گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
تمام منطقه، مانند غربیها وقتی ظرفیت بهداشت و درمان و پزشکی ایران را که میبینند، متحیر میشوند که چگونه با این سابقه مخالفتها و توطئهها، مدام گزارشهایی درباره توانمندیهای نظامی ایران میشنوند.
فناوریهای مختلفی که خط قرمز بودند، نانو، تولید الیاف کربن و تولید سوخت هستهای که در انحصار چند کشور است و...
ما چرخه سلطه غرب را از شوون زندگیمان برداشتیم. دقت کنید! فرمانده نیروی هوایی پهلوی دوم را آمریکاییها تعیین میکنند و سردوشی او را سالیوان، سفیر آمریکا میچسباند. همین نکته برای ایرانی معاصر بس است که بهخودش افتخار کند.
واقعا اتفاقاتی که با انقلاب اسلامی (خود انقلاب که مردمیترین انقلاب سده بیستم است) و رخدادهایی که پس از آن در کشور رخ داد، اکنون برای جهان اسلام افتخار است. شما به واکنش جهان عرب پس از عملیاتهای وعده صادق بنگرید!
زین پس باید منتظر ظهور تاثیرات وعدههای صادق و جوانهزدن نتایج چنین رخدادهایی باشیم؛ همانند دستاوردهایی که محور مقاومت خواهد داشت که اینگونه در برابر اسرائیل ایستاد.
آن ناخودباوری رژیم پهلوی و کارکنانش را امام راحل (ره) فروریخت و همین در ادامه حیات انقلاب اسلامی، هر روز به این باور تبدیل شد که ما میتوانیم؛ این اصل ماجراست.
انقلاب اسلامی بهراستی «گزیرناپذیر» بود، اما اکنون برخی منتقدان جمهوری اسلامی ضمن تایید اقدامات پهلوی چنین فرافکنی میکنند که فقط از نظر آزادیهای سیاسی و حقوق سیاسی مشکل داشتیم و دیگر اقدامات او انگار پذیرفتنی و درست بوده! اما نظامی که وابسته است و بیگانگان برایش اولویت نخست هستند، نمیتواند برپایه مصلحت و منافع ملی خودش تصمیمگیری کند.
مثلا اصلاحات ارضی را کندی دیکته میکند و بیرودربایستی برای شاه رقیب نیز میتراشد! و شاه با مردم کشورش درمیافتد و به روحانیون پیام میدهد که باید این کار را بههربهایی انجام بدهد و خودش را در سراشیبی سقوط قرار میدهد؛ یا در دهه چهل، حسنعلی منصور را برای پیشبرد کارهاشان روی کار میآورند.
یا سر جان کِلمن، رئیس شرکت نفت ایرانوانگلیس (نه وزیر خارجه یا نخستوزیر یا وزرای دستچندم حتی) در جلسهای نیمساعته حکم میکند باید قرارداد ۱۹۳۳ را بهجای دارسی امضا بکند و رضاخان میگوید آیا کاری را بکنیم که تا کنون بخاطرش به قاجار ناسزا میگفتیم! پاسخ میشنود: بله؛ و امضا میکند.
رژیم وابسته نمیتواند در راستای منافع ملی و مردمش حرکت کند. راهآهن، آرزوی ایرانیها از زمان قاجار بود و در دوران ناصرالدینشاه نگذاشتند، اما در دوران رضاشاه اجازه میدهند خط استراتژیک شمال-جنوب کشیده شود و با افتخار هم میگفتند از کنار هیچکدام از شهرهای مهم ما رد نمیشود! دکتر مصدق به همین موضوع انتقاد میکند و باقر فاضلی، وزیر سابق شوارع از خط شرقی-غربی دفاع میکند و...
حتی احمدشاه مستاصل و کمسال، چون وابسته نبود زیر بار راهآهن نظامی شمال و جنوب نرفت، اما رضاشاه بهظاهر قلدر پذیرفت!
مقام معظم رهبری به این مهم اشاره داشتند؛ ایران است که جرات دارد در برابر آمریکا بایستد و شعار مرگ بر آمریکا بدهد.
۴۶ سال ایستادگی ما در برابر آمریکا و فشارهای [بهقولی حداکثریاش]به دنیا نشان داده که میشود در برابر آمریکا و سلطهجوها ایستاد.
بهوجودآمدن جریان مبارزه را میتوانید در گروههای حماس و حزبالله ببینیدکه نشان دادهاند میتوان در برابر سلطه ایستاد و مستقل بود.
کل اتفاقات دوران قاجار و پهلوی در حوزههای عمرانی بهراستی ستم و جفا است که با دستاوردهای انقلاب اسلامی مقایسه شود؛ دستاوردهایی که با بسیاری از کشورهای منطقه نیز قابل قیاس نیست.
ما اکنون توانایی انسانی حرکت برای ایجاد تمدن نوین اسلامی را داریم. اتفاق مهم پس از انقلاب همین است. یعنی همان ایرادی که غربیها به شاه و عربها میگرفتند. میگفتند شما میتوانید باشگاه و بازیکن و کنسروسازی و... بخرید، اما این که توقع داشته باشید از دل چنینکاری پیشرفت و تمدن رخ بدهد، هرگز شدنی نیست، زیرا زیرساختهای بنیادین و اولیه اش را ندارید...، اما انقلاب اسلامی با تلاشی که در این حوزه با وجود بحرانها و موانع و عقبنگهداشتن ما از خود نشان داده و به ایجاد زیرساختهای اساسی پرداخته -هرچند باید در این حوزه بیش از این بکوشیم- در کشور اتفاقات مهمی را رقم زده، بهویژه در بحث منابع انسانی یا مثلا در زیرساختهای هنری که ایران با کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست.
همان خودباوری است که از حاج قاسم -یک بچه روستایی- کسی را میسازد که ۵۰ هزارکیلومترمربع عمق راهبردی ایران را افزایش میدهد؛ همان خودباوری از شهید حسن باقری کسی را میسازد که بزرگان آموزشدیده دوران پهلوی در دانشگاههای جنگ آمریکا و اروپا به تایید برنامه عملیاتی که ایشان میپردازند.
عرض شد که معادلات را بههم زدیم و روند وابستگی و پذیرش سلطه بیگانه را که ویژگی سردمداران ما شده بود از میان برداشتیم. قطببندی شرق و غرب را با شعار محوری سهگانهمان بههم ریختیم.
در شرایطی وارد پیچ سوم تاریخی شدیم که ایران برخلاف دو پیچ تاریخی گذشته، مستاصل و وابسته بود و بسیاری از تواناییهای سرزمینی و ایرانی و انسانی اش را از دست داد؛ اکنون این تنها دوران و پیچ تاریخیای است که در آن ما نسبت به گذشتهها فعال و تاثیرگذاریم.
شکلگیری نظم نوین جدید، مهم است و از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. در این پیچها برای یک تا دو سده، سرنوشت کشورها و منطقه تعیین میشود. مثلا ایران در دوران قاجار تا مرز نابودی رفت. با آن قراردادها و... مگر شرایطی بدتر از این هم وجود دارد که به کشور ما تحمیل شود، اما ایران نمرد! این مهم است.
تمام ضعف سیستم حکمرانی را گفتیم و باید اینسو را، یعنی هنر و حسناش را نیز بگوییم که این ملت نمرد، ایستاد و خواست که شرایطش را دگرگون کند و تغییر بدهد.
اگر نهضت مشروطه شکست نمیخورد، وضعیت ایران دیگرگونه میشد، اما با کودتای نظامی متوقف شد و کودتای ۱۲۹۹ رضاخان پایان مشروطیت بود. باز این ملت ایستاد، اما نه منفعلانه، بلکه بهشکل مقاومت منفی؛ سپس اتفاقاتی مانند ۱۵ خرداد و... تا انقلاب نشان داد این ملت در دو سده اخیر برای صیانت از خودش واقعا ایستادگی کرده و بهواسطه همان ایستادگی است که انقلاب اسلامی پیروز میشود و این دستاوردها بهوجود میآید.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد