«زندگی را برایم جهنم کرده اید» گلایه های یک ایدزی از مردم ایران

یازده بار آزمایش دادم تا باورم شد"اچ آی وی" مثبت هستم،باورش سخت بود، سخت.
کد خبر: ۱۵۴۵۱۸

محسن سال دارد و به اندازه یک آدم هفتاد ساله تجربههای عجیب و غریب.
او مدیر یک مرکز ترک اعتیاد است و میگوید چهار سال است از بیماریاش خبر دارد و حالا دیگر با آن کنار آمده است.
اماوقتی خواست ازجامعه و شرایط اجتماعی حرف بزند، ناخودآگاه گفت: "جهنم جامعه".
محسن ازنگاهمنفی جامعه نسبت به بیماران مبتلا به "اچآی وی" مثبت گلهمند و ازاین ناراحت است که چرا باید به این بیماران به عنوانیک مجرم نگاه میشود، در حالی که ایدز بیمار خود را انتخاب نمیکند.
وی حتی نگاه افراد تحصیلکرده جامعه را نسبت به این موضوع منفی میداند و می گوید همین الان که با شما حرف میزنم لثهام مشکل دارد و هیچ دندانپزشکی حاضر نیست مداوایم کند.
"وقتی پزشک اینگونه برخورد میکند، چهتوقعی میتوان از دیگران داشت. وقتی فرهیختگان جامعه فردی را به جرم ابتلا به ایدز از خود میرانند، فکر میکنید چه صفتی میتوانم به اجتماع نسبت دهم."
محسن هیچجا آرامش ندارد، ادامهمیدهد اگر در مورد بیماریام نگویم مشکلی نیست ولی به محض اینکه میفهمند رفتارشان تغییر میکند.
"مثلا چند وقت پیش سمیناری بود درباره مواد مخدر و ترک اعتیاد، وقتی به عنوان کسی که چهار سال از اعتیاد پاک مانده است به جایگاه رفتم تشویق شدم ولی به محض اینکه گفتم "اچ آی وی" مثبت هستم نگاهها سنگین شد،آنقدر سنگین که رشته کلام را گم کردم."
از محسن درباره معیشت زندگی و هزینه درمانش میپرسم ، میگوید: دیگر به اینبیماری عادت کردم وخودم را با مرکز ترک اعتیاد و مراجعهکنندگانش سرگرم میکنم و خوشبختانه هزینه دارو نیز رایگان است.
"از مسوولان هیچ توقعی مادی ندارم فقط از آنها خواهشی دارم که به جامعه بگویند "اچآی وی" مثبت یک بیماری مانند سایر بیماریها است که باید تحت درمان قرار گیرد." "نادر م" یکی دیگر از قربانیان بیماری ایدز است و میگوید که وقتی از بیماریاش خبردار شده نمیتوانست به همسرش در اینباره چیزی بگوید.
وی چندین بار اقدام بهخودکشی کرده ، ولی هر بار زنش وی را نجات داد.
او که مدرک تکنسین پرستاری دارد و با علاقه در ساختمان کوچکی گروهی را جمع کرده تا به معتادان مشاوره دهد و تلاش میکند جامعه را آگاه کند که"اچ آی وی" مثبت انگ نیست، بیماری است.
"مینا ر" ساله که از طریق شوهرش به اچ آی وی مثبت مبتلا شده، میگوید:
یک معتاد تزریقی را دیگر نمیشد کاری کرد ، چند بار هم به زندان افتاد و بالاخره تزریقی شد.
"آزاد که شد چند بار خواستم ترکش بدهم ولی بینتیجه بود. دوتابچه داشتم و روی آنها تاثیر منفی میگذاشت و طلاق گرفتم.
وی ادامه داد: سه سال پیش ، یک روز مادرم برای اهدای خون به یکی از مراکز انتقال خون میرفت که همراهش شد م. ولی نمیدانم چه شد که من هم خون اهدا کردم.
"آنجا فهمیدم چه اتفاقی برایم افتاده استو در حالیکه دیر شده بود و نمی - توانستم کاری کنم."
مینا در حالحاضر در یکی از انجمنهای غیردولتی در رابطه با ایدز فعالیت میکند و میخواهد تا وقتی که زنده است برای مبارزه با آن از هیچ کوششی دریغ نکند.
شاید همه ما در میان اقوام، دوستان ، آشنایان و... افرادی مثل محسن ، نادر، مینا و... داشته و یا ماجرای ابتلا شدن به اچآی وی مثبت را شنیده باشیم.
افرادی کهناخودآگاهقربانی این بیماری مهلک شدند و راهگریزی ازآن ندارند و مجبورند تحت درمان به صورت علنی و یا پنهانی قرار گیرند.
شاید دیده یا شنیده باشید که برخی از این افراد وضعیت زندگی مناسبی از لحاظ درآمد ، مسکن ، پوشاک ، خوراک و ... نداشته باشند و به دلیل داشتن "اچ آی وی" مثبت همیشه و درهمه حال باید نگاههای سنگین و بیاعتنای جامعه را تحمل کنند.

- دیروز روز جهانی مبارزه با ایدز، فرصت مناسبی بود و هست تا قدری به خودمان بیاییم و با قربانیان این بیماری همدردی و همدلی کنیم.
- هر روز، روز ایدز است و هر روز باید بهیادمان باشد که این بیماری ممکن است به نحوی ، روزی گریبان ما و عزیزان ما را بگیرد.


ایرنا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها