میدان گازی پارسجنوبی تأمینکننده ۸۰ درصد انرژی و ۷۰ درصد گاز کشور است و در صورتیکه افت فشار گاز در این میدان گازی اتفاق بیفتد، تبعات جبرانناپذیری بهدنبال دارد. شاید برای همین است که وزیر نفت آن را «قصهای پرغصه» میداند؛ چرا که سالهاست کارشناسان نسبت به فشارافزایی در این میدان هشدار دادهاند. اما زمانی این مسأله جدیتر میشود که قطریها فشارافزایی چاههای این میدان مشترک را آغاز کرد که این امر میتواند مهاجرت گاز را نیز بهدنبال داشته باشد. اردیبهشت امسال محسن پاکنژاد وزیر نفت هم بر این موضوع صحه گذاشت و گفت: قطر، شریک پارسجنوبی در سمت خود به نام گنبدشمالی تا حدود دو سال دیگر نخستین پلتفرمهای فشارافزایی را احداث و بهکارگیری میکند و ما در خوشبینانهترین حالت اگر از همین فردا صبح عملیات اجرا را آغاز کنیم، طبیعتا به لحاظ زمانبندی تا حدودی عقبتر هستیم، بنابراین ضرورت داشت که گامهای اولیه برای اجرایی شدن این قرارداد برداشته شود. حتی مدیرعامل نفت و گاز پارس چندی پیش در رابطه با این موضوع، گفته بود: «با توجه به گذشت بیش از دو دهه از آغاز برداشت گاز از پارسجنوبی و استمرار روند فزاینده مصرف گاز در کشور، اکنون در نقطهای قرار گرفتهایم که بهمنظور تحقق طرح فشارافزایی، هیچ درنگی جایز نیست.»
برداشت گاز خام در پارسجنوبی به۳۰ میلیون مترمکعب میرسد
«تولید گاز در پارسجنوبی به ۷۲۵ میلیون مترمکعب رسید.» این خبری بود که محسن پاکنژاد، وزیر نفت در سفر به عسلویه عنوان کرد و توضیح داد: ۱۳ حلقه چاه جدید در میدان پارسجنوبی حفاری شده که حدود ۲۲ میلیون مترمکعب در روز به برداشت گاز خام کشور افزوده است. این مقدار افزایش برداشت با توجه به شرایط ناترازی انرژی که با آن مواجه هستیم، عدد قابلتوجهی ارزیابی میشود. وزیر نفت ادامه داد: براساس برنامهریزیهای انجامشده، پیشبینی میشود تا پایان امسال (ظرف دو ماه و نیم آینده) حدود چهار حلقه چاه جدید دیگر در قالب طرح حفاری درونمیدانی به بهرهبرداری برسد که با احتساب این چاهها، مقدار افزایش برداشت از پارسجنوبی درمجموع به حدود ۳۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد. به گفته وی، خوشبختانه در همین شرایط، رکورد جدیدی در میدان گازی پارسجنوبی ثبت شد و مقدار برداشت گاز از این میدان به حدود ۷۲۵ میلیون مترمکعب در روز رسید.
چالش جدی گاز ناتراز
با وجود رکوردزنی برداشت گاز از این میدان، فشارافزایی امری غیرقابلکتمان است و اهمیت فشارافزایی در زمستان و با آغاز محدودیتهای گازی برای صنایع و پتروشیمیها خود را نمایان میکند، چرا که دومین دارنده ذخایر گازی جهان با چالش ۴۰۰ میلیون مترمکعبی گاز دستوپنجه نرم میکند. چندی پیش، سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز، ناترازی این حامل انرژی در زمستان پیشرو را ۴۰۰میلیون مترمکعب اعلام کرد. این برآورد نگرانکننده است، زیرا افزون بر مصرف مستقیم گاز بهعنوان یکی از حاملهای اصلی انرژی، حدود ۹۰ درصد تولید برق کشور نیز به این منبع وابسته است. بنابراین، هرگونه اختلال در تأمین گاز میتواند به قطعی برق منجر شود و در کلانشهرهایی که برای تأمین آب پمپ نصب کردهاند، با چالش قطعی آب نیز مواجه خواهیم شد.
علاوه بر آن در صورت فشارافزایی، مجبور به واردات گاز آن هم با تعرفههای بالا نخواهیم شد و همچنین باید درنظر داشت مهاجرت گاز امری غیرقابلانکار است و پارسجنوبی به لحاظ موقعیتی که دارد اگر فشارافزایی آغاز نشود با مهاجرت گاز و کسری بیش از پیش گاز در زمستان مواجه خواهیم شد.
سالانه ۱۰ درصد تولید از بین میرود
گفته میشود که فشارافزایی باید در اولویت اقدامات وزارت نفت قرار گیرد، چراکه تأمین حدود ۸۰ درصد از گاز کشور از میدان پارسجنوبی بر کسی پوشیده نیست. اما با توجه به قرارگرفتن بسیاری از چاههای این میدان در نیمه دوم عمر خود و کاهش سالانه حدود ۱۰ درصدی تولید آنها، ضروری است نگاه بلندمدتتری برای تأمین گاز کشور اتخاذ شود. پرسش اینجاست: آیا برای تأمین گاز بخش خانگی، به واردکننده این حامل انرژی تبدیل خواهیم شد؟ در رابطه با این موضوع دو طیف نظر کارشناسی وجود دارد؛ یکی اینکه ایران بهعنوان دومین دارنده ذخایر گازی چنین باری را بر دوش نخواهد کشید و دیگر آنکه اگر فشارافزایی صورت نگیرد، مجبور به واردات ۳۰۰ میلیون مترمکعبی گاز در روز خواهیم شد.
پارسجنوبی نقش اصلی را در تأمین گاز کشور برعهده دارد و بیش از ۷۰ درصد مصرفی داخلی از همین میدان تأمین میشود. این مخزن، مشترک با قطر است و در فاز نخست توسعه، عمدتا بهدلیل فشار طبیعی زیاد، برداشت گاز بدون نیاز به کمپرسور یا تجهیزات خاص فشارافزایی انجام میشد اما طبق مدلهای شبیهسازی و تجربیات جهانی، پس از حدود ۲۰سال تولید مستمر، فشار مخزن کاهش یافته و این روند بهطور چشمگیری سرعت میگیرد. اگر کاری برای فشارافزایی نکنیم، هم حجم برداشت سالانه ایران کاهش مییابد، هم افت فشار در چاهها باعث میشود گاز زیادی در مخزن باقی بماند که برداشت آن بسیار دشوار یا حتی غیرممکن میشود. در نبود فشارافزایی، ما با اُفت طبیعی تولید روبهرو خواهیم شد. تخمینها از اُفت تولید ۱۰ تا ۱۵ درصدی سالانه طی پنج سال آینده حکایت دارد. این یعنی نه فقط برای پاسخگویی به نیاز داخل دچار مشکل میشویم، بلکه مجبور خواهیم بود برای حفظ صادرات، مصرف صنایع یا حتی سهم بازار داخلی را محدود کنیم. از طرف دیگر کشور قطر، با سرمایهگذاری گستردهای که از همین حالا برای فشارافزایی آغاز کرده، میتواند بخش بیشتری از ذخایر مشترک را برداشت کند و سهم ما کاهش یابد.
چرا پارسجنوبی مهم است
گفته میشود فشارافزایی از نان شب نیز واجبتر است؛ اما به نظر میرسد که چالشهای موجود پیدرپی خود را نشان میدهند و هرگونه تأخیر در اجرای آن به معنای پیشیگرفتن قطر در برداشت گاز است.این همسایه جنوبی، امسال برداشت خود از این میدان مشترک را آغاز میکند وبا توجه به شیبی که به سمت قطر وجود، این کشور عملا از سهم ایران برداشت خواهد کرد. درصورتیکه هیچ اقدام جدی برای فشارافزایی صورت نگیرد، تولید روزانه پارس جنوبی طی پنج تا هفت سال آینده ممکن است تا ۲۵۰میلیون مترمکعب کاهش یابد؛ رقمی که نزدیک به یکسوم تولید فعلی این میدان خواهد بود.
علت تعلل آغاز فشارافزایی چیست؟
قرارداد فشارافزایی میدان پارسجنوبی در اردیبهشتماه با چهار شرکت پیمانکاری امضا و مقرر شد تا این پروژه بهعنوان یک طرح اضطراری، با سرمایهگذاری صندوق توسعه ملی تسریع شود. با این حال، هنوز عملیات فشارافزایی آغاز نشده و کارشناسان، تأمین مالی را بزرگترین مانع پیشرو میدانند؛ چراکه این پروژهها نیازمند سرمایهگذاری چندمیلیارد دلاری است و با توجه به دشواری جذب سرمایهگذار خارجی بهواسطه تحریمها، انتظار میرود یا صندوق توسعه ملی تمهیدات لازم را بیندیشد، یا دولت منبع مالی جایگزینی برای سرمایهگذاری در این میدان مشترک تعیین کند.
این در حالی است که چندی پیش یکی از مقامات نفتی اعلام کرده بود پروژه فشارافزایی پارسجنوبی بهگونهای طراحی شده که با افزایش برداشت از میدان، بازگشت سرمایه به صندوق توسعه ملی نیز محقق شود. اکنون این پرسش مطرح است که آیا این پروژه حیاتی انرژی به سرانجام خواهد رسید؟