این هنرمند از طریق تئاتر وارد حرفه بازیگری شد.ورود جدی او به عرصه تصویر با سینما در سال ۱۳۴۹ و فیلم «آقای هالو» به کارگردانی داریوش مهرجویی رقم خورد که نقطه شروع خوبی برایش بود. بخشی در دهه ۵۰ با حضور در آثار مهمی مانند ستارخان، تنگنا، تنگسیر، مسلخ و بهویژه گوزنها به کارگردانی مسعود کیمیایی، به یکی از چهرههای شناختهشده سینمای پیش از انقلاب تبدیل شد و اغلب نقشهای ضدقهرمان یا شخصیتهای پیچیده و منفی را با قدرت بازی میکرد. بخشی در دهه ۶۰ در فیلمهای ماندگاری مانند سردار جنگل، سناتور، شکار، ترن و خبرچین حضور پیدا کرد که نشاندهنده تداوم جایگاه او در سینمای پس از انقلاب بود. همزمان، او در آثار تاریخی ــ مذهبی مهمی مانند سربداران، بوعلی سینا و سایه همسایه نقشآفرینی کرد. در دهه ۱۳۷۰، بازی در فیلمهای شاخصی مانند «مسافران» به کارگردانی بهرام بیضایی، «دلشدگان» علی حاتمی، «روز واقعه» و بعدها «مسافر ری» و «سگکشی» به کارگردانی بهرام بیضایی، دوره طلایی دیگری را برایش رقم زد. در همین دهه، حضور او در سریالهای تلویزیونی ماندگار مانند امامعلی(ع)، پهلوانان نمیمیرند و ولایت عشق از مهمترین کارهای تلویزیونی بخشی محسوب میشد؛ آثاری که نقشآفرینی تأثیرگذار او در آنها، درحافظه جمعی مخاطبان حک شده است. درسالهای بعد، بخشی همچنان فعال ماند و در آثاری چون روشنتر از خاموشی، ریحانه، تبریز در مه و برخی فیلمهاوسریالهای دیگر مانند رفقای خوب و شاهنقش هنرنمایی کرد. او درطول بیش از شش دهه فعالیت، با کارگردانان بزرگی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، علی حاتمی، امیر نادری و داوود میرباقری همکاری داشت و با بیش از ۱۷۰ اثر نمایشی، یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ بازیگری ایران شد. سبک بازیگری او بر پایه حضور فیزیکی مقتدرانه، صدایی بم و طنینانداز، بیانی شمرده و نگاههایی نافذ و مهارشده استوار بود. بخشی در طراحی شخصیت بهطور معمول به سمت شخصیتهای صاحب قدرت، مرموز یادرونی خویشتندارمانند تیپ پدرسختگیر،رئیس، مرد سنتی مقتدر یا ضدقهرمان خاموش گرایش داشت. ویژگی مهم کاری او، میانهروی در استفاده ازحرکت ومیمیک صورت است که با کمترین اغراق، از راه مکثهای سنجیده و کنترل ریتم دیالوگ، تنش دراماتیک ایجاد میکرد.همین اجراهای بهاندازه و بجا موجب میشد نقشهای منفیاش ازکلیشه فاصله بگیرد وبه سوی واقعگرایی متمایل شود. درگفتوگو با شهرام اسدی، کارگردان فیلم «روز واقعه»، مجید قاریزاده، کارگردان «رفقای خوب» و قدرتالله صلحمیرزایی، کارگردان سینما و سریال «رخصت» که همگی با مرحوم بخشی همکاری داشتند، بخشی از اخلاق و منش حرفهای این بازیگر را مرور میکنیم.
خوشحالی از ایفای نقش مثبت در روز واقعه
شهرام اسدی با بیان خاطرهای از همکاری با این بازیگر در فیلم روز واقعه به جامجم میگوید: «در این فیلم دو قبیله هستند که به جنگ میروند؛ خائف و جبیر. قبیله خائف نقش مثبتی دارد و من خلاف آنچه آقای بخشی در سالهای قبل از روز واقعه بازی کرده بود، به ایشان نقشی مثبت دادم. وقتی به دفترم آمد گفت با توجه به مطالعهای که داشتم اینها دو قبیله هستند که یکی از آنها نقش منفی و دیگری نقش مثبت دارد؛ چرا نقش مثبت را به من دادید؟ پاسخ دادم، دوست داشتم سنتشکنی کرده باشم، چون این قابلیت را در شما میدیدم که میتوانید نقشهایی به این شکل را نیز بازی کنید. در آن زمان خیلی از این نقش خوشحال شد و گفت در این سالهایی که بازی کردم این مورد استثنا محسوب میشود.»
اسدی درباره نظم کاری مرحوم بخشی نیز گفت: «ایشان از هر لحاظ عالی بود و همواره خود را تابع گروه و مصالح کار میدانست. بههرحال از کسی که سابقه تئاتری دارد و جزو پیشکسوتان این عرصه است، انتظار میرود که این نظم در خون و ذاتش نهفته باشد.»
اخلاقمداری و مردمداری، رمز ماندگاری
مجید قاریزاده، کارگردان فیلم رفقای خوب -که داستان زندگی یک بازیگر پیشکسوت را روایت میکند- نیز درباره عنایت بخشی میگوید: «رفقای خوب کار آخری بود که انجام دادم و در آن مجموعهای از آدمهای قدیمی که نماد بازیگری هم هستند، دور هم گرد آمدند و با یکدیگر رفاقت داشتیم. یکی از نقشها را عنایت بخشی به عهده داشت که بسیار به آن علاقهمند بود. بخشی کار خود را با تئاتر و نمایشنامههای عباس جوانمرد آغاز کرد. درخشش او در نمایش «پهلوان اکبر میمیرد» مقدمهای شد برای حضور ماندگارش در تاریخ سینمای ایران با فیلمهایی چون آقای هالو، تنگنا و گوزنها. روزی که ایشان را برای رفقای خوب صدا کردم و گفتم آقای مشایخی هم هستند، ازخوشحالی بلند شد ویکدیگر را درآغوش گرفتیم. باورتان نمیشود که فقط امضا کرد ورفت ومبلغ برایش مطرح نبود.خیلی به نظم اهمیت میداد ووقتی ماشین دنبالش میرفت همیشه آماده بود و هیچگاه راننده را منتظر نمیگذاشت. تلویزیون هم این فیلم را دوبار پخش کرد و خاطره خوبی شد.»
او با بیان اینکه بهنظرم یکی از خوبان تئاتر و سینما را که از جوانی تا سالمندی و پیشکسوتی در این کار مو سپید میکنند را از دست دادیم، اضافه میکند: «بازیگرانی مانند آقای بخشی ماندگارند، چون دانش بازیگری دارند و پلهپله جلو آمدند و خاک صحنه خوردند. بازیگرانی مانند آقای بخشی پای قولی که میدهند میایستند و قبل از پول، اخلاق را درنظر میگیرند و اخلاقی برخورد میکنند.»
قاریزاده افزود: «حسن بازیگرانی مانند بخشی این بود که دوستدار خانوادهاند و جدایی در زندگی آنها نقشی ندارد. امیدوارم در کلاسهای بازیگری که جوانان میآیند، پیش از هرچیز آموزش اخلاق ببینند. در طول فیلمبرداری حتی یک نفر هم از استاد بخشی دلخور نبود.»این کارگردان خاطرنشان میکند: «اگر از جوانی کار کرده باشی و مویی سپید کنی و مردم همچنان با تو ارتباط داشته باشند بهخاطر منش و دل بازیگر است و استاد بخشی واجد چنین ویژگیهایی بود که نشان میدهد مسیر را درست رفته است.»
بازیگری باهوش، اصیل و متواضع
قدرتالله صلحمیرزایی، کارگردان که درسریال رخصت با این بازیگر درنقش حاجاسدالله همکاری داشت،درباره بخشی به جامجم میگوید: «آقای بخشی شخصیتی بسیار انسانی داشت؛ بسیار خوشاخلاق و خوشبرخورد،حرفهای، منضبط و تلاشگر بود.»
صلحمیرزایی یادآوری میکند که این بازیگر بسیار باهوش بود و هر آنچه از او بهعنوان کارگردان میخواسته را اجرا میکرد. او میافزاید: «بخشی کارهایش را با دقت انجام میداد و بسیار باهوش بود. بهعنوان مثال، اگر یک صفحه دیالوگ به ایشان میدادیم، آن را سریع حفظ میشد و با احساس بازی میکرد. من خودم از این سنوسال او و تواناییاش در حفظ سریع دیالوگها و آمیختن آن با شخصیت بهشدت تعجب میکردم.»
این کارگردان با بیان اینکه مرحوم بخشی در مدت زمان فیلمبرداری همیشه بسیار منضبط بود، عنوان میکند: «ایشان احساس مسئولیت بالایی داشت؛ با خودش خلوت میکرد و متن را میخواند. یکی دیگر از محسناتی که در ایشان دیدم، این بود که درباره شخصیتی که می خواست بازی کند سؤال میکرد. بهعنوان مثال، درباره دیالوگها با هم صحبت میکردیم؛ پیشنهاد دیالوگ میداد و میپرسید این خوب است یا نه، یا کدام پختهتر است. یعنی شخصیت بسیارمتواضعی داشت و بیتفاوت نبود که فقط آمده باشد پول بگیرد؛ احساس مسئولیت میکرد وبه آبروی خودش در بازیگری بسیار اهمیت میداد.»
صلحمیرزایی اضافه میکند: «ایشان از هنرمندان اصیل نسل قدیم به شمار میرفت؛ یعنی فیگور نمیگرفت و کارش واقعا پاک و خالص بود. خیلی انسان پاک و اخلاقمداری بود و نسبت به آنچه ارائه میداد، احساس مسئولیت داشت. در مدت زمانی که با ایشان بودم، ارتباط عمیقی میان ما شکل گرفت. میدیدم برای رسیدن به نقش با خودش خلوت میکرد و ذکر میگفت. تا سؤالی برایشان پیش میآمد، میپرسید: آیا احساس آنچه که بیان میکنم درست است؟... آیا تحلیلم از نقش درست است یا نگاه شما چیز دیگری است؟ او بهعنوان یک حاجی بازاری در این نقش نشسته بود و آن را بهبهترین شکل ممکن ارائه داد و جای خود را در دل مخاطبان باز کرد.»