم بگویم همیشه هم این وسواس خوب نیست ، چون گاهی پیش آمده کاری انجام ندادم ولی بعد پشیمان شدم. در نهایت بهتر از آن چیزی شده که فکر می کردم.
می توانید اشاره کنید که چه کارهایی بودند؛
خیر. تجربه ای بودند که گذشته است ؛ اما چون ما بازیگر هستیم و باید دیده شویم نباید حساسیت و وسواسی بیش از حد داشته باشیم ؛ البته دیده شدن زیاد هم یک سری معایب و محاسن دارد.
نقش خوب و ایده آل از نظر شما چه معیارهایی دارد؛
نقش خوب ، یعنی نقشی که به بازیگر فرصت بدهد تمام توانایی هایش را به معرض نمایش بگذارد. در واقع نقشی که بازیگر به واسطه آن بتواند قدرتش را به رخ بکشد و تجربه متفاوتی را هم کسب کند.
سیما تیرانداز تا به حال نقش ایده آلش را بازی کرده است؛ نمی دانم ، شاید. نقش هایم در فیلم پاداش سکوت و حلقه سبز تا حدودی به ایده آل هایم نزدیک بوده اند و فکر می کنم این نقش ها برایم چنین ویژگی هایی داشته اند.
سیما تیرانداز را به واسطه حضورش در تئاتر بیشتر می شناسند. اساسا چه تفاوتی میان بازی در تئاتر، سینما و تلویزیون قائل هستید؛ بازی در این زمینه ها فرق چندانی با یکدیگر ندارند و تنها تفاوتشان به لحاظ تکنیک است وگرنه در اصل با هم مشترکند. در تئاتر بازی ها ناب تر و قوی تر است ، آن هم به دلیل فضای خاص و ارتباط مستقیمی که با مخاطب دارد.
احساس می کنم به تئاتر وابسته تر هستید؛ بله ، چون بازی در تئاتر روان تر و نرم تر است و تداوم حس در آن وجود دارد، برعکس کارهای تصویری که دائم صحنه ها عوض می شوند بنابراین بازیگر نمی تواند یا مشکل تر می تواند آن یکدستی را در بازی اش به وجود آورد.
پس معتقدید بازی های تصویری ضربه پذیرترند، درست است؛ بله. به هر حال این ضربه در کارهای تصویری وجود دارد که البته به مدد مونتاژ و تدوین بسیاری از اشکالات و ضعف ها از میان می رود. یک تدوین خوب بشدت روی نشان دادن بازی بازیگران اثر دارد. بازیگری که مقابل دوربین می ایستد و ایفای نقش می کند درست مثل شیر آبی می ماند که دائم باز و بسته می شود و وقتی هم باز می شود باید تا آخر باز شود و هرگز نمی شود از آن قطره قطره آب بیاید.
می گویند شما بیشتر تکنیکی بازی می کنید تا حسی. شاید به این علت است که شما بیشتر یک بازیگر تئاتری هستید تا تلویزیونی و سینمایی و از این نظر از قواعد بازی در تئاتر به گونه ای وام گرفته اید. این مساله را قبول دارید یا آن را رد می کنید؛ خیر. به هیچ وجه قبول ندارم و معتقدم بعکس خیلی هم حسی بازی می کنم ، چون همیشه بازی تکنیکی برایم آزاردهنده و خسته کننده بوده است.
پس بهتر است بگویم بازی های شما وام گرفته از حس و تکنیک هستند. بله ، با این نظر موافق هستم ، چراکه اصول بازیگری همین است ؛ ترکیب حس و تکنیک ، البته بعضی ها تکنیک شان قوی تر است و بعضی ها حس شان.
زمانی که مقابل دوربین قرار می گیرید بیشترین مساله ای که برایتان دغدغه ایجاد می کند، چیست؛ در این موقعیت بیشتر درگیر بازی ام می شوم و سعی می کنم کارم را درست انجام بدهم.
درست انجام دادن به چه معنی؛ این که هستم را از هر لحاظ بتوانم باور کنم ، چون اگر این اتفاق نیفتد به طور قطع مخاطبم هم من را باور نخواهد کرد و با من همراه نخواهد شد.
خانم تیرانداز، نقدهایی که در مورد بازی و کارهایتان می شود چقدر برایتان اهمیت دارند؛ اگر نقدهای منصفانه ای باشند خیلی ، ولی بیشتر نقدهای ما با غرض ورزی همراه است و نقد تکنیکی بسیار کم داریم . بیشتر نقدها یک نظر شخصی است تا نقد حرفه ای . نقد واقعی ، نقدی است که هم حسن ها را بگوید و هم معایب را، به هر حال اگر حرفه ای و منصفانه باشند برایم جای تامل دارند.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؛ در تله فیلم «چابهار» به کارگردانی محمدرضا اعلامی بازی می کنم که ترجیح می دهم فعلا در خصوص نقشم حرفی نزنم.
راستی نگفتید چرا به سختی مصاحبه می کنید؛ بعضی از خبرنگاران واقعا کم لطف هستند، مثلا چند وقت پیش خبرنگاری به اسم یکی از روزنامه های مطرح با من مصاحبه کرد اما آن گفتگو در جای دیگری (یک مجله گمنام) چاپ شد که به نظرم این کار یک جور خیانت است بنابراین همین افراد باعث می شوند آدم نسبت به بقیه هم بی اعتماد شود.
سیما تیرانداز به چه چیزی احتیاج دارد که به دنبال آن است؛ تجربه.