به مناسبت سالگرد شهادت میرزا تقی‌خان فراهانی؛ نگاهی می‌اندازیم به هندسه فکری مردی که ایران را ساخت

بازخوانی پروژه ناتمام امیرکبیر

در هوای سرد دی‌ماه ۱۲۳۰ هجری شمسی، در حمام فین کاشان، نه فقط زندگی یک صدراعظم که رویای بزرگ او برای ایران به پایان رسید و پیکر او بنا به وصیتش به کربلای حسینی منتقل  و در آن جا دفن شد. میرزا تقی‌خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر فقط سه سال و چهار ماه صدراعظم ایران بود، اما در این زمان کوتاه، چنان نقشه‌ جامعی برای نوسازی ایران کشید که پس از گذشت بیش از یک‌قرن‌ونیم، همچنان زنده و قابل بررسی است.
در هوای سرد دی‌ماه ۱۲۳۰ هجری شمسی، در حمام فین کاشان، نه فقط زندگی یک صدراعظم که رویای بزرگ او برای ایران به پایان رسید و پیکر او بنا به وصیتش به کربلای حسینی منتقل  و در آن جا دفن شد. میرزا تقی‌خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر فقط سه سال و چهار ماه صدراعظم ایران بود، اما در این زمان کوتاه، چنان نقشه‌ جامعی برای نوسازی ایران کشید که پس از گذشت بیش از یک‌قرن‌ونیم، همچنان زنده و قابل بررسی است.
کد خبر: ۱۵۳۸۰۴۰
نویسنده محمد طائب - نوجوانه
 
این پرونده نه به روایت کلیشه‌ای زندگی او که به تحلیل ساختار فکری، برنامه‌های عملیاتی و موانع تحقق پروژه تمدنی امیرکبیر می‌پردازد. او که خود محصول سیستم دیوانی قاجار و آگاه از تحولات جهان بود، ایران را همچون یک «کارگاه بزرگ ساختمانی» می‌دید که هر بخش آن نیاز به تعمیر اساسی داشت.

بستر تاریخی؛ ایرانی که امیرکبیر به ارث برد 

برای درک عظمت کار امیرکبیر، باید تصویری دقیق از ایران اواخر دهه ۱۲۲۰ هجری شمسی ترسیم کرد:

وضعیت سیاسی و اداری 

شاه جوان و بی‌تجربه:
 ناصرالدین شاه در ۱۷ سالگی به سلطنت رسیده بود. قدرت واقعی در دست مادرش (مهد علیا) و درباریان کهنه‌کار قرار داشت.
فقدان بروکراسی متمرکز: ایران فاقد یک نظام اداری یکپارچه بود. هر منطقه تا حد زیادی خودمختار عمل می‌کرد و حاکمان محلی بیشتر به فکر منافع شخصی بودند.
نفوذ بی‌حد خارجی: بر اساس عهدنامه‌های ننگین گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸)، روسیه حقوق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) به دست آورده بود. انگلیس نیز در جنوب نفوذ قابل توجهی داشت.

وضعیت اقتصادی:

خزانه خالی:
 خزانه دولتی به دلیل هزینه‌های سنگین دربار، پرداخت مقرری به شاهزادگان بی‌شمار و غرامت‌های جنگی، تهی شده بود.
فقدان صنعت مدرن: تولید محدود به کارگاه‌های سنتی بود. ایران مصرف‌کننده کالاهای خارجی (عمدتا روسی و انگلیسی) شده بود.
سیستم مالیاتی فاسد: مالیات‌هااغلب به«مقاطعه‌کاران»واگذارمی‌شدکه با اخاذی ازمردم،بیش ازمقدارمقرردریافت می‌کردند.

وضعیت نظامی و اجتماعی 

ارتش ناکارآمد:
 سربازان به‌طور منظم حقوق نمی‌گرفتند، تجهیزات کهنه بود و نظم مدرنی وجود نداشت.
فقدان آموزش نوین:تحصیل محدودبه مکتبخانه‌ها بود.ازعلوم جدید مانند مهندسی،پزشکی مدرن وتاریخ طبیعی خبری نبود.
بی‌نظمی اجتماعی: راه‌ها ناامن بود و امنیت جانی و مالی مردم در بسیاری مناطق تضمین‌شده نبود.
امیرکبیر درسفرهایش به روسیه(به عنوان عضو هیات برای عذرخواهی ازقتل گریبایدوف)و عثمانی، پیشرفت این کشورها را دیده بود. این مشاهدات به او فهماند که ایران در مقایسه با همسایگانش نیز عقب‌افتاده است.

هندسه فکری امیرکبیر

اقدامات امیرکبیر تصادفی نبودوبرپایه‌ای منسجم ازاصول‌فکری استواربودکه از شرایط زمانه وآگاهی اوسرچشمه می‌گرفت:

اصل اول: تمرکزگرایی و ساخت دولت مدرن

امیرکبیر عمیقا معتقد بود که پیش‌شرط هرگونه توسعه، وجود یک دولت مرکزی مقتدر است. او با سرکوب شورش‌های محلی (مانند شورش محمدحسن خان سالار در خراسان) تلاش کرد مفهوم «حاکمیت ملی» را در تمام جغرافیای ایران حاکم کند. این کار نه از سر استبداد، که برای ایجاد امنیت و یکپارچگی لازم برای اجرای اصلاحات بود.

اصل دوم: ناسیونالیسم ایرانی مبتنی بر عقلانیت

نگاه او به ملیت، نگاهی مدرن و مبتنی بر سرزمین مشترک (ایران) بود. او با ترویج زبان فارسی در دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیه، در حال ساختن هویت ملی جدیدی بود. 

اصل سوم: استقلال‌طلبی فعال در روابط خارجی

سیاست خارجی او که بعدها «موازنه منفی» نام گرفت، به معنای عدم وابستگی به هیچ یک از قدرت‌های روس و انگلیس بود. او هوشمندانه از رقابت این دو کشور استفاده می‌کرد تا مانع سلطه بی‌قید و شرط هرکدام شود. نمونه بارز آن، رد درخواست انگلستان برای استخدام مستشاران نظامی انگلیسی به جای مستشاران اتریشی (به رهبری کاپیتان گمرک) بود.

اصل چهارم: توسعه از طریق آموزش و نهادسازی

امیرکبیر به شکلی تحسین‌برانگیز به اهمیت سرمایه انسانی واقف بود. او فهمیده بود که بدون تربیت نیروی متخصص، هیچ صنعتی پایدار نخواهد ماند. از این رو، تأسیس دارالفنون نه یک اقدام نمایشی، که سنگ بنای تمام برنامه‌های توسعه‌ای او بود. او می‌خواست نسل جدیدی از مدیران، مهندسان و پزشکان ایرانی تربیت شوند.

اقدامات عملی؛ از نظریه تا میدان اجرا

اصلاحات اداری و اقتصادی (بسترسازی):

تنظیم بودجه دولتی: 
برای اولین بار در ایران، بودجه‌ای منظم نوشته شد. مقرری بی‌حساب شاهزادگان و درباریان قطع شد. حقوق ماهانه ناصرالدین‌شاه از ۱۵ هزار تومان به ۷۰۰۰ تومان کاهش یافت!
مبارزه با فساد: گرفتن رشوه، جریمه شدیدی داشت. حتی وقتی معلوم شد یکی از نزدیکان خودش رشوه گرفته، او را شدیدا تنبیه کرد.
تأسیس ضرابخانه مدرن: سکه‌های یکدست و با عیار مشخص ضرب شد تا اقتصاد از آشفتگی نجات یابد.
 سرکوب بابیه  که با حمایت بیگانگان درصدد دین‌زدایی از کشور  بود.
 
تأسیس دارالفنون (ساختن مغز متفکر کشور) 


این مؤسسه در هفت شعبه اصلی تأسیس شد: مهندسی، توپخانه، پیاده‌نظام، سواره‌نظام، پزشکی، جراحی و داروسازی.
استادان خارجی: معلمانی از اتریش، فرانسه و ایتالیا با قراردادی مشخص استخدام شدند. مهم‌تر آن‌که در قراردادشان ذکر شده بود که مکلف به آموزش علوم خود به ایرانیان هستند.
ترجمه کتاب: ده‌ها کتاب علمی از زبان‌های اروپایی به فارسی ترجمه و چاپ سنگی شد.
نتیجه: در کمتر از پنج سال، نخستین گروه از مهندسان و پزشکان ایرانی فارغ‌التحصیل شدند که هسته اصلی تحولات بعدی را تشکیل دادند.

توسعه زیرساخت و صنعت:

راه‌سازی و امنیت:
 جاده‌ها تعمیر و گسترش یافتند و امنیت آنها تأمین شد تا تجارت رونق گیرد.
تأسیس کارخانه‌ها: کارخانه‌های تولیدی دولتی شامل کارخانه تفنگ‌سازی، باروت‌کوبی، چلواربافی، بلورسازی و کاغذسازی ایجاد شد. هدف، کاهش وابستگی به کالاهای خارجی و ایجاد اشتغال بود.
تقویت بخش خصوصی: به صنعتگران داخلی وام داده می‌شد تا تولید را افزایش‌دهند.
 
اصلاحات اجتماعی و فرهنگی 

تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه:
 این روزنامه که به نوعی اولین روزنامه رسمی ایران بود، علاوه‌بر اخبار داخلی و خارجی، مطالبی درباره کشاورزی مدرن، بهداشت و علوم جدید منتشر می‌کرد. این رسانه، ابزاری برای یکسان‌سازی اطلاعات و ترویج اندیشه نو بود.
تقویت پزشکی مدرن: آبله‌کوبی به صورت گسترده و رایگان انجام شد. نخستین بیمارستان مدرن به سبک اروپایی در تهران تأسیس گردید.
محدود کردن مراسم افراطی: از سینه‌زنی و قمه‌زنی افراطی در ماه محرم جلوگیری کرد تا نظم اجتماعی حفظ شود.

ائتلاف مخالفان‌؛ چرا پروژه متوقف شد؟

سقوط امیرکبیر نتیجه یک ائتلاف نانوشته میان گروه‌های ذینفعی بود که منافع‌شان از اصلاحات به خطر افتاده بود:

درباریان و شاهزادگان قاجار:

افرادی مانند میرزا آقاخان نوری (رقیب دیرینه) که مقرری‌های کلان و امتیازات مالی‌شان قطع شده بود. 
مهد علیا (مادر شاه) که نفوذش بر پسر جوان کاهش یافته بود. 
این گروه با توطئه‌چینی و القای این تصور که «امیرکبیر قصد دارد خود شاه شود»، ذهن ناصرالدین‌شاه را مسموم کردند. 

قدرت‌های خارجی (روس و انگلیس):
روس‌ها:
 از سیاست موازنه منفی امیرکبیر و استخدام مستشاران اتریشی به جای روسی ناراضی بودند. 
انگلیسی‌ها: از تلاش امیرکبیر برای ایجاد ناوگان در خلیج‌فارس و ارتباط با افغان‌ها (برای بازپس‌گیری هرات) سخت بیمناک بودند. 
سفرای این کشورها با حمایت غیرمستقیم از مخالفان داخلی، به برکناری او کمک‌کردند. 
 
بازرگانان وابسته به خارج:
تجاری که از واردات کالاهای خارجی سود کلان می‌بردند، با توسعه صنایع داخلی مخالف بودند. 

تراژدی نهایی:

​​​​​​​ناصرالدین‌شاه  که ابتدا کاملا حامی امیر بود، تحت تأثیر این شبکه پیچیده از شایعات و فشارها قرار گرفت. ترس از دست دادن تاج و تخت بر منطق غلبه کرد. در نهایت، در ۲۲ محرم ۱۲۶۸ قمری (۲۰ آبان ۱۲۳۰ شمسی) امیرکبیر از صدارت عزل شد و حدود دو ماه بعد، در ۱۸ ربیع‌الاول ۱۲۶۸ (۲۰ دی ۱۲۳۰) در حمام فین کاشان به شهادت رسید. جالب آن‌که حتی پس از عزل، بسیاری از اصلاحات او متوقف نشد که نشان‌دهنده منطقی و ضروری بودن آنها بود. 
 
میراث ماندگار‌؛ امیرکبیر در آینه تاریخ معاصر ایران

اگرچه امیرکبیر به شهادت رسید اما بذرهایی که کاشت، به‌تدریج جوانه زد:
 
دارالفنون به‌عنوان کانون (آموزش مدرن) روشنفکری:

این نهاد، الگویی برای تأسیس مدارس جدید در سراسر ایران شد. 
احداث مسجد و مدرسه دینی شیخ‌عبدالحسین در وسط بازار تهران و تعمیر و ترمیم بسیاری از مساجد در سراسر  کشور.

ایجاد الگوی «مصلح مقتدر»:
تجربه امیرکبیر نشان داد که در جامعه‌ای با ساختارهای سنتی قدرتمند، اصلاحات از بالا گرچه ضروری اما بدون بسیج پایگاه اجتماعی وسیع، در معرض خطر است. 
او برای نسل‌های بعدی روشنفکران ایرانی به یک نماد مبارزه با استعمار و استبداد داخلی تبدیل شد. 
 
طرح پرسش‌های اساسی:

رابطه دین و دولت در دنیای مدرن
موازنه استقلال و استفاده از دانش خارجی
نقش دولت در توسعه صنعتی
این پرسش‌ها که اولین بار به‌صورت منسجم در دوره امیرکبیر مطرح شدند، تا امروز نیز ذهن اندیشمندان ایرانی را به خود مشغول کرده‌اند. 
 
تأثیر بر مشروطه‌خواهی:

بسیاری از خواسته‌های مشروطه‌خواهان (قانونمداری، محدود کردن قدرت شاه، توسعه آموزش نوین) درواقع ادامه همان مسیری بود که امیرکبیر آغاز کرده بود. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها