امروز، ایران در بسیاری از محصولات راهبردی به خودکفایی رسیده و در برخی اقلام، جزو صادرکنندگان مهم منطقه است. با بررسی مسیر تحول کشاورزی ایران از پیش از انقلاب تا امروز میتوان تغییرات سطح زیرکشت و امنیت غذایی تا صادرات را در اکثر استانها دید بهطوی که حتی برخی استانها به پیشرانهای کشاورزی نوین کشور تبدیل شدهاند.
در دهه ۵۰ خورشیدی، ساختار کشاورزی ایران متأثر از سیاستهای وارداتمحور و تمرکز بر توسعه نفتی بود. براساس برآوردهای رسمی، سطح زیرکشت اراضی کشاورزی کشور در اواسط دهه ۵۰ حدود ۱۴ میلیون هکتار بود که بخش قابلتوجهی از آن بهصورت دیم و با بهرهوری پایین اداره میشد. وابستگی شدید به واردات گندم، ذرت، روغنهای نباتی و نهادههای اساسی، امنیت غذایی کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار داده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشاورزی بهعنوان یک مؤلفه راهبردی امنیت ملی بازتعریف شد. امروز، طبق دادههای وزارت جهاد کشاورزی، سطح زیرکشت کشور به حدود ۱۹ میلیون هکتار رسیده است اما مهمتر از افزایش کمی، جهش بهرهوری است. توسعه شبکههای آبیاری نوین، اصلاح بذر، مکانیزاسیون و ورود دانشبنیانها، تولید در واحد سطح را بهطور محسوسی افزایش داده است. بهعنوان نمونه، عملکرد گندم آبی از حدود ۲ تن در هکتار در دهه ۵۰ به بیش از ۵.۴تن در بسیاری از استانها رسیده است.
صادرات ۶ میلیارد دلاری
به گفته دکتر ستاره تیمورپور، کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی، امنیت غذایی امروز یکی از شاخصهای اصلی قدرت ملی محسوب میشود. وی با اشاره به گزارشهای بینالمللی به جام جم میگوید: ایران پیش از انقلاب، کمتر از ۵۰ درصد نیاز غذایی خود را در داخل تولید میکرد اما در چهار دهه گذشته، سیاست خودکفایی نسبی در محصولات راهبردی دنبال شده است. تیمورپور تصریح میکند: براساس آخرین برآوردها، ضریب خوداتکایی غذایی ایران به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسیده است. ایران در تولید گندم، شکر، مرغ، تخممرغ، لبنیات، میوه و بسیاری از صیفیجات، نهتنها به خودکفایی رسیده بلکه مازاد تولید نیز دارد. این دستاورد در شرایطی حاصل شده که کشور با محدودیتهای شدید اقلیمی، کاهش منابع آب و تحریمهای اقتصادی مواجه بوده است. این کارشناس جهادکشاورزی تاکید میکند: از منظر حکمرانی غذایی، توسعه ذخایر راهبردی، ایجاد زنجیرههای تأمین پایدار و تقویت کشاورزی قراردادی، نقش مهمی در تابآوری کشور در برابر شوکهای جهانی، از جمله بحران غذا پس از جنگ اوکراین ایفا کرده است. طی حدود پنجدهه اخیر تحول کشاورزی ایران تنها به تأمین نیاز داخلی محدود نمانده است.
حکمرانی هوشمند
کشاورزی ایران، از سال ۱۳۵۷ تا امروز، مسیری پرچالش اما رو به رشد را طی کرده است. افزایش سطح زیرکشت، ارتقای امنیت غذایی، توسعه صادرات و شکلگیری استانهای پیشرو، نشان میدهد که کشاورزی به یکی از ستونهای اقتدار ملی تبدیل شده است. هرچند چالش آب و تغییر اقلیم، آینده این بخش را تهدید میکند اما تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که با حکمرانی هوشمند، کشاورزی ایران همچنان میتواند پیشران توسعه و امنیت کشور باقی بماند.
گذری به استانهای مختلف ایران میتواند سندی بر میزان پیشرفت و توسعه کشاورزی در دهههای اخیر باشد. خوزستان با آب و هوای مطبوع و خاک حاصلخیزش، نماد کشاورزی راهبردی پس از انقلاب است. اجرای طرح عظیم ۵۵۰ هزار هکتاری، این استان را به یکی از قطبهای تولید گندم، نیشکر، دانههای روغنی و محصولات صنعتی تبدیل کرده است. این طرح که در سفر مقام معظم رهبری به خوزستان در سال ۷۶ مصوب شد، در وسعت ۸۰۰ هزار هکتاری به اجرا در آمده و موجب شده تولید گندم خوزستان که در دهه ۵۰ کمتر از ۵۰۰ هزار تن بود، به بیش از ۵.۱میلیون تن در سالهای پرباران برسد. همچنین در حال حاضر صنایع نیشکری، علاوه بر تأمین شکر، نقش مهمی در صادرات محصولات جانبی و اشتغالزایی ایفا میکنند.
اگر از جنوب غرب ایران به شمال غرب برویم، به آذربایجان غربی میرسیم که مدتهاست از آن بهعنوان قطب باغداری ایران نام میبرند. تولید سالانه بیش از ۲.۱میلیون تن سیب، این استان را به بازیگر مهم بازار صادراتی منطقه تبدیل کرده است. توسعه سردخانهها، صنایع بستهبندی و صادرات به روسیه، عراق و آسیای میانه، کشاورزی این منطقه را از معیشتی به تجاری ارتقا داده است. در دهه ۵۰، بخش عمده محصولات باغی آذربایجان غربی بدون فرآوری مصرف میشد اما امروز زنجیره ارزش در مسیر تکامل و بهرهوری بالاست.در مرکز ایران، کرمان قرار دارد که با پستههای منحصربفردش در جهان شناخته میشود؛ محصولی که حالا بیش از یک میلیارد دلار ارزآوری بالقوه دارد. سطح زیرکشت پسته این استان پس از انقلاب چند برابر شده و با وجود بحران آب، بهرهوری باغها بهواسطه آبیاری نوین افزایش یافته است. علاوه بر پسته، خرما، مرکبات جنوب استان و محصولات گلخانهای، کرمان رابه یکی ازمتنوعترین استانهای کشاورزی کشور تبدیل کرده است. فارس را باید ستون تولید غلات کشور بدانیم. این استان همواره یکی از ارکان امنیت غذایی ایران بوده است. تولید گندم، جو، ذرت و دانههای روغنی در این استان، پس از انقلاب با توسعه مکانیزاسیون و کشتهای نوین افزایش یافته است. فارس در بسیاری از سالها جزو سه استان اول تولید گندم کشور است و نقش کلیدی در تنظیم بازار داخلی ایفا میکند. اما یکی از پیشروترین استانها درکشاورزی نوین، گلستان است که الگوی کشاورزی دانشبنیان شناخته میشود.
گلستان نمونهای از گذار به کشاورزی دانشمحور است. توسعه کشتهای تناوبی، افزایش بهرهوری گندم و دانههای روغنی و حضور شرکتهای دانشبنیان، این استان را به الگویی برای شمال کشور تبدیل کرده است. بر همین اساس، صادرات محصولات زراعی و فرآوریشده گلستان، نسبت به پیش از انقلاب، رشد چندبرابری داشته است.
استان ویژگی
خوزستان رتبه اول تولید گندم
آذربایجان غربی قطب باغداری
کرمان قطب پسته
فارس قطب غلات
گلستان دانههای روغنی
گیلان و مازندران برنج و چای