منطقه‌ای‌شدن جنگ و تغییر پارادایم آمریکا

رهبر معظم انقلاب اسلامی در فراز پایانی سخنان اخیر خود فرمودند اگر آمریکا بخواهد جنگ جدیدی علیه ایران راه بیندازد، این جنگ منطقه‌ای خواهد بود.
کد خبر: ۱۵۴۱۶۱۵
نویسنده سعد‌الله زارعی - کارشناس مسایل منطقه

حضور بسیار بانشاط ایشان و به‌خصوص این فراز از سخنان که حسن تمام بود، بازتاب بسیار گسترده‌ای در جهان داشت. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بیش از دیگران به این فراز توجه نشان دادند. طبیعی هم بود؛ چراکه آنان مخاطب اصلی سخن بودند. رژیم اسرائیل خود را مخاطب اصلی سخنان رهبر ایران در جنگ منطقه‌ای دانست و از این رو این رژیم به سکوتی گسترده کشیده شد. از تماس‌های میان مقامات نظامی رژیم اسرائیل با مقامات ارشد نظامی آمریکا که ساعاتی پس از پخش بیانات رهبر ایران انجام شد، کلمات واضحی بیرون نیامد. همه رسانه‌های عبری و انگلیسی‌زبان اسرائیل بدون یک واو کم یا زیاد، فقط از تماس‌های مقامات ارشد نظامی این دو رژیم خبر دادند، کاملا واضح بود که اسرائیل در موقعیت سختی قرار گرفته است.

برای درک نگرانی رژیم غاصب به این دو خبر توجه کنید؛ آویگدور لیبرمن که زمانی وزیر دفاع رژیم بود و هم‌اکنون نماینده کنست است، در نطق خود در پارلمان اسرائیل به‌صراحت گفت اسرائیل به‌هیچ‌وجه آماده رویارویی تازه‌ای با ایران نیست. دو هفته پیش و پس از آن‌که میان نتانیاهو و ترامپ ملاقاتی در واشنگتن صورت گرفت و بحث حمله نظامی به ایران داغ شد، محافل اسرائیلی فاش کردند اسرائیل برنامه‌ای برای جنگ با ایران ندارد، اما دولت آمریکا را برای حمله نظامی به ایران تحریک می‌کند. باتوجه به این دو خبر، بهت‌زدگی و احساس ترس شدید در اسرائیل از پیامد حمله آمریکا به ایران برای اسرائیل خیلی طبیعی است. موضع قاطع رهبری که به‌شکل کاملا نظامی و کوتاه، صریح و بدون توضیح بیان شد، محاسبات رژیم اسرائیل را به‌هم ریخت. چنین موضعی اصلا در ادراک مقامات نظامی–امنیتی و سیاسی اسرائیل نبود.

وضع آمریکا هم در این مواجهه نظامی روشن است. اسناد آمریکایی از‌جمله سند امنیتی ۲۰۲۵ و سند ۲۰۲۶ پنتاگون تصریح می‌کند که عملیات نظامی آمریکا علیه هر طرف خارجی لزوما باید بالحاظ چند عنصر باشد، زمان حمله کوتاه باشد، منطقه عملیاتی محدود باشد، ضربه موثر باشد و در طرف مقابل دگرگونی ایجاد کند و طرف مقابل نتواند واکنش موثری داشته باشد. استراتژی اعلامی روز یکشنبه رهبر معظم انقلاب اسلامی این ساختار نظامی را به‌هم ریخت. تبدیل‌شدن جنگی در زمان و مکان محدود به جنگی منطقه‌ای اصولا پارادایم و فضا را به ضرر آمریکا تغییر و برگ برنده را در اختیار ایران قرار می‌دهد و موقعیت همه دولت‌های وابسته به آمریکا در منطقه را در برابر ایران به‌شدت تضعیف می‌کند. این راهبرد درواقع همه اندوخته‌ای که آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از دولت‌های وابسته به آمریکا در منطقه در این یکی – دو سال روی آن مانور کردند و به یک وضع به‌ظاهر تثبیت‌شده در جهان تبدیل کرده بود، برباد می‌دهد. وقتی همزمان ایران، عراق، لبنان، یمن و شاید فلسطین وارد جنگ شوند و از چهارسوی منطقه به سمت پایگاه‌ها و ناو‌های آمریکا و مناطق حساس رژیم اسرائیل شلیک شود و ضعف نظامی آمریکا و اسرائیل در کنترل این حجم آتش مشخص شود، صحنه منطقه و حتما جهان تغییرات اساسی می‌کند. براین اساس آمریکایی‌ها لحن خود را بلافاصله پس از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی تغییر دادند.

دونالد ترامپ که روی چهار مطالبه تاکید داشت و با جسارتی احمقانه از ایران می‌خواست غنی‌سازی را کنار بگذارد، مواد هسته‌ای را تحویل دهد، برد موشک‌ها را به ۴۰۰ کیلومتر رسانده و تحت نظارت آمریکا قرار دهد و کمک‌های خود به جریانات مقاومت را قطع کند، پس از این بیانات و در پاسخ به بحث جنگ منطقه‌ای، در توییتی نوشت ایران ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای را کنار بگذارد و دیگر از شروط مربوط به قدرت نظامی و منطقه‌ای ایران حرفی نزد. آمریکا همین است که در این مواجهه می‌بینیم، آمریکا آن غول قدرتمندی که هیچ قاعده‌ای را نمی‌شناسد، نیست. غول جنایتکاری است که وقتی گرزی بلند شود، زانو می‌زند.

راهبرد جنگ منطقه‌ای به کشور‌هایی که قدرت خود را در ضعف ایران تعریف کرده‌اند و گمان می‌کردند ادبیات جنگ فقط ایران را تضعیف می‌کند، پس از اعلام موضع رهبر معظم انقلاب متوجه واقعیت مسأله شدند؛ آنان به هیچ وجه ظرفیت تحمل یک جنگ را ندارند و تحمل جنگ منطقه‌ای فقط در توان ایران است. ایران البته جنگ را به نفع خود نمی‌داند و از آن استقبال نمی‌کند ولی در میان کشور‌های جنوب، غرب، شمال و شرق ایران، تنها کشوری است که می‌تواند آن را بدون آسیب اساسی از سر بگذارند و از دل آن برای خود دستاورد و فرصت بسازد. کما این‌که تجربه آن وجود دارد، اما اگر جنگی در منطقه درگیرد و یک طرف آن ایران باشد، کشور‌هایی مثل جمهوری آذربایجان، امارات، عربستان، اردن و رژیم اسرائیل نمی‌توانند از آن سالم یا با هزینه کم خارج شوند. هر جنگ منطقه‌ای که یک طرف آن ایران باشد و طرف دیگر آمریکا یا رژیم اسرائیل، در منظر مسلمانان آذری، ترک، عرب و ... منطقه جنگ کفر علیه اسلام است؛ جنگی که بی‌طرفی مسلمانان در آن معنا ندارد. اگر جنگ منطقه‌ای رخ دهد و دولت‌هایی که ذکر کردیم، میان چکش مسلمانان و سندان آمریکا قرار می‌گیرند و احتمال فروپاشی آنان خیلی زیاد است. پس استراتژی جنگ منطقه‌ای می‌تواند در منظر اجتماعی، کارکردی انقلابی پیدا کند و این به جنگ در منطقه عمق می‌بخشد و دوره زمانی و محدوده جغرافیایی آن را پی در پی گسترش می‌دهد.

جنگ منطقه‌ای پای قدرت‌های جهانی را هم به میان می‌کشد. این منطقه از نظر اقتصاد و حتی از حیث امنیتی برای دولت‌های روسیه و چین حیاتی است. جنگ در منطقه، آنان را با دشواری زیاد مواجه می‌کند، به‌خصوص اگر طولانی باشد. هرچه مداخله‌کنندگان در جنگ منطقه‌ای افزایش پیدا کنند، حل آن برای شروع‌کننده جنگ دشوارتر می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها