همیشه به یک «منشأ» یا«سرچشمه» برمیگردد،که آن: عبارت است از«قدرت جوششآفرین خون شهید». در داستان مشروطه و جنبش عدالتخواهانه که چند سال بعد از «واقعه رژی» به رهبری عالمان وطنپرست و دشمن سلطهگری بیگانگان بر ایران رخ داد؛ در کتابها، مقالات و تفسیرهای تاریخی که درباره این داستان مهم نوشتهاند؛ عموما میگویند؛ علت این انقلاب «تجددگرایی» یا «نوگرایی» ایرانی و ایرانیان بود و درباره این تجددگرایی از امیرکبیر و دارالفنون، جنگهای ایران و روسیه تزارها و سفرهای اروپایی درباریان... سخن پشت سخن و کلمه پشت کلمه میچینند که بگویند: نوگرایی طبقه باسواد و چیزفهم و حس و انگیزههای شدید علیه «کهنهگرایی» یا «سنتخواهی» طبقه مذهبی، تنها سبب تاریخی انقلاب مشروطه است و نه هیچچیز دیگر.اما واقعیت پنهان شده تاریخ مشروطه توسط مورخان تبلیغاتگر فراماسونری و وابسته به وزارت خارجه انگلیس؛ عبارت است از یک «موج خروشنده مذهبی» که از سرتا پا نه در آن بوی نوگرایی جریان داشت و نه «تجددخواهی ــ مشروطهبازان»؛ تنها و تنها از آن یک بو به مشام جامعه و درختان و خانهها و کاشانههایش میرسید و آن، «بوی صداقت و رایحه دلپذیر خون شهید» بود.چه میتوان گفت درباره یک پنهانکاری زشت تاریخی! که در تاریخ معاصر این یک قرن گذشته رخ داده و نام یک شهید قهرمان و خون قدرتآفرین او، از«داستان مشروطه» پاک شده، تا مبادا به جام بلورین «تجددخواهی» و «نوگرایی» مطلوب و محبوب امپراتوری انگلیس و سربازان رسانهای تولیدکننده «تاریخ مشروطه»، خط سرخی بنشیند و محتوای جعلی و بیواقعیت تجددخواهی از هم بپاشد؟!
تاریخ مشروطهای که انجمن فراماسونهای وفادار ودوستداروخدمتکار انگلیس وامپراتوری انگلیس،به بازار فرهنگ ایرانزمین تقدیم کردند؛ آکنده از دروغ و فریب و خیانتکاری تاریخ ملی وحقایق وطنپرستانه است. وظیفهای که «مشروطهسازان» بهعهده داشتند و در آن بسیار کوشیدند؛ ارائه زیبا و خوشساختی از تاریخ ملی و مشروطه بود که خواننده پس از خواندن آن قبول کند که: بیدینان و بیخدایان، خدمتگزاران وطن و بادینان و باخدایان؛ ضدوطن و طرفدار بدبختگی و عقبماندگی و...هستند!