آمریکاییها اعتقادی به براندازی از بیرون ندارند؛ چراکه واشنگتن توانایی حمله نظامی به جمهوری اسلامی ندارد. درواقع اختلاف ایالاتمتحده و رژیم صهیونی بر آن است که ابتدا مردم به خیابانها آمده تا سپس مداخله انجام شود. بنابراین از حیث حمایت مسأله روشن بوده، همچنین حرکت به سمت خشونت نیز قابل پیشبینی بوده و اکنون دیگر شعارها اقتصادی نیست. بخشی از این شعارهای اغتشاشگران ماحصل بیاطلاعی است؛ چراکه ادعای مقابله با دیکتاتوری را داشته اما فرزند یک دیکتاتور را میخواهند برگردانند.ضمن آنکه درجریان اپوزیسیون خارج کشور اختلاف وجود دارد به صورتی که از یکدیگر ناامید بوده و وحدتی در میانشان وجود ندارد، درنتیجه آنها رها کردندو اسرائیل روی فرد بازنده میدان شرط بسته است.
بنابراین اهداف دشمنان ایران، محقق نخواهد شد؛ چراکه آدم مرتبط با پادشاهی، بازگشتش ممکن نیست. اساسا هدف غایی اسرائیل-آمریکا، مدل ونزوئلاست. درمورد اپوزیسیون نیز نهایتا توسط آنها کنار گذاشته خواهد شد. یقینا وهمی برای برخی ایجاد شده که افراد معترض خواهان بازگشت فرزند دیکتاتور سابقاند که با حقیقت همخوانی ندارد. درواقع، جریانات مسلح و تروریست وارد میدان شده، سطح خشونت بالایی را به تحولات تزریق کردهاند.وقتی چنین وقایعی در کشورها رخ میدهد؛ یک تعدادی مخالف جریان حاکم درهمه جای دنیا وجود دارد.جنبش نه پادشاه در آمریکا نمونه عینی این ماجراست. بهعبارت دیگر، نوع بیان اعتراض مهم است. افرادی آتش، ویرانی و قتل انجام میدهند، درنتیجه تر و خشک با همدیگر میسوزند که منجر به محاق رفتن مطالبات میشود. مسئولان ما باید شرایطی را مهیا کنند که حرفهای درست شنیده شود. این مقوله توسط مقام معظم رهبری تا ریاست قوه قضاییه نیز تایید شده است.
مسلما اعتراضات صحیح باید بیان شود و مسئولان این مطالبات، مانند افزایش تورم را بررسی کنند؛ سازوکارهایی جهت بیان اعتراض توسط نهادهای ملی مانند مجالس و دولت ایجاد شود. بحث مجوز و قوانین باید کاملا عیان گردد و کسی که دغدغهای دارد، صدایش را به مراجع تصمیمگیری برساند.اگر اعتراض و تجمع منجر به یک اغتشاش و آشوب میشود، کسی که درخواست کرده؛ پاسخگو بماند. اگر فردی مسیر را منحرف کرد؛ پاسخگو باشد.
درنهایت ریشه رفتارها نیز مهم است؛ سهم تحریمها در اقتصاد کشورمان باید بیان شود تا مردم نیز همراهی کنند و از وقوع وقایع اخیر در کف خیابان جلوگیری گردد.